تبليغاتX
جوک-عكس-ترفند-دانلود- آموزش-كاريكاتور ..
در این وبلاگ سرگرم کننده شما لذت استفاده از اینترنت را درک خواهید کرد.
هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!
*********************************************
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!
*********************************************
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!
*********************************************
می گویند یک روز جرج بوش با لباس غواصی به عمق 200 متری اقیانوس رفته بود.
یک کوسه به طرفش آمد و از او پرسید: ببخشید! شما آقای بوش رئیس جمهور آمریکا هستید؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولی تو از کجا مرا شناختی؟
کوسه خندید و گفت: آخه دیدم به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی به پشتت بسته ای!!
*********************************************
به شخصی گفتند: زود باش زود باش جشن عروسی شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسی پسر خودت است.
طرف به یارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.
*********************************************
یه روز یکی می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه اونجا نوشته: ظرفیت 12 نفر.
میگه: ای وای خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بیارم!؟
*********************************************
یارو به شاگردش میگه: قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه.
شاگرد میره عقب ماشین، میگه: کار میکنه، کار نَمیکنه، کار میکنه، کار نَمیکنه...!
*********************************************
مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."
*********************************************
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم.
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم!
*********************************************
معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی و بر و بر منو نگاه میکنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری میخوای امتحان تاریخ بدی؟
طرف: من که نمیخوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.
*********************************************
یه دهاتیه پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه.
وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره.
راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟
دهاتیه میگه: بقیه ش مال خودت!!!
*********************************************
یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، یارو میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!
*********************************************
وسط شهر یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش، ‌زخم و می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌ میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!
*********************************************
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد.
بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد.
همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟
ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت.
چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و ملا دیگ را نیاورد.
همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.
اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.
همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟
ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!!!!
*********************************************
یک روز یکی دو تا دزد می گیره زنگ می زنه به 220
*********************************************
غضنفر داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید.
بعد یک مدت یکی میاد تو داروخونه میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌ کش جدید چیه! این خونه ما رو سوسک گرفته!
غضنفر میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن .
یارو میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا می‌کشیمشون.
غضنفر میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه !!
*********************************************
یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه!!!
*********************************************
آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده،‌ هی داد میزده: help me, hellllp!
یکی از اونجا رد میشده میگه:‌ احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی.
*********************************************
شخصی به حمام رفت بدون اینکه موهایش را خیس کند به آن شامپو زد.
از او پرسیدند چرا این کار را کردی؟
جواب داد آخه رو شامپو نوشته شده بود برای موهای خشک.
*********************************************
از زرنگی می پرسن دو دوتا میگه چهارتا برای جایزه بهش چهارتا گردو می دن.
یه روز دیگه ازش می پرسن دو دو تا می گه یه گونی.
*********************************************
بابای یکی میمیره، مجلس ختمش رفیقاش همه میان بهش تسلیت میگن.
بنده خدا خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت کشیدین تشریف آوردین، ‌شرمنده کردین... ایشالله ختم پدرتون جبران می‌کنم!
*********************************************
روزی از یک چوپان می پرسند:این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته؟
می گه:نع...نع..نع!!!
*********************************************
از آقای خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟
خیابانی میگه: چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی! 
*********************************************
اولی:به نظر تو موقع تشیع جنازه جلوی تابوت باشی بهتر است یا پشت تابوت؟
دومی:فرقی نمی کند فقط باید سعی بکنی داخل تابوت نباشی.
*********************************************
یوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت آقای ناظم کمک کنید الان نزدیک به نیم ساعت است که پرویز با بردارم دعوا می کند و داره اون رو میزنه .
ناظم در حال خروج از پرویز پرسید:چرا زودتر نیامدی بگویی؟
پرویز سری خاراند و گفت:اخه تا الان داداشم داشت اونو میزد.
*********************************************
یه روز به یه مرد یه اسب می دن که برای اولین بار اسب سواری کنه اون هم بدون زین خلاصه مرد سوار اسب میشه و اسب همینطور که یورتمه می ره مرد به طرف عقب سر می خوره تا اینکه پس از مدتی به انتهای اسب (دم اسب) می رسه.
ناگهان داد می زنه: این اسب تموم شد یکی دیکه بیارین!!!
*********************************************
یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون.
یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»!
زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟
گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»
*********************************************
یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!
*********************************************
به یکی میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟
می گه: راهنمام گیر کرده!!
*********************************************
یکی کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید.
*********************************************
دو نفر میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف شهرشون.
نزدیکای شهرشون یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده.
اون یکی درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: بیا که ماشین موتور نداره!
خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم!
اون یکی میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: بیا که از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم.
*********************************************
یکی دکتر آزمایشگاه بود و روی یه مگس داشته آزمایش میکرده یه روز بالهای مگس رو ازش جدا میکنه بعد به مگسه میگه بپر! مگسه نمیپره برای بار دوم و سوم تکرار میکنه که بپر! ولی مگسه نمی پریده ! در آخر نتیجه آزمایش رو اعلام میکنه: که اگر بالهای مگس را از تنش جدا کنید گوشهایش نیز کر میشود !
*********************************************
به یه مرده میگند: ماشینت چه رنگیه ؟
میگه:نوک مدادی.
میگند:دروغ نگو ماشینت قرمزه!
میگه مگه نوک مداد قرمز نداریم!!!
*********************************************
یه روز یه بنده خدایی همه چراغ قرمزا رو پشت سر هم رد میکنه و به هشدار پلیسم هیچ توجهی نمیکنه.
بالاخره پلیس تعقیبش میکنه و یه جایی نگهش میداره.
ازش میپرسه چرا پشت چراغ قرمزا واینمیسادی و همه شونو رد میکردی؟
میگه من از یه نفر آدرس پرسیدم گفت چراغ اولو رد میکنی چراغ دومو رد میکنی رسیدی چراغ سوم میپیچی دست راست!
*********************************************
یکی می میره میره اون دنیا . ازش میپرسن میری بهشت یا جهنم ؟
نگاه می کنه به جهنم می بینه دار و درخت و آب و بلبل و همه چیز مرتبه. میگه میرم جهنم .
تا درو باز می کنن می بینه شعله های آتیش از همه جا بلند شده . شاکی میشه میگه این که این طوری نبود .
میگن یه مدت کسی نیومده بود رفته بود رو screen saver.
*********************************************
یارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت میرفته، افسره جلوشو میگیره.
بهش میگه: شما گواهینامه دارین؟
یارو میگه نخیر!
میگه: کارت ماشین چی؟
مرده میگه: دارم ولی مال خودم نیست، مال اون بدبختیه که جسدش تو صندوق عقبه!
افسره کف میکنه، میره سریع به مافوقش گذارش میده.
خلاصه بعد از یک ربع سرهنگ مافوقش میاد.
از مرده میپرسه: آقا شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین؟!
یارو میگه: چرا قربان، بفرمایین! دست میکنه از تو داشبرد گواهینامه و کارت ماشین رو درمیاره، میده خدمت سرهنگ.
سرهنگه میگه: میتونم صندوق عقب ماشینتونو بازرسی کنم؟
یارو میگه: خواهش میکنم، بفرمایید سرهنگه میره در صندوق عقب رو باز میکنه میبینه اونجا هم خبری نیست.
برمیگرده به مرده میگه: ولی زیردست من گزارش داده که شما گواهینامه و کارت ماشین ندارین و یه جسد هم تو صندوق عقب ماشینتونه!
یارو میگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون که مشاهده کردین. به خدا این افسره عقده ایه! دوست داره بیخودی به ملت گیر بده! لابد بعدشم گفته که من داشتم ... .
*********************************************
یه هواپیما تو قبرستون سقوط میکنه، فردا رادیو میگه: شب گذشته یک فروند هواپیمای توپولوف در حومه شهر سقوط کرده و تا این لحظه 34513 جسد کشف شده! عملیات برای یافتن اجساد بقیه قربانیان همچنان ادامه دارد!
*********************************************
یکی میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی اون که قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف کنه، اون میگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو. اون میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه
*********************************************
یکی 10 تومن میندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ یک ماشین میزنه بهش، درب و داغونش میکنه. همون وقت یک بابای دیگه‌ای داشته یک پولی مینداخته تو همون صندوق، ‌اون با حال زار پامیشه، ‌میگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
*********************************************
دو نفر میرن یک رستوران کلاس بالا، ‌دو تا کوکا سفارش میدند‌، بعد هم یکی یک ساندویچ از کیفشون درمیارند، ‌شروع می‌کنند به خوردن. گارسونه میاد میگه: ‌ببخشید،‌شما نمی‌تونید اینجا ساندویچ خودتونو بخورید. اونا یک نگاهی به هم می‌کنند، ‌ساندویچاشونو باهم عوض می‌کنند!
*********************************************
یه جایی جشن بوده، یکی همینجوری میره تو و شروع میکنه به رقصیدن و بخور بخور. یکی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو کی دعوت کرده؟ اون میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده!
*********************************************
تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، یکی تماشا می‌کرده. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون میدن، یکی شاکی میشه، میگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگیردش!
*********************************************
یکی میفته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میکنیم باهاش قایق درست میکنیم. اون هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شکمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میکنم!
*********************************************
یکی با زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زنش وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برایش می‌گذاره که: منو فردا ساعت 6 بیدار کن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می‌بینه شوهرش براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو زن! ساعت شیشه!
*********************************************
یکی با ماشین میره تو دره، بهش میگن: چی شد بابا؟ چرا افتادی تو دره؟ میگه: والله ما داشتیم تو جاده با ماشین میرفتیم، هی جاده پیچید، من پیچیدم، ‌دوباره جاده پیچید، باز من پیچیدم،‌ یهو جاده پیچید، من نپیچیدم!
*********************************************
یکی تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! یکی از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم!
*********************************************
- ببینم شما چند سال دارید؟
- ۹۷ سال.
- خب خانم چند سال دارند؟
- ۹۵ سال.
- و شما در این سن تقاضای طلاق کردید؟
- راستش قصد داشتیم خیلی زودتر از اینها این کار رو بکنیم اما خانم گفت بچه ها کوچکند بگذار بزرگتر بشوند بعدا"...!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 13:23  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
 

سلام

 خیلی وقت بود براتون اس ام اس و جوک نذاشته بودم ولی امروز می خوام جبران کتم.

امیدوارم خوشتون بیاد.

نظرتون رو بعد از خوندنش حتما بنویسید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

یه آبادانیه با یه فرانسویه راه میرفتن، فرانسویه می گه: ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که آبادانیه چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود!!!
*********************************************
از یکی میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ یکی انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچه همسایمونه، ولی همیشه خونه ماست
*********************************************
آبادانیه میخواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت میشه شلوارش رو پشت و رو میپوشه و با عجله میدوه تو خیابون، یهو یک ماشین میاد میزنه درازش میکنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، میگه: طوریت که نشده؟ آبادانیه یک نگاه به سر تا پاش میکنه، چشمش میافته به شلوارش، میگه: چی چیو طوری نشده، ولک زدی حسابی پیچوندی
*********************************************
آرداواس بعد بیست سال از آمریکا برمیگرده ایران و یک ساندویچ فروشی میزنه. روز اول، یکی میاد میگه: قربون دستت، یک ساندویچ سوسیس بده. آرداواس که هنوز خوب از حال و هوای دیار کفر درنیومده بوده، میپرسه: "تو گو" بدم؟ یکی شاکی میشه، میگه: نه مرتیکه، تو نون بده!
*********************************************
یکی تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده، یک قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. راننده قطاره هم که آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین که قطار واستاد، او یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه اونو رو میگیرن میبیرن بازجویی، اونجا بازجو بهش میتوپه که: مرتیکه خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم
*********************************************
یکی رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. یکی یه خرده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟
*********************************************
یکی ساعت سه نصفِ شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرِ شما الان آقای خامنه‌ای خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً باید خواب باشن. یکی میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقای رفسنجانی چی، ایشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل ایشون هم خواب باشن. یکی میگه : ببخشید ولی آقای احمدی نژاد چی؟ یارو میگه:باید خواب باشن . یکی میگه: پس دمت گرم حالا که همه اینا خوابن یه شو هندی بذار حال کنیم
*********************************************
عملیه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حیاط واسه خودش بساط میزونی جور کرده بوده و تو حال بوده، که یهو یک توپ از آسمون میاد میزنه بساط منقل و وافورش رو به گند میکشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همینجوری هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرین یکرده که یهو صدای زنگ در بلند میشه و حالا زنگ نزن کی زن! جناب عملی با هزار بدبختی، خودشو میرسونه دم در، میبینه پشت در یک بچه ده-یازده ساله واستاده، هی داد میزنه: توپم...توپم! یارو خیلی شاکی میشه، میگه: ای بی ظرفیت! بابا خوب منم توپم... دیگه نمیام کاسه کوزه مردم رو بهم بزنم که
*********************************************
یکی میره قنادی، میگه: ببخشید کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو میگه: نخیر نداریم. فردا دوباره یکی میاد، میپرسه: شرمنده، کیک هفتاد طبقه دارید؟ باز قناده میگه: نخیر نداریم. خلاصه یک هفته تمام هر روز کار یکی این بوده که بیاد سراغ کیک هفتاد طبقه بگیره و قناده هم هرروز جواب میداده که نداریم. آخر هفته قناده باخودش میگه این بابا که مشتری پایس... بگذار یک کیک هفتاد طبقه براش بپزیم، یک پول خوبی هم شب جمعه‌ای بزنیم به جیب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو میگذاره یک کیک خوشگل هفتاد طبقه ردیف میکنه. شنبه اول صبح یکی میاد، میپرسه: ببخشید، کیک هفتاد طبقه دارید؟! یارو با لبخند بر لب میگه: بعله که داریم، خوبشم داریم! یکی میگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بیست چهارش به ما بده
*********************************************
بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن میمیره، علی میره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاریخ و امضا هم پول نمی‌گیریم. علی می‌گه بنویس: بهمن تیر خرداد مرداد !
*********************************************
آرنولد میره آبادان، همون شب اول آبادانیه تو خیابون بهش گیر میده که: ولک تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خیابون دیدی بهم سلام کن! خلاصه اونقدر التماس میکنه، تا آخر آرنولد قبول میکنه. فرداش آبادانیه داشته با دو سه تا از رفیقاش تو خیابون ‌چرخ میزده، یهو ارنولد میاد میگه: سلام عبود! آبادانیه میگه: اَاه‌ه‌ ... باز این سیریش اومد!
*********************************************
معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا – بی – سی – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...
*********************************************
در نیویورک خانم مستر اسمیت رفت پیش وکیل دادگستری و گفت: من می‌خوام از شوهرم طلاق بگیرم. وکیل گفت: بسیار خوب، مانعی ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهید تا ترتیب کارتان را بدهیم. خانم گفت: زکی! 500 دلار می‌گیرند که او را بکشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟
*********************************************
سه نفر به جزیره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در دیگ آب جوش انداختند. کمی بعد در اولین دیگ را برداشتند دیدند اولی از ترس مرده. در دیگ دومی را برداشتند دیدند از ترس بیهوش شده. در دیگ سوم را برداشتند، یکی که توی دیگ بود، در حالی که بدنش را مالش می‌داد گفت: ببخشید روشور دارید؟
*********************************************
شنیدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بیماریش چی بود؟ سرماخوردگی. یعنی بر اثر سرماخوردگی فوت کرد؟ آره، آخه وسط خیابون یهو عطسه‌اش میگیره، تا می‌ایسته عطسه کنه یه ماشین بهش می‌زنه!
*********************************************
یک بنده خدایی لنگ بوده و روی کشتی هم کار می کرد هروقت از سرکارش می آمده تمام بدنش خیس بوده زنش باهاش دعوا می کنه این چه وضعیه تو چرا هر وقت می آیی همه لباسهایت خیس است
بنده خدا می گه هروقت کشتی را نگه می دارند می گویند لنگرو بندازید و من برمی دارن می ندازن تو دریا
*********************************************
یک ایرانی با یک خارجی ازدواج می کنند خارجی اسمش بیل هست مرند رستوران مادر دختر زنگ میزنه می گوید چکار می کنی میگه دارم با بیل غذا می خورم می گه وای خدا مرگم بده قاشق نداشتی با بیل غذا میخوری
*********************************************
غضنفر دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! غضنفر میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد!
*********************************************
یکی مرده شور بوده، بعد از یه مدتی میگیرنش دهنش رو سرویس میکنن. رفیقاش میپرسن بابا مگه این بیچاره چی کار کرده بود؟ میگن: این پدرسوخته سوالای شب اول قبر رو تکثیر کرده بود بین مرده‌ها تقسیم می‌کرد
*********************************************
چندنفر داشتن میرفتن کوه، سرپرستشون (که از قضا لکنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع می‌کنه میگه: چ چ چ.... ملت اول یکم نگاش می‌کنن ببینن چی‌میخواد بگه،‌ بعد می‌بینن نمی‌تونه حرفش رو بزنه، بی‌خیال میشن و راه میافتن، این بابا هم همه مسیر همینجور هی ‌میگفته چ..چ..چ.. وقتی میرسن بالا میخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره میگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر یادم رفت! ملت میگن ای بابا رودتر می‌گفتی، حالا باید برگردیم پایین! تو راه برگشت سر پرسته هی میگفته: ش ش ش.. ولی ملت دیگه شاکی بودن و کسی توجه نمی‌کرده، وقتی می‌رسن پایین یارو بالاخره میگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخی کردم
*********************************************
یکی چراغ جادو پیدا میکنه، دست میکشه روش غولش در میاد میگه: ‌دو تا آرزو بکن. یکی میگه: یه نوشابه خنک میخوام که هیچ وقت تموم نشه. غوله بهش میده، یکی یکم میخوره میگه: ‌به به! چقدر خنکه! یکی دیگه هم بده
*********************************************
یکی 15 سال به یه مورچه یاد می ده با چوب غذا بخوره مورچه رو می یاره تو میدون که به مردم نشون بده همه دور تا دور وایساده بودن نگاه می کردن . یکی از اونجا رد می شه می بینه همه عقب وایسادن مورچم وسطه می ره با پا موچه رو له می کنه می گه: اخه مورچم ترس داره؟!!!
*********************************************
یکی از زمین و زمان گله می کرده می گه: چه دنیای بدی شده ادم نمی تونه به هیچ کس اعتماد کنه از صبح تا حالا از 10نفر ساعت پرسیدم هر کدوم یه چیز می گن نمی دونم حرف کدوم رو باور کنم؟
*********************************************
یکی تو استادیوم بوده داشته فوتبال نگاه می کرده هی می گفته عجیبه واقعا غجیبه.می گن چی عجیبه؟ می گه: 100هزار تماشاچی 22تا بازیکن 3تا داور .می گن خوب چیش عجیبه؟ می گه گنجشکه همه رو ول کرده ریده رو سر من!!!
*********************************************
زن و شوهری به سینما رفتند. در اواخر فیلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: این کسی که بغل دست من نشسته از اول فیلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتی جواب داد: به درک که خواب است. حالا چرا منو از خواب بیدار کردی؟
*********************************************
دو نفر در طول مهمانی کنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت یک کلمه هم با هم حرف نزدند پس از دو ساعت یکی از آنها به دیگری گفت: پیشنهاد می‏کنم حالا در مورد موضوع دیگری سکوت کنیم!
*********************************************
یکی با زنش رفته بوده سینما، تو فیلم یهو یه گاوه شروع می‌کنه دویدن طرف تماشاچیا. یکی یهو میپره زیر صندلی، زنش میگه: ‌بابا خجالت بکش! این فیلمه. او میگه: زن! من و تو می‌دونیم فیلمه، گاوه که نمی‌دونه!
*********************************************
یکی کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن
*********************************************
به یکی میگن تا حالا موز خوردی؟ میگه: آره ، همون که هستش یک وجبه؟
*********************************************
مشتری: آقا چرا دیگه می‌خواهی توی حلقم را کیسه بکشی؟ دلاک: آخه خودتون گفتین گلوتون چرک کرده!
*********************************************
زن: من بر خلاف تو همیشه موقع شنا سرم از آب بیرونه. شوهر: آخه عزیزم، چیز سبک همیشه روی آب می‌مونه!
*********************************************
پسر کوچولو رو به مادرش کرد و گفت: من نمی‌دانم چرا شب‌ها که دلم نمی‌خواهد بخوابم به زور مرا می‌فرستی بخوابم ولی صبح‌ها که دلم نمی‌خواهد از خواب بیدار شوم به زور مرا بیدار می‌کنی؟
*********************************************
صاحبخانه: هر وقت می‌گویم اجاره را بده، می‌گویی: بگذار حقوق بگیرم، پس کی حقوق می‌گیری؟ مستاجر: هر وقت که استخدام شدم
*********************************************
دیوانه اولی: ببینم، مگه تو کری که جواب سلام منو نمی‌دی؟! دیوانه دومی: نه اون احمد داداشمه که کره، من لالم
*********************************************
به یکی میگن یه معما بگو،‌ میگه: اون چیه که درازه،‌ زرده، موزه؟!
*********************************************
یکی سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم
*********************************************
یکی میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ اون میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!
*********************************************
یکی 19 تا بچه داشته،‌ بهش میگن: چرا یک بچه دیگه نمیاری، رُند شه؟! میگه: فرزند کمتر، زندگی بهتر!
*********************************************
یکی میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده !
*********************************************
یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، طرف میگه: بچه‌ها در برین صاحبش اومد!
*********************************************
یکی تو اتوبوس واستاده بوده، یهو میبینه بند کفشش بازه. به کنار دستیش میگه: آقا قربون دستت، ‌یک دقیقه این میله رو نگردار من بند کفشم رو ببندم!
*********************************************
معتاده میخواسته تاکسی بگیره، ‌به یک تاکسی میگه: مُشتقیم! تاکسیه،‌ پنج متر جلو تر نگه میداره. یارو میگه:‌ ای بـابـا! من که می‌خواستم اونجا پیاده شم
*********************************************
یکی از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم!
*********************************************
یکی میره شکار خرگوش، صدای هویج در میاره!
*********************************************
به یکی میگن: کجا داری میری؟ میگه: دارم برمیگردم
*********************************************
یکی به رفیقش میگه: میخوام دختر شاه رو بگیرم! رفیقش میگه: چرت نگو مومن! مگه کشکیه؟! یکی میگه: بابا من که راضیم، ننم هم که راضیه، فقط مونده شاه و دخترش
*********************************************
یکی پرتقال خونی میخوره، ایدز میگیره
*********************************************
یکی کلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره کلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میکنن
*********************************************
از یکی میپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: هفت تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا این که فقط یکیه! میگه: آخه دادم mp3ش کردن
*********************************************
یکی میافته تو چاه، فامیلاش سند میگذارن درش میارن
*********************************************
میخواستن یکی رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک گوشه بشین
*********************************************
به یکی میگن دو دوتا چند تا میشه ؟ میگه 5 تا میگن خاک بر سرت چرا 5 تا ؟ میگه آخه علم پیشرفت کرده !!
*********************************************
یکی خودشو دار می‌زنه، بعلت ضربه مغزی می‌میره! میان می‌بینند با کِش خودشو دار زده!
*********************************************
مرد: قسم می‌خوری که منو به خاطر پولهایم دوست نداری؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم.
*********************************************
زن: اگه امشب نیایی بریم خونه مامانم دیگه منو نمی‌بینی! مرد: برای چی؟ زن: واسه اینکه چشمهاتو درمی‌آورم!
*********************************************
یکی می‌خواسته گردو بشکنه، گردو رو میگذاره زیر پاش، با آجر میزنه تو سرش!
*********************************************
یکی میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره!
*********************************************
یکی وزیر مخابرات میشه بعد از یه هفته مخابرات ورشکسته میشه! از طرف دولت هیئتِ تحقیق تشکیل‌میدن، می‌بینن برای رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشی‌های ‌تلفنای همگانی رو بیسیم کرده
*********************************************
یکی ساندویچ‌فروشی داشته، ‌یک روز یک بابایی میاد میگه: ‌قربون یک ککتل بده، ‌فقط بی‌زحمت توش گوجه نگذار. طرف میگه: آقا امروز اصلا گوجه نداریم، میخوای خیارشور نگذارم؟
*********************************************
به یکی میگن چند تا بچه داری؟ میگه 2 تا . می‌پرسن: کدومش بزرگتره؟ میگه: خوب اولیش
*********************************************
یکی میره ماه عسل، یادش میره زنش رو ببره
*********************************************
یکی دوتا دزد می‌گیره، زنگ می‌زنه به 220!
*********************************************
به یکی میگن: چند تا حیوون نام ببر که پرواز کنه. میگه:‌ کبوتر، کلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر که پرواز نمیکنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد!
*********************************************
اولی از دومی میپرسه قبله کدوم طرفه؟! یارو نشونش میده، یکی میگه:‌ باید خیلی برم؟
*********************************************
آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده،‌ هی داد میزده: help me, hellllp! یکی از اونجا رد میشده میگه:‌ احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی
*********************************************
تمساحه میره گدایی،‌ میگه:‌ به من بدبختِ مارمولک کمک کنید
*********************************************
یکی سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ‌ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم
*********************************************
یکی یه بسته هزار تومنی میشمره، 250 تومن کم میاره!
*********************************************
به یکی میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر
*********************************************
از یکی می‌پرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم... اونم نه
*********************************************
یک بابایی یه ماهی تو پاکت دستش بوده، رفیقش میبیندش، ازش می‌پرسه: جریان ‌این ماهیه چیه؟ میگه: ‌دارم برای شام می‌برمش خونه. ماهیه میگه: مرسی من شام خوردم، منو ببر سینم
*********************************************
یکی یه سکه اززیر خاک پیدا میکنه، روش نوشته بوده تاریخِ ضرب: 200 سال قبل از میلاد!
*********************************************
یکی زنگ میزنه 118، میگه: ببخشید شماره تلفن غضنفر رو دارین؟! یارو میگه: نه. یکی میگه: پس من میخونم یادداشت کنین!
*********************************************
یکی میخواسته به فلسطینیا کمک کنه، براشون سنگ پست میکنه
*********************************************
یکی سوار اتوبوس میشه، میره یک گوشه وامیسته. راننده بهش میگه: آقا این همه صندلی خالی، چرا نمیشینی؟ یکی میگه: حالا صبر کن، دو دقیقه دیگه همین یک ذره جا هم پیدا نمیشه
*********************************************
یکی تو مانور شرکت میکنه، اسیر میشه!
*********************************************
یکی میره مغازه میگه: آقا یه بیسکویت خوب بدین. بقاله میگه: ساقه طلایی خوبه؟ میگه نه. میگه: ویفر خوبه؟ میگه نه . میگه گرجی خوبه؟ میگه نه. میگه: مادر خوبه؟ میگه: قربان شما، دست بوسن!
*********************************************
یکی بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه!
*********************************************
به غضنفر گفتند: ۱۷ شهریور چه روزیه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!
*********************************************
اصفهانیه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !
*********************************************
به غضنفر میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه: ای بابا، کی میاد زنش رو بده به ما؟!
*********************************************
باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بیار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بیاریش!
*********************************************
غضنفر یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید: شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی که توی ابهر سر کوچه چراغی مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشید! عوضی گرفتم.
*********************************************
مرد: بازهم که پارچه خریدی؟ زن: می‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: این که چهار متر پارچه است؟ زن با بقیه‏اش هم برای خودم یه پیرهن می‏دوزم.
*********************************************
یکی ترکه می‌رسه، می‌خورنش.
*********************************************
دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. یکی از آنها گفت: بیا شیر یا خط بیندازیم. اگر شیر شد میریم دوچرخه سواری، اگر خط شد میریم فوتبال و اگر سکه روی لبه‌اش ایستاد میریم درس می‌خونیم!
*********************************************
یکی خبر داغ می‌شنود، گوشش می‌سوزد!
*********************************************
موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من دارید؟
*********************************************
یکی چهار تا قالب صابون می‌خوره تا به مرز خودکفایی برسه!
*********************************************
یکی نبض بیمار را گرفت و گفت: نمی‌دانم مریض مرده یا ساعت من خوابیده!
*********************************************
ببینم، داداش شما چیکاره است؟ راننده است، «روی» ماشین بابام کار می‌کنه، داداش شما چطور؟ داداش من مکانیکه، «زیر» ماشین مردم کار می‌کنه!
*********************************************
وقتی زنت خونه نیست چه کار می‌کنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت!
*********************************************
یکی سرشو قیرگونی کرده بود، میگن چرا اینجوری کردی؟ میگه: بینی‌ام چکه می‌کرد!
*********************************************
یکی می‌ره سیگار فروشی: آقا سیگار برگ دارین؟ خیر. پس یک بسته کوبیده بدین!
*********************************************
راستی فهمیدی دیشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بیمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هیچی، زنم فکر کرد، که دیر اومدم خونه!
*********************************************
معتادی که در حال کشیدن سیگار بود، می‌گوید: یه ژمین لرژه هم نمیاد که خاکشتر شیگارم بیفته!
*********************************************
بچه‌ای از پدرس پرسید: فرق تفنگ و مسلسل چیست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتی من و مادرت حرف می‌زنیم بیا گوش کن. آن وقت می‌فهمی فرقش چیه!
*********************************************
رئیس: خجالت نمی‌کشی تو اداره داری جدول حل می‌کنی؟ کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی‌ذاره آدم بخوابه!
*********************************************
چرا با جوراب خوابیدی؟ آخه اینطوری راحت‌تر می‌خوابم! واسه چی؟ واسه اینکه دیشب با کفش خوابیدم، خوابم نبرد!
*********************************************
اولی به دومی: آن دو نفر را می‌بینی؟ ده سال است که ازدواج کرده‌اند و به قدری یکدیگر را دوست دارند که آدم فکر می‌کند اصلا ازدواجی بین‌شان صورت نگرفته است!
*********************************************
مرد خسیسی که سی سال قبل از یک فروشگاه کفشی خریده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمدیم!
*********************************************
یه نفر کولرش خراب میشه . با عصبانیت به بچه هاش می گه : مگه نگفتم ۴ نفری جلوی کولر نشینید
*********************************************
خروسه می خواسته زن بگیره پول نداشته می ره گالینا بلانکا می خره!!!
*********************************************
یکی شلوارش رو بر عکس می پوشه . ننش می بینه بهش می گه : الهی قربونت برم . وقتی میری انگار داری میایی .
*********************************************
یه روز یه خرگوشه این قدرهویج می خوره یکی ازش میپرسه چرا این قدر هویج می خوری. خرگوش: هویجوری
*********************************************
یکی باسه اولین بار جلوی آیینه میره .با خودش میکه این چهره چقدر برام آشناست.بعد مگه او او من اینو توی آرایشگاه دیدم
*********************************************
به یکی میگن چرا یک حرف رو باید برات دوبار تکرار کنن. یکی میگه:ها؟؟
*********************************************
یکی میره رستوران پیش خدمت میگه: آقا شیر بیارم یاموز. میگه: اقا دست شما درد نکن یکی از اون یاموزابرای ما بیار
*********************************************
یه روز از بابای شهید فهمیده می پرسن: از پسرت راضی هستی؟ میگه: چی میگی بابا. هنوز دارم قسط تانکه رو می دم!!
*********************************************
یکی نماز قضا زیاد داشت زیر جا نمازش کاربن گذاشت
*********************************************
یه روز یکی می خواست بره بهشت زهرا گل فروشی بسته بود بجاش کمپوت خرید
*********************************************
یه روز یه مرده از حال میره از اتاق پزیرایی سر درمی یاره
*********************************************
یه پرگار ضربه ی مغزی می شه شش ضلعی می کشه
*********************************************
روز قیامت از چوپان دروغ سئوال میکنند :میگند :اسم . چوپان دروغگو جواب میده :دهقان فداکار
*********************************************
گنجیشکه با موتور تصادف میکنه.....بیهوش میشه....میندازنش تو قفس...به هوش که میاد میله ها رو میبینه ..میزنه تو سر خودش میگه خاک بر سرم شد....موتوریه مرد.....
*********************************************
یه روز یه پسر میره خواستگاری دختره میگه می خوام درس بخونم پسره میگه عیبی نداره یه ساعت دیگه برمی گردم  
*********************************************
الهی تو خورشید بشی من زمین که سالی یک بار من دور تو بگردم ولی تو سالی 365 بار دور من بگردی
*********************************************
یکی اسم بچش رو می ذاره اس ام اس . می گن این چه اسمیه ؟ می گه : چیه از پیام که باکلاس تره
*********************************************
یکی تو انتخابات کاندید می شه 3 تا رای می یاره . شب می ره خونه خانومش یکی می خوابونه تو گوشش می گه: می دونستم پای یه زن دیگم وسطه
*********************************************
از اسمون با هام تماس گرفتند گفتن قشنگ ترین ستاره گم شده ولی نگران نباش من لو نمی دم تو رو
*********************************************
بهترین انتقام از زنی که شوهرتون رو از چنگتون در اورده می دونی چیه؟ بذاری شوهرتون مال اون بمونه
*********************************************
جهان بیش از 6 میلیارد جمعیت دارد یکی نیست به منه احمق بگه : چرا واسه تو مسیج فرستادم
*********************************************
به یه نفر می گن شما چه جوری شخصیت خودتون رو می شناسید؟ می گه یا ارایه بلیط
*********************************************
در اصفهان هیچ کس ساعت ندارد چون همه از ساعت میدان شهر استفاده می کنن
*********************************************
زنها علاقه زیادی به ریاضیات دارند زیرا انها سن خود را تقسیم بر دو می کنند قیمت لباسهایشان را ضربدر دو و حقوق شوهرانشان را ضربدر سه و پنجاه سال هم به سن دوستان خود می افزایند
*********************************************
سوسکه اکس می خوره می ره جلوی دمپایی می گه : بزن د بزن دیگه لعنتی راحتم کن
*********************************************
خیلی خیلی ببخشید مزاحم وقت شریفتون شدم واقعا قصدی نداشتم اما یه سوال پیش اومده سالهاست که باید می پرسیم .......ایران که نفتش رو می فرسته به کشورای دیگه بشکش رو پس می گیره؟!!!
*********************************************
می دونی فرق پیاز با هندوانه کال چیه؟ وقتی پیاز رو قارچ می کنی چشت می سوزه هندوانه کال رو که قارچ می کنی دماغت می سوزه
*********************************************
امروز روز خوشتیپ ترین دوست یا فامیل دنیاست تو هم این اس ام اس رو به کسی که فکر می کنی هیچ کس براش تبریک نمی فرسته بفرست
*********************************************
پسره از بالا درخت می افته پایین . بلند می شه می گه خوب شد نمردم وگرنه بابام می کشتم
*********************************************
یه روز دوتا خلافکار با هم ازدواج می کنن بچشون می شه بسیجی .چرا؟ منفی در منفی مثبت
*********************************************
یکی رو برق 3 فاز می گیره پرت می کنه بلند می شه می گه : اگه مردین یه فاز یه فاز بیاین جلو
*********************************************
از یه جوحه تیغی کوچولو می پرسن آرزوت چیه؟ نگاهی معصومانه می کنه می گه: بغلم می کنی؟
*********************************************
اهدا اس ام اس اهدا زندگیست هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.انجمن بیماران اس ام اسی
*********************************************
یارو می ره الکتریکی میگه: گلاب به روتون لامپ دارید؟ یارو می گه: داریم ولی چرا گلاب به رومون؟ یارو می گه: اخه واسه توالت می خوام
*********************************************
یکی می ره جبهه بعد از 2 روز برمی گرده .میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟ میگه : بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن
*********************************************
یکی فیلم جنگی می بینه .اخر فیلم که تموم می شه جو می گیردش سینه خیز می ره تلویزیون رو خاموش می کنه
*********************************************
به یکی می گن برو سی دی خام بخر .می گه: صوتی یا تصویری؟
*********************************************
یکی رادیو گوش می داد رادیو می گه خیابون انقلاب به امام حسین بسته است. ترکه می گه خوب بابا چرا قسم می خوری حالا؟
*********************************************
همیشه از خدا می خواستم که تو زندگیم یه همراه خوب داشته باشم همراهی که همیشه کنارم باشه و من بتونم به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنم خدایکیشو بهم داده همراه من نوکیاست مال تو چیه؟
*********************************************
یکی می ره مکه تو مراسمی که باید به شیطون سنگ بزنه یهو سنگاش تموم می شه.....اونم به جاش فحش می ده
*********************************************
یکی وایساده بوده دم مسجد داشته خرما خیرات می کرده یهو یکی می یاد یه مشت بر می داره .ترکه دستشو می گیره می گه: هووووووی چه خبرته؟ یه نفر ادم مرده اتوبوس که چپ نکرده!!!
*********************************************
بچه : بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟ بابا جون می ذارن بره بالا کوچیک که شد می دزدنش
*********************************************
یادت باشه که یادت بندازم که به یادم بیاری که یاد بدی دیگه این وقت شب با اس ام اس کسی رو بیدار نکنم!!!
*********************************************
دختره به دوستش می گه نامزدت چه شکلیه؟ دوستش می گه: مثل اسب نجیب.مثل پلنگ مهربون. مثل شیر قوی .مثل عقاب تیزبین .دوستش میگه حالا کی بریم باغ وحش ببینیمش؟
*********************************************
نانوا هم جوش شیرین می زند بیچاره فرهاد!!!!!
*********************************************
مرد دوستی را کشف کرد و عشق را اختراع کرد زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد
*********************************************
مرد تجربه را کشف کرد و پول را اختراع کرد زن پول را کشف کرد و خرید را اختراع کرد
*********************************************
از ان به بعد مرد چیزهای بیشتری کشف کرد و اختراع کرد ولی زن همچنان مشغول خرید بود
*********************************************
یکی تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده
*********************************************
به یکی می گن از مسافرت چی اوردی؟ می گه: تشریف
*********************************************
یکی با یکی تصادف می کنه افسر می یاد میگه: کدومتون مقصرید؟.......یکیشون می گه والا من خواب بودم ندیدم از این اقا بپرس
*********************************************
به یکی می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار ار شقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست
*********************************************
یکی رو می برن اعدام کنن بهش می گن تورو اعدام می کنیم تا درس عبرتی باشه واسه بقیه می گه:نمی شه بقیه رو اعدام کنید تا درس عبرتی باشه واسه من
*********************************************
به یکی می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟
*********************************************
به یکی می گن می دونی امام حسین کجا خاک شد؟ می گه: نه .می گن: کربلا می گه: ای خوشا یه سعادتش
*********************************************
به معتاده می گن با 45و46و47و48 جمله بساز .می گه: چلا پنجه می کشی . چلا شیشه می کشی .چلا هشتی ناراحت . چلا حف نمی زنی!!!
*********************************************
به یکی می گن اینهمه تریاک می کشی معتاد نشی! می گه: نه بابا من 4ساله هرروز دارم می کشم ولی هنوزم که هنوزه معتاد نشدم
*********************************************
یکی می ره استادیوم جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه می کرده. بهش می گن چرا فوتبال نگاه نمی کنی؟ می گه: دنبال کلمه زنده می گردم
*********************************************
به یکی می گن می دونی فامیلی خدا چیه؟ می گه: فکر کنم وکیلی باشه
*********************************************
زن : مرد چرا کولر نمی خری ؟ ترکه: به درد نمی خوره اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم
*********************************************
بیچاره مردا: وقتی به دنیا می یان همه حال مامانشونو می پرسن .وقتی ازدواج می کنن همه می گن چه عروس خوشگلی .وقتی می میرن همه می گن بیچاره زنش
*********************************************
می د ونی فرق اموزگار با روزگار چیه؟ اموزگار اول درس می ده بعد امتحان می گیره .ولی روزگار اول امتحان می گیره بعد درس می ده
*********************************************
ابادانیه موقع زلزله بم اونجا بوده بعد از زلزله به بغل دستیش می گه : ها ولک ویبره موبایلو داشتی
*********************************************
معتاده وایساده بوده کنار خیابون به تاکسیها می گفته: عید عید یه راننده نگه می داره می گه : ما خیابونی به نام عید نداریم .معتاده می گه : ای بابا چقدر از ادم حرف می کشید منظورم شر بهاره دیگه !!!
*********************************************
دنیارو بدون خانوما تصور کنید : بازارها خلوت . پولها اضافه . خیابونا خلوت . مخابرات ورشکسته .
*********************************************
معتاده پیغام گیر می خره رو پیغامگیره می ذاره: هشتم........ولی خشتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 4:18  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
۱۱۲ جوک در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 1:42  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
پرنده لب تنگ ماهي نشسته بود ، و به ماهي نگاه ميکرد و مي گفت : سقف قفست شکسته چرا پرواز نمي کني
تركه داشته با اخم پولكي ميخورده بهش ميگن چته. ميگه ولا ما هرچي بگيم شما ها ميگين تركها خرند ولي بخدا اين چيپسا شيرينند!
ترکه در يخچال را باز ميکنه، ژله ميلرزه، ميگه: نترس اومدم پنير بخورم
ترکه زنگ ميزنه فرودگاه و ميگه: شيراز تا تهرون چقدر راهه؟ كارمنده ميگه: يه لحظه،....ترکه ميگه: خيلي ممنون و قطع ميكنه
ترکه ميره اردکشو بفروشه، يکي مياد ميگه: آقا خرت چنده؟ ترکه ميگه: اينکه خر نيست اردکه!! يارو ميگه: با تو نبودم، با اردکه بودم
تركه ميره پمپ بنزين ، يارو ميگه سوپر بزنم يا معمولي؟ تركه ميگه : هيسسسسسسسسسسسسسسس خوانواده تو ماشين نشسته ، معمولي بزن
تركه ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم
ترکه هواپيماش سقوط ميکرده، ميخواسته بدون چتر بپره بيرون. ميگن چرا چتر نميبري؟: ميگه: چتر رو ولش کن، مگه نميبيني هوا آفتابيه
تلاش براي فراموش کردن کسي که دوستش داري درست مثل اين مي مونه که کسي رو که تا حالا نديدي رو بخواي به خاطر بياري
چيزهايي را که دوست داريد، به دست آوريد. در غير اين صورت ناچاريد چيزهايي را که به دست آورده ايد دوست داشته باشيد
حاصاضرب توان در ادعا مقداري ثابت است . هرچه توان انسان كمتر باشد ، ادعاي او بيشتر است و هرچه توان انسان بيشتر شود ، ادعايش كمتر مي گرد
حقيقت انسان به انچه اظهار مي کند نيست، بلکه حقيقت او نهفته در ان چيزيست که از اظهار ان عاجز است ، بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار
خاک بخواب نازنين تختي نيست/ آواره شدن حکايت سختي نيست/ از پاکي اشک هاي خود فهميدم/ لبخند هميشه راز خوشبختي نيسيت
خروسه، سگه و خره تصميم ميگيرن از ايران فرار کنن. ازشون مي پرسن چرا؟ خروسه مي گه آنقدر ساعتو عقب جلو مي کنن نفهميدم کي بايد بخونم. سگه مي گه نفهميدم من بايد بگيرم، 110 بايد بگيره يا بسيجيا. خره مي گه هويتمون گم شده نمي دونم من خرم، ترکا خرن لرها خرن عربها خرن
خصوصيات بعضي دخترا: ………. 1) تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!! 2)حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن 3) اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي كنن! 4) نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميكنن! 5) همه خوشكل و خوش هيكلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش) 5) از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن كه هيچ كدوم دركشون نميكردن‎
خيلي دلم ميخواد لبامو بذارم رو لبات!اما مامانم نميذاره ميگه نوشابه رو بايد با ني بخوري
داني که چرا ز ميوها سيب نکوست: نيمي رخ عاشقست نيمي رخ دوست اين زرد و سرخي که در او مي بيني: زرديش رخ عاشقست سرخيش رخ دوست
دختر اصفهانيه به دوست پسرش مي گه شب بيا خونمون اگه موقعيت خوب بود من يه سكه مي اندازم پايين شب مي شه دختره يه سكه مي اندازه پايين ولي هرچقدر واميسته ميبينه پسره بالا نمياد سرش رو از پنجره بيرون مي بره و بهش ميگه چرا نمياي پسره ميگه دارم دنبال سكه مي گردم دختره ميگه بيا بالا بهش كش بسته بودم الان تو دستمه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 1:40  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

يه روزي يه خيار با يه خيار شوره توي خيابون داشتن مي رفتند

 

 يه نفر از خياره پرسيد اين كيه كه همراهته؟ خياره گفت:

 

اين خواهره ترشيده ي منه


 زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند


سه چيزه كه وقتي مياد سراغت هيچكار نميتوني بكني:

 

 باد صدادار، مرگ، اس ام اس !


یارو هميشه لباس مشكي مي پوشيده . دوستاش ميگن چرا

 

هميشه مشكي مي پوشي ؟ ميگه : آخه من ختم روزگارم !


به قل مرادميگن: شما چه جوري شخصيت خودتون را نشان ميدهيد؟ قل مراد ميگه: با ارائه ي بليط ! 


يه روز ترکه تو خيابون داشته چشم چروني مي کرده يکي بهش

 

 ميگه مگه خودت خواهر و مادر نداري؟ترکه مي گه:

 

 دارم ولي به اين خوشگلي نيستن

  


 دختر: ک .. ی ... ر چیه؟مادر : اگه دختر خوبی باشی وقتی

 بزرگ بشی یکی گیرت میاد. دختر: اگه دختر خوبی نباشم چی؟

مادر: خیلی گیرت میاد! 


قوچعلی  با يه زنه تو اسانسور گيرميکنه زنه لباساشودر مياره

 

 ميندازه دور.به قوچعلی  مي گه فکرکن من زنتم .

 

قوچعلی  هم لباسشو درمياره ميگه بيا مال منم بشور 


پیر زنه میره دارو خونه همینجور که داشته به خودش میپیچیده میگه :

 

(آه!) اقا (آه!) کی*ر (آی!) مصنوعی (آه!) دارین (آ..ه)؟ یارو میگه : آره .

 

 زنه میگه : وای مادر (آه!) الهی (آاا..ه!)پیر شی (آه)

 

چطوری (آه!) خاموش میشه؟!!


 بچه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستونو ببینیم من

 

خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند

 

 ما هم میریم !


یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش به پیکنیک می رن که برای نهارشون سه تا

 

تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه خانوم

 

دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن بچه رو آب برد!!!

 


يه اصفهانيه ميره خواستكَاري براي اقا زادش باباي دختر ميبرسه شما در دختر من

 

 جه جيزي ديدين كه اومدين خواستكَاري در دخترتون هيجي والا ولي تو حساب بانكي

 

شما يك جيز هايي ديديم


 خره زیر ابروشو برمیداره میره تو جنگل

 

همه نگاش میکنن میگه چیه آهو ندیدین


 


يه دفعه دو تا هزار پا همديگر رو بغل ميکنن ميشن زيپ

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 21:7  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

اس ام اس فینگیلیش

نویسنده: فرزاد

 

 

torke tip mizane mire tehran dokhtare besh mige bokhoramet torke ye nega besh mikone mige bet nemiad az in goha bokhoria

 Midoni missed call yani chi? Yani doset daram vali pol nadaram

ezdevaj konid ,be har vasileyi ke mitavanid ,zira agar ,hamsare khobi giretan biaiad ,khoshbakht khahid shod ,va agar gereftare yek hamsare bad shodid ,filsofe bozorgi khahid shod ...(soghrat

be lore migan 2+2 be tvane 2 zarbdar 3 taghsim bar 4 chand mishe? lore mimire

be torKe miGan cHe goli doOost daRi?miGe aGhaiGhia migan beneVisesh miGe gHalat kaRdam roz

hamishe vase goli khake goldun bash ke age be asemun ham resid yadesh nare rishash kojast

shekspir : tori nist age adam vase kasi ke doosesh dare ghororesho az dast bede ...vali fajeast ke be khatere ghororesh kasio ke doost dare az dast bede

tarefehaye jadid arayeshgahe mardoone tebghe hokme jadide setade tarhe amniyate ejtemaei modele mooye sardar radan 800 toman -------- modele mooye elham sokhangooye dolat 650 toman ----- modele mooye haddade adel 425 toman be hamrahe ye lop lop-------- modele mooye ayatollah jannati 312 toman be sarfe chay ---- modele mooye ahmadi nejhad be sarfe ghahve majjani.................

dokhtaro pesari ba sor@e 120 km savar bar motor( dokhtar :aroomtar man mitarsam . pesar: na khosh migzare . dokhtar: na nemigzare khahesh mikonam kheili vahshatnake. pesar: pas begoo doosam dari. dokhtar : bashe bashe dooset daram hala khahesh mikonam aroomtar. pesar: hala mohkam baghalam kon ( dokhtar baghalesh kard .) pesar : mitooni kolahe imeni mano bardari bezari saret ? aziatam mikone )... roozname haye rooze bad =>motor sikleti ba sor@e 120 km bar sa@ be sakhtemani esabat kard . motor 2 nafar sarneshin dasht ama tanha yeki nejat yaft haghighat in bood ke avale sar paiini pesari ke savare motor bood motevajeh shod tormoz boride ama nakhast dokhtar befahmad dar avaz khast ke 1 bare digar beshnavad ke doostash darad ((baraye akharin bar)) .....

cheshmaye doroshtet ro ke be man miduzi v ba labhaye bozorg , ba sedaye rasa avaz mikhuni az hamishe bishtar duset daram ,to vaghean zibatarin ghurbaghei؟

2ta gol nam bebar ke ba "kh" shoru beshe ..... : .... doroste khodam o khodet

adamaye khub az yad nemiran,az del nemiran,az zehn nemiran,vali zudtar az uni ke fekresho koni az pishet miran/ pas bishtar az ina ghadre maro be2nin

dokhtare az pesare porsid man khoshgelam? pesare goft na goft dostam dari ? goft na goft age bemiram gerye mikoni pesare goft aslan . dokhtare ashk to cheshmash jam shod .pesare dokhtare ro baghal kardo behesh goft .: to khoshgel nisti ziba tarini toro dost nadaram chon asheghetam. age bemiri barat gerye nemikonam chon manam mimiram

yeki az torke miporse sa'at chande? balad naboode .mige bodo bodo diret shode!)))))))))))))) 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 12:15  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

اس ام اس

گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است

اون ميدونه چرا خورده

******************
مي دوني ادما بين الف تا ي قرار دارند . بعضي ها مثل "ب" برات مي ميرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت مي شوند، مثل "م" منتظر مي مونند، تا يک روز مثل "ي" يارت بشن

******************
سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چيز شکل ميگيرد و در زندگي ما لحظه هايي هست که تنها کار ما بايد انتظار کشيدن باشد.

******************
تو مراسم ختم یه بنده خدایی  می گن : مرحوم وصيت کرده ، سياه نپوشين . يکي داد ميزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش مي پوشيم

******************
یارو مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه یارو  مي گه دادين كه مي خواين؟


******************
اگه عشق نباشه مولکول‌هاي اکسيژن و هيدرژن نمي‌تونن اينقدر محکم همديگر رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد!!


******************
اگه با ديدن من غم تو دلت جون ميگيره ميميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره


******************
زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره

 
******************
هميشه پشت سر هر مرد موفق ، زني است که نتونسته جلوي موفقيت شو بگيره


******************

عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار اويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن


******************
زدوستان دو رنگم عجيب دل تنگ است..... فداي همت آن دشمني كه يكرنگ است


******************
عشق يه سمه شيرينه ... بدون نسخه ي کسي که دوسش داري مصرفش نکن . از از دسترس بچه ها دور نگهش دار...و در محل تاريک ازش مواظبت کن


******************
یارو ميره عروسي مي بينه رو سر عروس پنج هزاري و تراول مي ريزن ، واسه اين كه كم نياره عابر بانكشو در مياره مي كشه وسط سينه ي عروس


******************
وقتي قلبت شکست خورده هاشو يه گوشه نگه دار درسته که هيچ وقت مثل اولش نمي شه اما شايد بتوني تکه هاي گم شده ي يه قلب ديگه باشي . . .

******************
آنقدر اسم تو را زمزمه کردم که لبم سوخت اما نام تو را توبه نکردم جگرم سوخت

وقتي که رفتي هم روحم سوخت هم جيگرم . با رفتنت دوگانه سوزم کردي


******************
پيچ جاده ، آخر راه نيست مگر اينکه تو نپيچي!


******************
بهترين نوع پاسخ به هر سوال? پاسخي است که مثل ميني ژوپ باشد!!! آنقدر بلند که همه مطلب را بپوشاند! و آنقدر کوتاه که جذابيت موضوع حفظ شود


******************
اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند


******************

خدا جون وقتي منو نقاشي مي کردي زيبا نقاشي کردي ؛ ممنون سالم نقاشيم کردي ؛ ممنون ولي آخه چرا خدا جون تنها نقاشيم کردي؟


******************
با غیرت  به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي

******************
یارو  نذر كرده بود كه هزارتا صلوات بفرسه ميره دم ورزشگاه آزادي مي گه جميعن صلوات 


******************
یارو  رو آدمخورا ميگيرندش، رئيس شون ميگه: اين رو پوستش رو بکنيد تا ازش قايق درست کنيم.یارو  چاقو را بر ميداره و چند بار فرو ميکنه توي شکمش. ازش ميپرسن چرا همچين کردي؟ ميگه: قايقتون رو سوراخ کردم!!!


******************
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است . بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است . مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است . غزل حجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است


******************
کنار آشنايي تو آشيانه مي کنم فضاي آشيانه را پر از ترانه مي کنم کسي سوال مي کند براي چه زنده اي؟ ومن براي زندگي تو را بهانه مي کنم

آدما فکر مي کنن شاعرا خيلي غم دارن کاشکي فقط اين بود اونا خيلي کسا رو کم دارن عاشق کسي ميشن که عاشقاش فراوونه بين انتخاب عشقش عمريه که حيرونه


******************
به اندازه قليون دوست دارم اگه گفتي چرا؟ ق?>براي قشنگيت ل?>براي لبخندت ي?>براي يكي بودنت و?>براي وفايت ن?>براي نگاهت

******************
مي دوني چرا زنها بيشتر از مردها عمر مي کنند؟ . . . چون زن ندارن!


******************
سوال کنکور 87 آرامگاه سعدي کجاست !؟ 1- خونشون!؟ 2- خونمون !؟ 3- تو حياط !؟ 4- اتاق تمساح ها


******************
نظامي ترين جمله عاشقانه: توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگي

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 20:29  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
 مجموعه ای از ۱۰۰۰ اس ام اس در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14:37  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
يه جند تا جك و اس ام اس  در ادامه مطلب

ببخشيد اگه بعضي هاش  تكراري بودند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 17:53  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
گه بگم خرابتم قول ميدي تعميرم كني.؟

 

 

 

مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اينه که مهم باشي! حتي براي يک نفر...

 

 

تق، تق، تق، کيه؟
...
من گداي دوره گردم... اومدم دورت بگردم.

 

 

.

شخصی گفت : من بیست سال دارم . بزرگی بر او خرده گرفت که نباید بگویی 20 سال دارم ، باید بگویی آن 20 سال را دیگر ندارم.

 

 

دکتر علي شريعتي : دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

 

 

تو پادگان چشمات راه میرفتم ... بی معرفت سهم من از عشقت كلاغ پر بود ؟


 

  تو كه می دونی من زیاد به خیابونا وارد نیستم

.

.

.

میشه بگی از كدوم طرف میشه قربونت برم ؟



احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد  بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:57  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

سلام

اينم چند تا جوک جديد


1. يارو زنگ ميزنه آژانس انرژي اتمي: ميگه..ميخوام با دکتور البرادعي ...صحبت کنم......
    البرادعي: بفرماييد
    يارو ميگه: آقاي البرادعي شما دکترين ؟
    البرادعي ميگه: بله من دکترم
    يارو ميگه: پس آخه باسه چي تو آژانس کار ميکني


2. به يارو ميگن ترمز ABS چيه؟
   ميگه: ايلده تو پيچ ها کاره يا ابولفضل رو ميکنن !!!!
3.يه اصفهاني خونش آتيش ميگيره ....به آتش نشاني  sms ميزنه!!!


4. ميدونيد تفاوت سگ نگه داشتن و شوهر کردن چيه ؟
    اولي به فرشت ميشاشه دومي به زندگيت !!!!


5.مدتي مي شد که در آن شب تاريک پشت ديوار خانه شان قدم مي زد و بيخبر بود
   از اينکه پسر خلاف همسايه مدتي است که او را زير نظر دارد.
   جوووون ، جيگرتو بخورم عجب رون و سينه اي  .
   پسر خلاف همسايه اينها را گفت و در يک چشم بر هم زدن پريد  و او را سخت در
   آغوشش گرفت تا ببرد در جاي خلوتي و به کام دل برسد.
   و فردا پسرک همسايه، تمام روز در به در دنبال چاقترين مرغش مي گشت


6. پيرزنه از مکه برميگشت توي ساکش شيشه هاي مشروب پيدا ميکنن !! ميپرسند اينا چيه ؟
    پيرزنه ميگه : ننه جون من که نميتونستم دور خونه خدا بگردم يک گيلاس از
    اينا ميخوردم خونه خدا دور سرم ميچرخيد !!!!


7. به يارو ميگن اگه بخوان دنيا رو بهت بدن چيکار ميکني ؟
     ميگه : بهشون ميگم نميخوام ميخوام درسمو بخونم !!!


8. يارو شب ميخوابه ، خواب ميبينه داره کتک ميخوره !! فردا شبش با دوستاش ميخوابه !!!!


9. يارو سمند ميخره براي اولين بار که سوارش ميشه زنه ميگه لطفا درو ببنديد !
    يارو خوشحال ميشه ميگه درو بستم حالا بيا بيرون جيگر !


10. دستام خسته شدند. پاهام طاول زدند. از کمر افتادم. اصلا جون ندارم. دارم ميميرم تو رو خدا
      يکي از اندي بپرسه خوشگلا تا کي بايد برقصند ! 


11. به يارو ميگن اسم يه پيامبر رو بگو ؟ ميگه : سوج !! ميگن اينو ديگه از کجا آوردي ؟
      ميگه خودم پشت يه اتوبوس ديدم نوشته  (( يا سوج )) !!  


12. آخرين فتوي جهت مسافريني که قصد سفر به قزوين را دارند.


     احتياط واجب بر اين است که نماز را در شهر قزوين شکسته نخوانيد بلکه نشسته بخوانيد !   

  
 13. عبود و جاسم ميرن توالت عمومي !!! عبود از اين دستشويي ميگوزه جاسم از اون دستشويي !! 
       يک دفعه عبود داد مي زنه مي گه جاسم عزيزم اومدي دستشويي يا اومدي با من بحث کني !!


14. جاسم يه دختر خوشگل ميبينه بهش ميگه: ميبخشي خانم شمارو مادرتون زائيده ؟
     دختره تعجب ميکنه ميگه : آره مگه شمارو مادرتون نزائيده ؟
     جاسم ميگه : در مقابل مادر شما مادر من ريده !!! 
15. نگاهم با نگاهت کرد برخورد ....... خدامرگت بده حالم به هم خورد


16. يه روز يه عنکبوت قرص اکس مي خوره پتو ميبافه 


17. از يه آمريکايي ميپرسند چرا اومدين عراق ميگه چون امام حسين طلبيد !!
      ميگن کي ميريد؟ ميگه : هروقت امام رضا طلبيد !!!
18. شباهت هويج با ميني ژوپ : هر دو چشم ها رو تقويت ميکنه


19. به يارو ميگن اصول دين را نام ببر توحيد ؛ نبوت ؛ امامت ؛ رسالت ؛ ونک

  
20. عزيزم، خوشکلم، دلبرم، يه روز ميام مي برمت، مي برمت يه جاي دور، که
      دست هيشکي بهت نرسه. قربونت ، عزراييل


21. عباس قادري ثابت کرد خوانندگي تيپ نمي خواد ، هايده ثابت کرد خوانندگي هيکلم نمي خواد،
       شماعي زاده ثابت کرد اتفاقن خوانندگي صدا هم نمي خواد


22. يارو ميگه عجيبه! ميگن چي؟  ميگه 100،000 نفر ،22 بازيکن، 3 داور،
      عجيبه! ميگن چيش عجيبه؟  ميگه کفتره همه رو ول کرد ريد به من!


23. يارو صبح ميره مغازه و کرکره رو بالا ميکشه و ميگه بسم الله رحمان الرحيم وارد
     ميشه بعدش ميبينه همه مغازه رو خالي کردن !!! کرکره رو ميکشه پايين و
     ميگه صدق الله علي العظيم.


24. يارو از کنار ديوار رد ميشده، يه کاغذ ميافته رو سرش مي ميره، ملت جمع ميشن
      ببينن چي شده، مي بينن رو کاغذه نوشته آجر!


25. غضنفر به اتاق رئيسش رفت و گفت: آقاي رئيس من براي ازدواج دو روز مرخصي
      مي خوام. رئيس گفت : شما که يه هفته تعطيلي داشتين چرا ازدواج نکردين؟
      غضنفر گفت : آخه نمي خواستم تعطيلاتم رو خراب کنم !!!


26. مامانه به بچه هه ميگه ميدونم شيطون گولت زد موهاي خواهرتو کشيدي! بچه هه ميگه
     آره ولي لگدي که زدم تو شيکمش ابتکار خودم بود


27. دنيا رو بدون خانوما تصور کنين: بازارا خلوت ، پولا اضافه ، خيابونا خلوت ، شيطون بيکار
      مخابرات ورشکسته ، همه ميرن بهشت!


28. يارو داشته نماز مي خونده ميگه  : قل هو الله احد ، الله صمد ، نمي دونم يلم به يولد بود
      يا يولم به يلد!


29. يه لره ميره بالاي درخت چنار  ! ميگن داري چيکار ميکني ؟؟ ميگه : دارم توت ميخورم !!
      ميگن : الاغ آخه اوون درخت چناره !! ميگه : برو گيتو بخور ! توت تو جيبمه !!


30. يارو داشته پولکي ميخورده ميگه : نگين اينقدر يارو ها خرن ولي چرا اين چيپس ها شيرينند.
31. يارو شب که ميشه ميخوابه ، خواب حنا بندون عروسيشو ميبينه  !! صبح که از
      خواب بلند ميشه ميبينه تو خودش ريده !!!


32. به لره ميگن سفر حج چطور بود ؟ ميگه خيلي سنگ به سر و صورتم خورد ولي بالاخره بوسيدمش !!!!!


33. آبادانيه ميره تهرون سوار اتوبوس ميشه ، به راننده بليط ميده ، راننده ميگه آقا اين بليط
      ماله آبادانه !! آبادانيه ميگه : کوکا چيشتو خو ب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه !!!!


34. يه چيز جالب ! حتما اين کارو انجام بديد !  اول برنامه Word رو باز کنيد و شماره هواپيمايي
      رو که روز 11 سپتامبر به برجهاي دو قلوي نيويورک خورد رو وارد کنيد ( Q33YN )  حالا
      فونت اونو تغيير بديد به  "  "Wingdings حالا چي ميبينيد ؟


35. يارو از دختري سئوال ميکرد : اسمت چيه ؟ دختره گفت : نيلوفر ولي بچه ها بهم ميگن نيلي !
      ولي اسم خودت چيه ؟ طرف ميگه : چراغعلي ولي بچه ها بهم ميگن لامپ !!!


36. يارو يه بار ميره مشهد ، دو بار هم ميره قم . دوستاش بهش ميگن مش قمقمه!


37. يه فيلسوف ترک ميگه : دايره زندگي يه مسطتيليه که سه ضلع داره ، محبت و عشق !!!!


38. به يارو ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ يارو ميگه : يه سازماني
     تشکيل شد به نام يونس کو !!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:42  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
* به مناسبت اينكه تونل رسالت در روز مادر افتتاح شد مسئولان در تلاشند تا برج ميلاد هم تو روز پدر افتتاح بشه!!!!!! فقط يه بچه اين وسط كمه!

* آخرين فيلم در حال ساخت سينماي ايران : زندگي پيامبران با حضور افتخاري علي دايي در نقش حضرت نوح

* دستانم را بر کمرت حلقه میزنم.لبانم را بر لبانت میگذارم و از عصاره وجودت ميكشم با تمامه وجود فریاد میزنم،دوستت دارم شیشه نوشابه!!!

* سلام من مامور گاز هستم میخواستم بیینیم اجازه میدی یه گاز از لپات بگیرم؟

* فتواي جديدتر علما :!!! احتياط واجب بر آن است که مسافر نماز را در قزوين بدون رکوع و سجده بخواند

* مژده، مژده، آلبوم جدید اندی به بازار آمد، نوبت خوشگلا تموم شده، حالا دیگه تو هم باید برقصی!!!

* نگاه اولت بر من اثر كرد، نگاه دومت ديوونه‌ام كرد، نگاه سومت عاشق‌ترم كرد، اه، گندشو در آوردي، نگاه آخرت ديگه هيزبازي بود

* -..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::...:..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::--:..:: .-..::....::::..:: .-..::...:..:: .-..::....::::--.::::- (نفهميدي چيه...؟ آي كيو در حد... اخرين شعر رسيده از مريم حيدرزاده بود ديگه)

* راه هاي شناخت يك جواد: 1) اگه ديدي گوشيش 6600(66 دوخز) بدون كه طرف..... 2) اگه ديد يارو پي كي رو اسپورت كرده بدون كه طرف .... 3) اگه ديدي عشق تايتانيكه بدون كه.... 4) اگه دييد وقتي كه جنيفر رو ميبينه از حال ميره بدون كه طرف... 5) اگه ديدي كسي لاك قرمز زده بدون كه طرف... 6) اگه ديدي يكي اين اس ام اس رو ميخونه بدون كه طرف....

* خصوصيات دخترا:.......... 1) تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!! 2)حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن 3) اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن! 4) نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن! 5) همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش) 5) از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن



**********************

* انسان با 3 بوسه تكميل ميشود: 1)بوسه ي مادر كه با آن پا به عرصه خاكي ميگذارد 2) بوسه ي عشث قكه با آن يك عمر زندگي ميكند 3)بوسه خاك كه با ان پا به عرصه ابديت ميگذارد

* موقعي كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه

* چنين گفت زردشت:....عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش .....
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:33  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است

 

يه ضرب المثل با حال دریایی  ميگه: رسيدي خونه بزن تو گوش زنت!!! تو نميدوني واسه چي زدي...اما اون ميدونه چرا خورده

******************
مي دوني ادما بين الف تا ي قرار دارند . بعضي ها مثل "ب" برات مي ميرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت مي شوند، مثل "م" منتظر مي مونند، تا يک روز مثل "ي" يارت بشن

******************
سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چيز شکل ميگيرد و در زندگي ما لحظه هايي هست که تنها کار ما بايد انتظار کشيدن باشد.

******************
تو مراسم ختم یه بنده خدایی  می گن : مرحوم وصيت کرده ، سياه نپوشين . يکي داد ميزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش مي پوشيم


******************
یارو مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه یارو  مي گه دادين كه مي خواين؟


******************
اگه عشق نباشه مولکول‌هاي اکسيژن و هيدرژن نمي‌تونن اينقدر محکم همديگر رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد!!


******************
اگه با ديدن من غم تو دلت جون ميگيره ميميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره


******************
زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره

 
******************
هميشه پشت سر هر مرد موفق ، زني است که نتونسته جلوي موفقيت شو بگيره


******************

عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار اويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن


******************
زدوستان دو رنگم عجيب دل تنگ است..... فداي همت آن دشمني كه يكرنگ است


******************
عشق يه سمه شيرينه ... بدون نسخه ي کسي که دوسش داري مصرفش نکن . از از دسترس بچه ها دور نگهش دار...و در محل تاريک ازش مواظبت کن


******************
یارو ميره عروسي مي بينه رو سر عروس پنج هزاري و تراول مي ريزن ، واسه اين كه كم نياره عابر بانكشو در مياره مي كشه وسط سينه ي عروس


******************
وقتي قلبت شکست خورده هاشو يه گوشه نگه دار درسته که هيچ وقت مثل اولش نمي شه اما شايد بتوني تکه هاي گم شده ي يه قلب ديگه باشي . . .


******************
آنقدر اسم تو را زمزمه کردم که لبم سوخت اما نام تو را توبه نکردم جگرم سوخت

وقتي که رفتي هم روحم سوخت هم جيگرم . با رفتنت دوگانه سوزم کردي


******************
پيچ جاده ، آخر راه نيست مگر اينکه تو نپيچي!


******************
بهترين نوع پاسخ به هر سوال? پاسخي است که مثل ميني ژوپ باشد!!! آنقدر بلند که همه مطلب را بپوشاند! و آنقدر کوتاه که جذابيت موضوع حفظ شود


******************
اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند


******************

خدا جون وقتي منو نقاشي مي کردي زيبا نقاشي کردي ؛ ممنون سالم نقاشيم کردي ؛ ممنون ولي آخه چرا خدا جون تنها نقاشيم کردي؟


******************
با غیرت  به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي

 
******************
یارو  نذر كرده بود كه هزارتا صلوات بفرسه ميره دم ورزشگاه آزادي مي گه جميعن صلوات 


******************
یارو  رو آدمخورا ميگيرندش، رئيس شون ميگه: اين رو پوستش رو بکنيد تا ازش قايق درست کنيم.یارو  چاقو را بر ميداره و چند بار فرو ميکنه توي شکمش. ازش ميپرسن چرا همچين کردي؟ ميگه: قايقتون رو سوراخ کردم!!!


******************
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است . بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است . مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است . غزل حجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است


******************
کنار آشنايي تو آشيانه مي کنم فضاي آشيانه را پر از ترانه مي کنم کسي سوال مي کند براي چه زنده اي؟ ومن براي زندگي تو را بهانه مي کنم


******************
آدما فکر مي کنن شاعرا خيلي غم دارن کاشکي فقط اين بود اونا خيلي کسا رو کم دارن عاشق کسي ميشن که عاشقاش فراوونه بين انتخاب عشقش عمريه که حيرونه


******************
به اندازه قليون دوست دارم اگه گفتي چرا؟ ق?>براي قشنگيت ل?>براي لبخندت ي?>براي يكي بودنت و?>براي وفايت ن?>براي نگاهت


******************
مي دوني چرا زنها بيشتر از مردها عمر مي کنند؟ . . . چون زن ندارن!


******************
سوال کنکور 87 آرامگاه سعدي کجاست !؟ 1- خونشون!؟ 2- خونمون !؟ 3- تو حياط !؟ 4- اتاق تمساح ها

******************
نظامي ترين جمله عاشقانه: توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگي

 

منتظر نظرات قشنگتون هستم

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 15:23  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

لطيفه هاي امروز

«سازمان تبليغات اسلامي آمريكا اعلام كرد:
جمعه ها مراسم نوحه خواني شهداي 11 سپتامبر برگزار مي شود.
مكان:مهديه واشنگتن با حضور مداح اهل حال:حاج مايكل جكسون و حاجيه جنيفر لوپز
هيئت رزمندگان غرب تگزاس»


آخرين اس ام اس مرحوم محمدرضا پهلوي از ديار باقي

اگه درد مي خواستين ، اگه كوفت مي خواستين ، اگه گروني مي خواستين ، اگه گير دادن مي خواستين ، اگه زندوني مي خواستين ، اگه خالي بندي مي خواستين، اگه اعدام مي خواستين ، اگه تحريم مي خواستين، اگه جنگ مي خواستين ...خوب چرا به خودم نگفتين؟!!! (امضاء محمدرضا پهلوي!)


غضنفر سواد نداشته , ميره انتخابات رياست جمهوري شركت ميكنه ! بهش ميگن تو كه سواد نداري ! ميگه مگه ر...ن توي مملكت سواد ميخواد


  • سوره ياهو : اي كساني كه شبها چت ميكنيد ، بدانيد كه قبض تلفن شما را رسوا خواهد كرد آيه ۱۸ سوره ياهو : اي كساني كه اينويزيبل چت مي كنيد بهراسيد كه مسنجر شما را سوسك خواهد كرد . حديث ۲۰ ياهو : يكي از بزرگترين گناه ها فرستادن آف هاي تكراري است براي رسيدن به سعادت از فرستادن آف تكراري بپرهيزيد!!!



  • خدايا چي مي شد ماه رمضون مثل جام جهاني بود، هر چهار سال يكبار اونم در يك كشور برگزار مي شد؟ (سازمان حمايت از كفار ايران)


  • برنامه تلويزيوني كودك قم:
    آخوند صورتي
    حاج آقا و دوستان
    شيخ شجاع
    بچه هاي مدرسه فيضيه
    حاجي ريزه و عمامه سحر آميز
    حاج منصور عسل مداح زبل
    جوجه طلبه زشت رو
    حاجي لنگ دراز
    ملا گجت
    امام جمعه و هفت طلبه

  • اقتصاد احمدي نژادي:
    محمود! به هسته اي رسيدي خوش باش
    يك هاله به دور كله ديدي خوش باش
    بنگر كه كشيده نرخها سر به فلك
    برخويش و بر اقتصاد ر...ي خوش باش


  • به غضنفر مي گن تولدت مبارك! مي گه: خيلي ممنون تولد شما هم مبارك!



    از غضنفر مي پرسند پتروس كه بود؟ مي گه يه دهقان فداكار بود كه وقتي گرگ به گوسفندانش حمله كرد، رفت زير تانك و انگشتشو كرد تو چشم راننده قطار!

    غضنفر به نامزدش مي گه 4شنبه به 4شنبه ديره كه همديگر رو ببينيم، بيا 2شنبه به 2شنبه همديگر رو ببينيم.

    غضنفر مي ره امتحان رانندگي، افسر بهش مي گه حركت كن. غضنفرمي زنه دنده عقب! افسر مي پرسه چرا دنده عقب مي ري؟ مي گه مي خوام خيز بگيرم!

    غضنفر مي ره ختم، ازش مي پرسن شما؟ مي گه من ساير بستگان هستم!

    غضنفردستش شكسته بوده، ميره دكتر، دستشو گچ مي گيرن.
    غضنفر از دكتر مي پرسه: آقاي دكتر! بعد از اينكه گچ دستمو باز كنم آيا مي تونم سنتور بزنم؟
    دكتر مي گه: البته، حتماً.
    غضنفر مي گه: چه عالي! چون قبلاً نمي تونستم!
    غضنفر سوار موتور بوده، نامزدش رو هم ترك موتور سوار كرده بوده.
    دختره مي گه: چشمات مال منه، قلبت مال منه، عشقت مال منه...
    يه دفعه غضنفر توقف مي كنه، دختره رو پياده مي كنه، مي گه: اگه بخواي همين جوري پيش بري حتماً مي گي اين موتور هم مال توه!


  • غضنفرسر چهارراه از پشت ميزنه به يك بنز آخرين سيستم، تا راننده بنز مياد پايين، تركه شروع ميكنه به گريه و زاري و ميگه من زن و بچه دارم، پول ندارم، ... ببخشيد.
    يارو هم قبول ميكنه ميره سوار ماشينش ميشه راه ميافته ميره.
    سر چهارراه بعدي دوباره غضنفر از پشت ميزنه به همون بنزه. بعد سرشو از شيشه مياره بيرون ميگه: منم، منم، برو


  • غضنفر با يك سرهنگه سوار هواپيما ميشن غضنفر رو به سرهنگه مي كنه ميگه ببخشيد شما گروهبانيد؟ سرهنگه ميگه نه غضنفر همين سوال رو چند بار مي پرسه. آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه بله بابا من گروهبانم غضنفر ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدي؟


  • خيلي دوست دارم ببينمت

    ولي حيف كه بليت باغ وحش گرونه


  •  وزارت ارشاد به دلايل زير شعر "اتل متل توتوله" را غير مجاز اعلام كرد:
    الف- استفاده از كلمات ركيك مثل شير و پستان
    ب- ترويج بي حجابي
    پ- صدور شير به هندوستان
    * شعر اصلاح شده زير مورد تاييد است:
    اتل متل صلوات
    گاو علي زده قاط
    هم دست داره هم آستين
    شيرشو بردن فلسطين
    بگير زن مسلمان
    از حزب الله لبنان
    اسمشو بذار حكيمه
    كه چادرش ضخيمه
      
  • + نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 2:58  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

    سلام

    امروز کارمو با چندتا اس ام اس شروع کردم.امیدوارم خوشتون بیاد.نظر یادتون نره

    ---------------------------------------------------------------------

    لره و ترکه شطرنج بازی میکردن - شاه دغ مرگ میشه !!!

     

    زندگی سه تا پیچ داره

    تولد

    عشق

    مرگ

    سر پیچ دوم منتظرم باش تا پیچ سوم همراهیت کنم

     

    سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد انقدر زیاد نیست که کمرمان را خرد کند

    انقدر است که ما را برای دعا به زانو دراورد

     

     

    ای اس ام اس برو پیش اونی که دارم بهش فکر می کنم

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    یه دونه بزن تو سرش برگرد بیا با هم بهش بخندیم

     

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

    شستت حال اومد؟؟؟؟

    اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟

    .

    .

    .

    واقعا که!

    .

    .

    .

    تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟

     

     

     

    در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند

     یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

     

    !از خدا پول خواستم بانک داد

    درخت خواستم جنگل داد

    اتاق خواستم خونه داد

    حالا میترسم تورو بخوام بهم یه گله گوسفند بده!!!

     

    --
    سلام
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    چیه دنبال من راه افتادی؟؟؟


    حالا خوبه فقط یه سلام کردیم !!

    --

    همه ی وجود سرمو رو شونه ی مهربونه تو میذارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک

    میکنم !!

    --

    اگه گفتی پنج شنبه شب بعد ساعت 12 چی میشه ؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    خوب معلومه دیگه جمعه میشه خنگ خدا !

    --

    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    اون نرده ها رو زدن تا
    گوسفندا نیان این طرف، تو چطوری اومدی ؟

    --

    ترکه می ره دانشگاه به 2 دلیل می فهمن ترکه

    ۱:سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل

    2:وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد

    --

    اون چیه که ماست میریزن توش بعدشم باهاش شلیک میکنن؟


    خوب معلومه دیگه تفنگ! ماست هم نکته ی انحرافی بود !

    --

    یه روز یارو سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوط می کنه.

    .. . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه!

    --
    + نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 23:53  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
    سلام اولین مطلب رسمی رو مینویسم تا آغاز ویلاگم رو شاهد باشید

    اولش نمیخواستم اینارو بذارم اما بعدشکه دیدم بعضیعهاش قشنگند همشو گذاشتم

    یه عالمه جوک که توش از الفاظ رکیک و ۱۸+ به کار رفتهو من میخوام از این بابت از شما عذر خواهی کنم (چه میشه کرد اکثرشون کپین دیگه!)

    --------------------------------------------------------------------------------------------------

    يه نفر تو اتوبوس كنار تركه نشسته بود، ميبينه تركه داره ميلرزه! ميپرسه چرا ميلرزي تركه ميگه: دارم ميگوزم! مي پرسه پس چرا صدا نداره ميگه: گذاشتم رو ويبره


    دختر : مامان ک؟ير چيه؟

    مادر : اگه دختر خوبي باشي بزرگ شي يکي گيرت مياد ،

    دختر : اگه نباشم چي؟

    مادر : خيلي گيرت مياد

    چهار معجزه زنان :

    1. بدون اينکه علف بخورند شير مي دهند.

    2. بدون اينکه زخم شوند خونريزي مي کنند.

    3. بدون اينکه حمام بروند خيس مي شوند!!

    4. گوشت بدون استخوان را هم ميتونند سيخ مي کند

    جايزه تبرك در قزوين:

    يك سال استفاده رايگان از حميد ...!!!!


    نگهبان بهشت خبر مياره که ک؟ون همه ي حوريا پاره شده، خدا ميگه واسه چي؟

    نگهبان ميگه : شهدايه قزوينو اوردن


    يارو ميره دارو خانه مي گه:اقا كاندوم مشكي دارين.بنده خدا ميگه داريم ولي واسه چي مشكي مخواي ميگه اخه پدر زنم فوت كرده شب مي خوام به زنم تسليت بگم

    به ترکه ميگن نظرت در مورد گل چيه؟ ميگه : خيلي خوبه... خوش بو... قشنگه... همانظور که خدا در قرآن مي فرمايد : گل هوالله احد


    تفريح مردم :


    پولدارها : ويسکي کوس پسته


    متوسط ها : عرق کون تخمه


    فقيرها : دوغ جق نخودچي


    بيکارها : آب يخ کوس شعر اس ام اس


    ***


    زين پس بجاي واژه سزارين گوييم بچه به شرط چاقو...!!!


    ***


    قزوينيه با زنش قهر بوده. شب زنش کونشو مي کنه طرف شوهرش مي خوابه. قزوينيه ميگه : يه چيزيو واسطه کردي که نمي تونم روتو پس بزنم!!!


    ***


    پنج کار مهم : ?)خوردن صبحانه عالي ?)رفتن به مسابقه رالي ?)داشتن وضع خوب مالي ?)بردن خانم توي خونه خالي ?)گذاشتن کون جنابعالي


    دنيا رو بدون خانما تصور کن :

    بازارها خلوت... پولها اضافه... خيابونا ساکت... شيطون بيکار... مخابرات ورشکسته... همه ميرن بهشت!

    ***

    به ترکه ميگن اگه تو دريا کوسه ماهي بزنه دنبالت چکار مي کني؟؟ ميگه ميرم بالاي درخت!! ميگن آخه اونجا که درخت نيست... داد ميزنه ميگه: مجبورم... مي فهمي؟؟ مجبورم!!!

    ***

    کتاب دبستان از سال آينده محلي ميشه :

    تهران : بابا با ??? آمد !

    قم : بابا با تسبيح آمد !

    تبريز : بابا با بربري آمد !

    رشت : آن مرد رفت بابا آمد !!!

    ***

    ترکه ميره ته استخر تا مياد بالا ميگه کاشي کاره عجب نفسي داشته!!!

    ***

    به قزوينيه ميگن کون چند بخشه ؟؟ ميگه کون نه بخشه نه استان!! کون واسه خودش دنياييه!!!

    ***


    ترکه ميره ته استخر تا مياد بالا ميگه کاشي کاره عجب نفسي داشته!!!


    به قزوينيه ميگن کون چند بخشه ؟؟ ميگه کون نه بخشه نه استان!! کون واسه خودش دنياييه!!!


    به ترکه ميگن ترمز
    Abs چيه؟ ميگه تو سرعت هاي زياد و سر پيچ ها کار حضرت ابوالفضل رو مي کنه!!!

    مادر: دخترم چرا حامله نميشي؟؟؟ دختر: نمي دونم... حميييييييد! حميد: کاندوم تبرکه مادر جون!! مادر: مگه تبرک کاندوم هم داره؟؟ دختر: نمي دونم حمييييييييييد! حميد: آره مادر جون محصول جديدشه!!!

    ***
    تركه بابا ش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه

    ***

    به تركه مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم !!

    ***

    تركه كارت تلفن ميخره فوري مي ده براش پرس كنن!!

    ***

    تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

    ***

    ترکه ميفته توي جوي آب براي اينکه ضايع نشه صداي قوطي در مياره

    ***

    تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!


    3- تهرونيه و اصفهانيه و قزوينيه ميميرن، اون دنيا ميرن كارنامه اعمالشون رو ميگيرن، ميبينن بدجوري افتضاحه و اگه اين ريختي پيش بره هر سه تايي از قعر دوزخ سر در ميارن! خلاصه ميرن پيش جبرئيل و كلي خايه مالي ميكنند كه بابا يك فرصت ديگه به ما بدين بلكه جبران كنيم و آخر مخ جبرئيل رو ميزنن و راضيش ميكنن كه يك فرصت ديگه بهشون بده، منتها با يك شرط و اون اينكه اگه اينبار يك دفعه تهرونيه خانوم بازي كنه، اصفهانيه دنبال پول باشه يا قزوينيه قزويني بازي در بياره، درجا سنگ ميشه و صاف از ته جهنم سر در مياره! خلاصه سه تايي برميگردن رو زمين و خوشحال و خندان داشتن ميرفتن كه يهو چشم تهرونيه ميخوره به يك كس‌ اساسي و هرچي ميخواد جلوي خودشو بگيره نميشه و آخر ميره يك تيكه بهش ميندازه.. تيكه انداختن همان و درجا سنگ شدن همان! قزوينيه و اصفهانيه خوب حساب كار دستشون مياد، يك نگاه به هم ميكنند و راه ميافتند. يخورده جلوتر اصفهانيه يك 100 تومني رو زمين ميبينه، هي با خودش چك و چونه ميزنه، آخر ميبينه راه نداره... خم ميشه ورش داره، يهو قزوينيه ميگه: آي بالام‌جان! خدا ازت نگذره كه هم خودتو سنگ كردي و هم منو!


    از لاشيه ميپرسن: دوست داري تو آسيا كدوم تيم برسه به جام جهاني؟ ميگه: خوب معلومه ايران. ميپرسن: بخاطر وطن پرستي ميگي ايران؟ ميگه: نه بابا، آخه تا برسه جام جهاني آدمو ميگـاد!

    مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع مي‌كنه، ميگه: ديشب يه مرد اومده بوده تو خوابگاه. همه ميگن: واااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: اينطور كه فهميديم اين مرده رفته بوده تو اتاق يكي از دخترا. همه ميگن: واااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: تازه، يه كاپوت هم پيدا شده. باز همه ميگن: وااااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه ميده: ولي گويا اون كاپوت سوراخ بوده. همه ميگن: هه هه هه... يكي ميگه: واااااي!

    6- واسه سرشماري اومده بودن در خونه رشتيه، يارو از رشتيه ميپرسه: اسم پسر اولت چيه؟ رشتيه ميگه: اصغر. ميپرسه: خوب اسم پسر دومت چيه؟ رشتيه: ميگه اصغر!...سومي، چهارمي، پنجمي، خلاصه همه رو ميگه اصغر! ماموره شاكي ميشه، ميگه: مامور دولت رو سر كار گذاشتي؟! رشتيه ميگه: نه والله، اينها همشون اسمشون اصغره! مرده ميگه: خوب پس چجوري تو خونه صداشون ميكنيد؟ رشتيه ميگه: خوب اصغر اكبرآقا داريم، اصغر علي آقا داريم، اصغر آقا رضا داريم!

    تركه ميخواسته دستكش بخره، ميره داروخونه ميگه: ببخشيد، كاپوت ‌خانواده دارين؟


    رشتيه مياد خونه، ميبينه يك مردك لندهور لخت مادرزاد تو اتاق خواب نشسته! خلاصه خيلي غيرتي ميشه، ميگه: مردك الندگ! تو خونه من چه غلطي ميكني؟! مرده ميگه: والله آقا من داشتم با اين خانم همسايه بالايي حال ميكردم، كه يهو شوهرش اومد، منم به شما پناهنده شدم. رشتيه دلش ميسوزه، ميگه: اشكال نداره، والله منم دل خوشي ازين طبقه بالايي ندارم. خلاصه كلي مرام ميگذاره و يك دست لباس و يك مقدار پول تاكسي ميده به مرده و با سلام وصلوات راهيش ميكنه. يكي دو هفته بعد، رشتيه داشته تو حياط خونش قدم ميزده، يهو دو دستي ميكوبه تو سرش، ميگه: اي بر پدر آدم دروغگو لعنت! منزل ما كه فقط يك طبقه‌ست!


    تو قزوين داشتن درمورد انتخابات مجلس گزارش تهيه ميكردن، يارو گزارشگره از يك پير مرد بازاري ميپرسه: به نظر شما با صلاحيت‌ترين كانديد اين دوره كيه؟ حاج آقا ميگه: بالام جان اين روزا هر الف بچه‌اي مدعيه كه كان ديده، ولي الله وكيلي هيشكي تو كل قزوين قدر اين حسين آقا آمپول زن كان نديده

    از رشتيه ميپرسن: چه روزايي با زنت حال مي‌كني؟ ميگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعه‌ها! ميپرسن چرا؟! ميگه: اووو! پنج شنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گير خودمم نمياد!


    از اصفهانيه ميپرسن: ميدوني فرق شورتهاي قديم با شورتهاي جديد چيه؟ميگه: قديما بايد شورتو ميزدي كنار تا كونو ببيني، اين روزا بايد كونو بزني كنار تا شورتو ببيني!

    به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كس‌شعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم!

    رشتيه ميره دكتر، ميگه اقاي دكتر من هشت تا بچه دارم، ديگه نميخوام بچه دار بشم. چيكاركنم؟ دكتره ميگه: خوب عزيزجان، موقع عمل كاندوم مصرف كن. رشتيه ميگه: آقاي دكتر سر دو تاي اول كاندوم مصرف كرده بودم، ولي بچه دار شديم. دكتره ميگه: خوب به خانمت بگو قرص مصرف كنه. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم خانم قرص مصرف كرد ولي باز بچه دار شديم. دكتره ميگه: به خانمت بگو ديافراگم بگذاره. رشتيه ميگه: سر دوتاي بعدي هم همين كارو كرديم ولي باز فايده نداشت. دكتره شاكي ميشه، ميگه: خوب بابا كون لقت! اصلا نكنش!! رشتيه ميگه: والله آقاي دكتر سر دوتاي آخر اصلاً نكرده بوديم!


    بچه خوشگله موبايل بسته بوده كمرش، قزوينيه ميبينه، ميگه: وااااي! ببم جان براش اف‌اف هم گذاشتي؟!

    ميخواستن بن لادن (يا يك كله خري شبيه اون!) رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن كه چيكارش كنند. نظر تركه رو ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه!

    از قزوينيه ميپرسن: از كدوم بازيكن فوتبال خوشت مياد؟ ميگه: اليور كان!


    رشتيه به زنش مشكوك بوده، يك بار بايد ميرفته مسافرت، زير تخت خانم يك سطل ماست ميگذاره و يك گوشكوب هم ميبنده به زير تخت، تا اگه بيشتر از يك نفر رو تخت خوابيدن گوشت كوبه بياد پايين وماستي شه. خلاصه ميره سفر و چهار روز بعد برميگرده ميبينه ماسته دوغ شده!


    عربه شرت خارجي ميپوشه، از پشت احساس غربت ميكنه!


    يه عربه پاهاش پرانتزي بوده،‌ بهش ميگن چرا اين جوريه؟ ميگه حتماً موضوع مهمي بينشه!

    تو رشت زلزله مياد، رشتيه دوازده روز ميگرده تا زنشو پيدا كنه!...آخه نميدونسته زير كدوم آوارو بايد بگرده!

    رشتيه براي بار اول تو زندگيش اتوبوس دو طبقه ميبينه، ميره جلو از رانندش ميپرسه: آقاجان، اين اتوبوس كجا ميره؟ شوفره ميگه: انقلاب. رشتيه يكم مكث ميكنه، ميپرسه: ببخشيد، طبقه دومش كجا ميره؟! شوفره فكر ميكنه طرف سر كارش گذاشته، برميگرده ميگه: ميره به كس ننه تو! رشتيه با تعجب ميگه: اووو! يعني شركت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟!


    زنه رشتيه هركار ميگرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكس‌شاپ، ميگه: ببخشيد من يك كير مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو. فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما كير قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه: اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتشنشانيمون فروشي نيست!


    عربه سوار تاكسي ميشه، ميشينه كنار يك دختره آخر تيكه. يك مدت ميگذره، برميگرده به دختره ميگه: ببخشيد خواهر، يك سوال جنسي داشتم! دختره ميگه:خفه شو كثافت نكبت! باز يك مدت ميگذره، باز عربه ميپرسه: ببخشيد، ميتونم يك سوال جنسي بپرسم؟! دختره ميگه: گمشو سوال جنسي رو برو ازون ننه قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گير ميده تا آخر دختره حوصلش سر ميره، ميگه: بپرس ببينم چه مرگته؟! عربه ميگه: شرمنده خواهر، جنس اين شلوارتون چيه؟!


    كرده ميخواسته واسه چراغ قوه‌ش باطري بخره، چراغ قوه رو ميگذاره تو جيبش ميره بقالي، اشاره ميكنه به جيب شلوارش ميگه: قوه‌شو داري؟ بقاله يك نگاه به جيب قلنبه يارو ميكنه، جفت ميكنه ميگه: نه به جون تو نه قوه‌شو دارم، نه بُنيه‌شو


    مزاحمه زنگ ميزنه خونه يك بدبختي، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: خوب پس بي‌زحمت بكنيدش تو كونتون! يارو شاكي ميشه و طرف قطع ميكنه. سه چهار روز بعد باز مزاحمه زنگ ميزنه همون خونه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ مرده مياد تيز بازي در بياره، ميگه: نه! مزاحمه با صداي متجب ميگه: ااا... يعني هنوز تو كونتونه؟!


    رشتيه صبح از خواب پا ميشه ميبينه چهارتا آجر گذاشتن زيرش، زنشو بردن!

    رشتيه ميره نجاري ميگه: قربون يك كمد بساز اصغرآقا توش نباشه!

    69- قزوينيا به كون ميگن: امرسان... زيبا....جادار....مطمئن!


    رفيق رشتيه داشته نصيحتش مي‌كرده كه كه بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بيست متر صف كشيدن برن اينو بكنن! بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!!


    تركه و رشتيه و عربه نشسته بودن تو قايق و كيراشون رو انداخته بودن تو آب، رشتيه ميگه: عجب آب سرديه! تركه ميگه: عمقش هم زياده!! عربه ميگه: ولك زمينش هم نفت داره!!!


    تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!!

    به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!!!


    تركه ميره ماهيگيري به جاي طعمه كير ميبنده به قلابش، پري دريايي شكار ميكنه!!!

    جاهله ميره دستشويي وقتي مياد بيرون رفيقاش ميبينن در كونش خونيه، ميگن:‌ چي شده؟! ميگه:‌ جاكش صداشو براي من بلند ميكنه!!!

    قزوينيه داشته تو حموم بچشو ميكرده، بچهه هي داد و بيداد ميكرده: آااي بابايي نكن! درد ميكنه!... آخ..آاااي جر خوردم! قزوينيه شاكي ميشه، ميگه:‌ چه خبرته كره خر؟! مگه ما خودمون بچه نبوديم؟!!!


    از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم
    mp3ش كردن

    تركه سر سفره داد ميزنه نون بربري بيارين...نون بربري بيارين....ميگن چي شده؟ميگه آب تو گلوم گير كرده


    دوتا جنينه تو شيكم مامانشون بساط عرق خوري راه انداخته بودن و داشتن پُكر بازي مي كردن كه يهو يكيشون جنگي سيگارشو خاموش ميكنه، ميگه: جمعش كن، جمعش كن، بابا اومد


    ميدوني رشتيا به بچه اولشون چي ميگن؟ مرحمتي دوستان! به بچه دوم چطور؟ دوستان مارو شرمنده كردن! به بچه سوم؟ دوستان ديگه شورشو درآوردن

    شباهت برنامه كودك با پستون خانم‌ها:...هردو مال بچه‌هاست، ولي اكثراٌ بزرگترها استفاده ميكنند

    تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش!

    چرخش روزگار رو ببين: سوسك از موش مي‌ترسه، موش از گربه، گربه از سگ، سگ از مرد، مرد از زن، زن از سوسك!


    پليس بين الملل اعلام کرد: نشان مخصوص حاکم بزرگ ميتي کومان توسط قزوينيان به سرقت رفته مراقب باشيد احترام نگزاريد

    ترکه با عربه دعواش ميشه. هي مي خنديده. ميگن چرا ميخنديدي تو ؟ ميگه آخه هرچي من بهش فحش ميدادم اون برام قرآن مي خوند.


    ترکه ميره نماز جمعه جوگير ميشه موج مکزيکي ميده

    بسيجيه به زيدش ميگه باباتو يه جور بپيچون با هم بريم نماز جمعه

    به رشتيه ميگن رو چه حسابي از سربازي معاف شدي؟ ميگه بنا به قانون تک پدري!

    زن و شوهر رشتي ميان تهران بچه دار ميشن اسم بچشون رو ميذارن هديه تهراني

    پس ازكارشناسي كارشناسان علت سقوط هواپيماي سي 130 مشخص گرديد :
    كارشناسان متفق القول اظهار داشتند يه تركه مي خواسته سه راه آذري پياده شه


    مي دوني قزويني ها شب هاي پنج شنبه براي مردشون چي خير مي کنن؟....... چي توز حلقه اي


    به ميمنت دستيابي به فناوري هسته اي سجده شكر بجا آوريد (شهرداري قزوين

    تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده،

    يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته.

    رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك

    درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي،

    اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت!

    آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و

    حسين فهميده رو قاطي ميكردم!!!


    يارو داشته با بچش بازي ميكرده، ‌هي بچه رو پرت ميكرده بالا، تو هوا مي گرفتدش. يه بار بچه رو خيلي

    ميندازه بالا ، بچه ميفته تو خونه همسايه (كه از قضا همشهري آذربايجاني بوده) تركه هم بچه رو مياره ميگه:

    ايندفعه آوردم، ولي اگه دفعه ديگه بندازي پارش ميكنم!!!


    تركه داشته بالاي يك ساختمون پنجاه طبقه كار مي‌كرده، يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هوي غضنفر!‌

    خونتون آتيش گرفته،‌ زن و بچت سوختن،‌ مردن! تركه هم ميگه: ديگه اين زندگي براي من معني نداره، خودشو

    ازون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته مي‌افتاده،‌ يهو به خودش ميگه: اِااه.. من كه بچه ندارم! دوباره

    يخورده ميره، يهو ميگه: اِاِاه.. منكه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،‌ميگه: اِاِااه..! منكه غضنفر نيستم


    رشتيه مياد خونه ميبينه بچه ها حسابي شلوغ پلوغ كردن . مي‌گيره همه رو ميزنه و ساكتشون ميكنه

    بجز يكي كه اصلا هيچي بهش نمي‌گه. رفيقش بهش ميگه: بابا چرا اينقدر ين بچه هات فرق ميگذاري؟

    رشتيه ميگه:آخه اون يكي سيده!!!



    روز يه ترك به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي بعد زنش ميگه نه پنجشنبه ديره بيا هر دوشنبه بريم


    تركه ميميره بعد تو اون دنيا ازش ميپرسن چي شد مردي ميگه داشتم شير ميخوردم ميگن شيرش فاسد بود ميگه نه گاو يهو نشست


    يك روز يه رشتيه رو ميخواستن اعدام كنن. رشتيه گفت چرا مي خواهين منو اعدام كنين .گفتن تا درس عبرتي بشي واسه ديگران .رشتيه گقت حالا نميشه ديگرانو اعدام كنين كه درس عبرتي بشه واسه ي من

    رشتيه كاميون ميخره پشتش مينويسه: رسواي عالم، مادر

    به قزوينيه ميگن: شكاف باسن براي چيه؟ ميگه: لامذهب از بسكه شيرينه قاچ خورده ‏


    يه نفر تو كيش يه مار ماهي ميگيره، يه عربه تو امارات مي‌افته توي آب

    كرم ابريشمه قرص ايكس ميندازه بالا، پليور مي‌بافه

    به تركه ميگن: يه پستاندار پرنده نام ببر، ميگه: مهماندار هواپيما!‏


    رشتيه بچه دار ميشه، در خونشون يه تابلو ميزنه: با تشكر و قدرداني از اهالي محل!‏


    توي قزوين پشت بچه‌ها نوشته: با نگاهي به آينده، درست مصرف كنيم

    به قزوينيه ميگن: ميدوني ‏
    fbi‏ مخفف چيه؟ ميگه: فدراسيون بچه بازان ايران ‏


    تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!‏


    از تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه

    تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!‏


    رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه: فقط ديوار روت نخوابيده بود ‏كه اونم ‏خوابيد!


    به تركه مي‌گن: بچه كجايي؟ مي‌گه: بچه ‏
    usa‏! مي‌گن: يعني چي؟ مي‌گه: ‏يونجه‌زارهاي ‏سرسبز اردبيل!‏



    قزوينيه ميره جبهه، آمار شهيدا زياد ميشه. ميرن تفحص مي‌بينند خمپاره كه مياد ‏هيچكس ‏نميخوابه رو زمين! ‏


    قزوينيا به فرهنگستان زبان فارسي اعتراض مي‌كنن كه: اين چه الفبائيه كه به ن ميگن ‏نون اما به ‏ك ميگن كاف؟


    به تركه ميگن: ميدوني بسيج مخفف چيه؟ ميگه: بنياد سازماندهي يه مشت جوجه ‏


    تركه شلوارشو برعكس مي‌پوشه، ننه‌اش بهش ميگه: الهي قربونت برم، وقتي ميري ‏انگار داري ‏ميايي

    رشتيه اسم دخترش رو ميگذاره مين، ازش ميپرسن: آخه اين ديگه چه‌جور اسميه؟ ‏ميگه:‌ ميخوام ‏كسي نپره روش.

    از تركه مي‌پرسن: از كدوم شبكه بيشتر خوشت مياد؟ ميگه: شبكه سه! ميگن چرا؟ ‏ميگه: آخه ‏روش عكس دو تا و نصفي نون بربريه! ‏


    مراحل زندگي زناشويي: 1- نامزدي: دست رو ...،‌ لب رو لب، د ببوس 2- ازدواج: لب رو ‏لب، ... تو ‏‏...، د ب... 3- بقيه عمر: پشت به پشت، باسن به باسن، د باد صدادار بده! ‏


    يه بار تركه ميره دستشويي و در ميزنه. يه عربه ميگه: اهم، تركه مي‌گه: حالا اسمت ‏چيه؟ عربه ‏ميگه: محمد حسن خليل. تركه مي‌گه: اي پدرسوخته‌ها، سه تايي رفتين ‏توالت؟


    تركه رو ميكنن رئيس صدا و سيما، بعد از دو روز بر كنارش ميكنن. رفيقاش ازش ‏مي‌پرسند: چي ‏شد؟ ميگه: هيچي فقط وسط اذون آگهي پخش كرديم

    تركه به رحمت خدا يك دونه مو هم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه ‏پوزخند ميزنن، ‏ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم! ‏


    تركه داشته زنش رو به زور ميكرده تو يخچال، ازش ميپرسن داري چي كار ميكني؟ ‏ميگه: ميخوام ‏فاسد نشه!‏


    تركه زنش حامله بوده، نگاه ميكنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟‌ ميگه: بچه ‏ست. ‏ميگه: دوستش داري؟ ميگه: آره خوب، معلومه. ميگه: پس چرا قورتش دادي؟

    پسره به باباش ميگه: بابا جگر پا داره؟ ميگه: نه پسرم. پسره ميگه: پس چرا ديشب ‏هي ميگفتي ‏جيگر پاهاتو وا كن!‏


    رشتيه ميره تو اتاق خواب، ميبينه يك نره خري زير تخته. ميگه: خانم جان، اين زير تخت ‏چي كار ‏ميكنه؟! زنش ‌ميگه: ‌زير تخت رو نمي‌دونم اما رو تخت كه غوغا ميكنه!‏


    تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ‏ايلده ‏ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!‏

    يه نفر که تو هتل بود بعد از تصفيه حساب وقتي از هتل دور شده بود يادش اوومد که چترشو جا گذاشته برگشت تو اتاق- غافل از اينکه اتاق به يه زوج جوان واگذار شده - ميخواست شروع کنه چترشو پيدا کنه يه مرتبه صداي در اوومد اونم چاره نداشت رفت زير تخت.
    زن و مرده لخت شدن افتادن رو تخت . مرده دستهاي زنه رو گرفت گفت عزيزم اين دستها مال کيه؟ زنه گفت: مال تو ه.
    بعد لباشو ناز کرد گفت اين لبا مال کيه؟ زنه هم با ناز گفت مال توه
    و همينجوري ادامه داشت گردن- سينه و ....که آقاهه از زير تخت بلند داد زد گفت :هر وقت رسيدين به "چتر" اوون مال منه

    جشنواره فيلمهاي قزوين: 1- کون بلبلي (کمدي) 2- کون صورتي (انيميشن) 3- کون پاره (جنگي) 4-تنها كون كافي نيست(عشقي) 5- کوون خور (ترسناک) 6- کون برهنه (سکسي) 7- شهر کونها (مستند) 8- رد کون (پليسي) 9- پسري با کون بي سوراخ (تخيلي) 10- عجب کوني داري پسرم (خانوادگي) 11- به خاطر يه لپ کون (وسترن) 12-خاله كوني (كودكان) 13-كون قرمزي (كارتون) 14-هزار كون نكرده(اجتماعي) 15كونِ سوخته (سياسي) 16-كونهاي آلوده (علمي) 17-كونيها به بهشت نمي روند (مذهبي


    رشتيه دم خونش داشت ترکي ميخوند رفيقش رسيد بهش گفت چرا ترکي ميخوني؟!
    رشتيه گفت: اون بالا داره يه اتفاقي ميوفته من خودمو زدم به خرييت

    يک ضرب المثل رشتي ميگه: رسيدي خونه بزن تو گوش زنت!!!!! تو نمي دوني چرا زدي اما اون ميدونه چرا خورده


    وزارت ارشاد شعر ((اتل،متل،توتوله))را به دلايل زير ممنوع كرد:1.وجود كلمات توتوله،پستان و تحريك كودكان2.استفاده از كشور هندوستان3.زن كردي4.ترويج بي حجابي...............شعر اصلاح شده:....اتل متل زباله،گاو حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش ضخيمه


    به مدير تيمارستان گزارش دادند شب پيش يكي از بيماران قصد خودكشي در وان حموم را داشته ولي خوشبختانه يك بيمار ديگر به نام غضنفرنجاتش داده.پزشك تيمارستان پس از مطالعه پرونده غضنفر صداش كرد و گفت:وقتش رسيده كه تورو آزاد كنم اين اقدام بزرگ تو نشان ميده حالت خوب شده.البته متاسفم اون بيمار بالاخره اين كارو كرد .اين بار خودشو تو بالكن اتاقش حلقاويز كرده.غضنفر گفت:نه اون خودكشي نكرده چون خيس بود من آويزونش كردم خشك شه

    رشتيه شب داشته برميگشته خونه، سر كوچه قصاب محل بهش ميگه: چـــــــــاكريم، ممدآقاي گُلِ زن خراب!! رشتيه يك نگاه به هيكل قصابه ميكنه و هيچي نميگه، ميره پي زندگيش. فردا شب باز داشته ميومده خونه كه جناب قصاب همينو تحويلش ميده.خلاصه 4-5 شب همين جريان بوده، تا آخر رشتيه شاكي ميشه، ميره پيش زنش ميگه اين يارو قصابه اينو ميگه، جريان چيه؟! زنش ميگه: اين مرتيكه بد دهنه.. ولش كن. رشتيه هم بيخيال ميشه. دوباره فردا داشته ميومده خونه كه جناب قصاب مياد جلو، ميگه: چـــــــاكريم، ممدآقاي گُلِ زن خرابِ دهن لق!! رشتيه خيلي شاكي ميشه، ميره پيش مادرش جريان رو ميگه، مادرش بهش ميگه: ممد جان، تو الان زن داري، بچه داري، نبايد به حرف يك قصاب پدرسوخته توجه كني. رشتيه هم ميبينه مادرش راست ميگه، برميگرده سرِ خونه زندگيش. فرداشب داشته برميگشته خونه كه قصابه مياد جلو، ميگه: چـــــــاكريم، ممدآقاي گلِ زن خرابِ دهن لقِ بچه ننه


    قزوينيه داشته تو كيوسك بچهه رو مي كرده. يهو يه پليس با لگد در رو باز مي كنه. قزوينيه ميگه اين چه طرز در باز

    كردنه، كيرم رفت تو كون بچه مردم!

    يه كاريكاتوريست تو قزوين كون رو بدون سوراخ مي‌كشه به سه جرم دستگيرش مي‌كنن

    1- تشويش اذهان عمومي

    2- نشر اكاذيب

    3- توهين به مقدسات

    از يک قزويني ميپرسن كون چند حرف داره؟! ميگه كون حرف نداره

    ضرب المثل قزويني: اگر رفيق، رفيق باشه، آدم منت زنشو نميکشه

    به ترکه ميگن 7 سين رو نام ببر : ميگه کير ! ميگن چرا ؟ميگه چون:
    سر داره ، سوراخ داره ، سيبيل داره ، سيخه ، سفته ، سوزاک داره ، سس ميريزه

    به رشتيه ميگن به جون زن و بچه ات قسم بخور، ميگه به جون رشت و حومه.

    به رشتيه مي گن: تو رشت زن پاک و مومن و با خدا هست؟ مي گه:اره هست ولي شبي 20000 تومن

    گرگه داشته گشادگشادراه ميرفته ازش ميپرسن چرا گشادگشادراه ميري ميگه رفتم درخونه شنگول منگول گفتم منم منم مادرتون باباش جدي گرفت

    تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟

    قزوينيه داشته تو خونش ترتيب بچهه رو ميداده،‌ بچهه هم حين عمل داشته با گلهاي قالي بازي ميكرده. ‌قزوينيه شاكي ميشه،‌ ميزنه تو سر بچه ميگه: بالام جان، دل به كار بده

    يه بار رو سره يه تركه برف شادي ميريزن سرما ميخوره

    جديدترين رمان عشقي قزوين منتشر شد: خسرو و فرهاد
    به ترکه ميگن چي شد ترک شدي؟؟
    ميگه ايلده خر هار گازم گرفت!!

    يه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم

    يه روز يه بسيجي ميره مغازه عروسك فروشي به فروشنده ميگه ببخشيد اين خواهر قيمتش چنده

    رشتيه با زنش دعواش ميشه و بدبخت خانم رو يك كتك مفصل ميزنه. فردا از شهرباني ميان، به جرم خسارت به اموال عمومي ميندازنش زندان!!


    يه روز يه رشتيه اكس ميندازه بالا وشب ميرن خونه وميگه چه توهومي خانوم با كسي نخوابيده!!

    به نيوتن گفتندبراي چي از افتادن سيب تعجب كردي نيوتن براي اينكه من زير درخت گلابي نشسته بودم!!!

    يه روز رشتيه ميره خونه ميبينه زنش لخته ميگه باز كه لباس كار پشيدي...

    به جانباز رشتي مي گن از جنگ عراق معجزه ديدي يا نه؟؟؟؟؟؟؟گفت تا دلت بخواهد گفت:من يكسال جبهه بودم خانم جان تو رشت حامله ميشد كار خدا را نيگا!!!!

    يه قزويني رو بايه گوني شورت مي گيرن بهش ميگن اين چيه؟ ميگه دفترچه خاطراتمه!!!!

    در تبريز به مناسبت ميلاد حضرت علي هر كس اسمش ميلاد بوده بهش جايزه ميدن!!!!!!


    يه رشتيه با رتبه 500000 تو کنکور پزشکي دانشگاه تهران قبول مي شه بعد تحقيق مي کنند مي فهمند فرزند چهار تا شهيد بوده

    يه تركه ميره سر يخچال درشو وا ميكنه مي بينه ژله داره ميلرزه بعد به ژله ميگه نترس بابا ميخوام پنير بردارم....


    رشتيه به دوستش ميگه عجب بچه خوشکلي داريد ميگه باز تو يه کار واسه ما کردي هي تو سرمون بزن

    تركه تو اتوبوس ميگوزه همه بهش ميخندن. اونم خوشحال ميشه، ميگه: اگه ميدونستم اينقدر حال ميكنين براتون ميريدم

    قزوينيه ميميره، اون دنيا به علت 70 سال بچه‌بازي مستمر ميندازنش قعر دوزخ، پيش اژدهاي دو سر! يك مدت ميگذره طبقه‌هاي ديگه جهنم هي صداي آه و اوه و داد و بيداد مي‌شنيدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها ميرن پيش رئيس جهنم ميگن: اين بيچاره گناه داره، بگذار از پيش اين اژدها بياريمش بيرون. اونم ميگه باشه. همچين كه در سلول قزوينيه رو باز مي‌كنن، اژدهاي مي‌زنه بيرون، حالا ندو كي بدو! فرشته‌ها بهش ميگن: ‌بابا خجالت بكش! آخه چرا داري در ميري؟ اژدهاي ميگه: بابا اين دهن منو سروريس كرده! الان دو ماهه گير داده كه: بالام‌ جان تو كه دو تا سر داري، پس اونيكي كانت كجاست؟

    به رشتيه گفتن از تو كسخل تر كيه. ميگه خانمم . ميگن چرا
    ميگه كسخل كير نداره ولي توي كيفش كاندوم ميذاره

    رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا
    .تركه ميره مغازه لامپ فروشي ميگه:آقاببخشيد بلا نسبت بلا نسبت لامپ داري مغازه دار ميگه:خوب آقابگو لامپ ميخوام ديگه چرا بلا نسبت ميگي؟تركه ميگه:آخه بلا نسبت بلا نسبت لامپ براي توالت ميخوام.

    .تركه به البرادعي رئيس اژانس انرژي هسته اي ميگه:تو واقعا دكتر هستي؟ اونم با افتخار مي گه:بله من دكتر هستم.تركه ميگه:خوب بدبخت پس چرا تو اژانس كار ميكني؟

    يارو كيرش خيلي كوچيك بوده ميره پيش دكتر، ميگه : آقاي دكتر دستم به دامنت، چند روز ديگه عروسي منه يك كاري بكن اين كير ما يه خورده گنده بشه شرمنده زنمون نشيم! دكتره دارو مينويسه ميده دست يارو . تو همين لحظه يكي ديگه مياد تو ميگه: آقاي دكتر اين كير ما خيلي گنده‌اس، پدر مارو درآورده! يه دارويي بده يه خورده كوچيكتر بشه! دكتره نسخه اينيكي رو هم مي‌نويسه. از قضا تو داروخانه داروهاي اين دو
    تا اشتباه ميشه! فرداش اون باباي كه كيرش كوچيك بود مياد پيش دكتره و داد مي‌زنه: مرتيكه عوضي! يه ذره كير داشتيم اونهم از دست رفت! دكتره ميپرسه: اي بابا! حالا اون يكي مريضه كجاست؟ يارو ميگه:پايين داره عقب جلو ميکنه بياد تو مطب خواهرتو بگاد!!!

    خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك تركه رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟ تركه ميگه: والله عيسي رو نه ولي يه موسي داريم همه ميكنن!!!

    دختره تو مهدكودك از خانوم مربيش ميپرسه: خانوم محمدي ،دختر بچه پنج ساله بچه دار ميشه؟! معلمه كف ميكنه، ميگه: نه عزيزمن، تو اصلاٌ با اين حرفها چيكار داري؟! يهو يكي از پسرا از عقب داد ميزنه: ديدي بچه ننه! نگفتم خطري نداره؟!!

    يارو عربه ميخواسته برگرده ايران، سر مرز موقع بازرسي بدني، باز دست مامور گمرك ميخوره به يك چيز سفت و گنده! ماموره فكر ميكنه عربه داره اسلحه قاچاق ميكنه، ميگه: حاج آقا، كلاشه؟! عربه ميگه: نه ولك، كَلَشه!!
    رشتيه داشته با پسرش از يك دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟! رشتيه ميگه: واسه اينكه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه كه مريض نيست. پسره يهو هول ميكنه، ميگه: اِاِاِِِ...بابايي... يعني اكبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟!!!

    رشتيه تو تظاهرات شعار ميدادن: اين تن شهادت خوايه، زناشون هم ميگفتن: پس اين کس رو كي گايه؟!!-مردا جواب ميدن: دوست ، رفيق همسايه

    بچه قزوينيه صبح پاميشه به باباش ميگه : بابايي، بابايي! مامان ديشب جايي ميخواست بره؟ قزوينيه ميگه: نه بابا‌جان. بچهه ميگه: پس چرا هي بهش ميگفتي برگردعزيزم، برگرد عزيزم!!

    يه باري به ترکه ميره خواستگاري بعد باباهه ميگه مهريه 50 مليون بعد ترکه مبگه: اووو شبي چند حساب کردين؟

    يه بچه تو قزوين گير مي‌افته، يه تاس بهش ميدن و ميگن: اگه 1 تا 5 بياري ترتيبتو ميديم، ميگه: اگه 6 بيارم چي؟ ميگن: جايزه‌‌ات اينه كه يه بار ديگه بايد تاس بنداري!
    مسابقه 20 سوالي از يه قزويني

    ببم جان سفيدست؟

    مجري: بله سفيده

    قزويني: پس کان است بلم جان

    مجري : نه آقا جان کون چيه. بپرس

    قزويني: آقا ببينم نرم است؟

    بله نرمه

    قرويني: پس چرا مي گيد کان نيست؟

    مجري: آقا جان کون نيست. سوال بعدي

    قزويني: سوراخ دارد؟

    مجري: نه سوراخ نداره

    قرويني: اي بابا پس اين چه کاني است که سوراخ ندارد !؟؟؟؟؟
    تركه با جكي‌جان دعواش ميشه، جكي‌جان فيگور ميگيره ميگه: «پنجه عقاب»، تركه کيرشو در مياره ‏ميگه: «کير خر»!
    شعار قزويني ها در اين ايام : کاريکاتوريست دانمارک حق مسلم ماست
    زن رشتيا: کلاهک هسته اي حق مسلم ماست!!!

    به رشتيه گفتن خانومتو ديديم توو ماکسيماي يه مرد غريبه که صدو شصت - هفتاد تا ميرفتن ...رشتيه: اين که چيزي نيست که ماکسيما بيشتر از اينا هم ميره

    به رشتيه ميگن توو خونه ت مرد سالاريه يا زن سالاري؟ميگه: هيچکدوم .... مردمسالاريه

    رشتيه کتاب مينويسه تموم که ميشه صفحه اولش مي نويسه:تقديم به پدرم که بهترين دوست بابام بود

    اگه گفتين چرا سوراخ عقب دخترا پرده نداره ولي سوراخ جلو داره
    چون خدا گر زحكمت ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري

    تركه ميره آمپول بزنه، تا دكتر سوزن رو ميزنه، پا ميشه داد ميزنه: حيوون، مگه كوري، سوراخ به اين گندگي، چرا ميزني بغلش؟

    قزوينيه كنار زمين فوتبال خوابيده بوده، بهش ميگن: پاشو برو تو زمين، بازي شروع شده. ميگه: من برانكاردم

    سرخ پوستها موقع حمله به قزوين ميگن: آكومبا، بومبا، ياكومبا! وقتي كه از حمله بر مي‌گردند ميگن: نكن بابا، نكن بابا

    يه قزوينيه با خودش مي گفت: چي ميشئ اين همه كونگره (كنگره) يا كونفرانس (كنفرانس) كه تو تهران برگزار ميشه تو قزوين برگزار ميشد!


    از تركه ميپرسن: زنتو چقدر مهر كردي؟! ميگه: والله مهر رويادم نمياد ولي آبان و آذر زياد كردم

    آخونده و عربه و رشتيه سوار هواپيماي لوفتانزا بودن، موقع نهاركه ميشه، يه مهماندار خوشگل براشون غذا مياره. دختره وقتي ميخواسته غذا رو بذاره جلوي آخونده، سينه هاش معلوم ميشه، آخونده ميگه: خدايا به راه راست هدايتش كن! نوبت كشيدن غذاي عربه ميشه ، عربه هم پستوناشو ميبينه، ميگه: خدايا راست شده تو هدايتش كن!! نوبت رشتيه كه ميشه، باز سينه هاي خانم پيدا ميشه، ميگه: خدايا تو راستش كن من هدايتش ميكنم!!!

    زن رشتي ميره جبهه بهش ميگن چه کار مفيدي براي جنگ کردي؟ دست ميزنه به شيکمش ميگه يه بچه عراقي اسير کردم!!!

    عربه دستاشو گذاشته بوده پشت گردنش، داشته ميشاشيده. ملت ميان ميپرسن: بابا اين چه وضع شاشيدنه؟! عربه ميگه: ولك دكتر گفته چيز سنگين بلند نكنم!

    يه روز يه پسره به باباش ميگه: باباجون، امروز من براي اولين بار سكس كردم. باباش خوشحال مي‌شه و مي‌گه: دمت گرم، كارت خيلي درسته، انصافا كه ثابت كردي پسر خودم هستي. حالا بشين و مفصل برام جريان رو تعريف كن! پسره ميگه: بابا جون، نميتونم بشينم، هنوز كونم درد ميكنه

    يه مادره به دخترش مي‌گه: هر وقت با دوست پسرت رفتي بيرون، تو بايد دنگ خودت رو بدي تا او نخيال بيخود نكنه. بعد از اولين بار كه بيرون رفتن، مادر پرسيد: خوب چي شد؟ دختر گفت: رفتيم سينما، ولي من پول بليت خودم رو دادم. بعد از دومين بار كه بيرون رفتن، مادر پرسيد: خوب، اين دفعه چي شد؟ دختر گفت: رفتيم رستوران هر چي اصرار كرد من نگذاشتم و دنگ خودم رو دادم. بعد از سومين بيرون رفتن مادر پرسيد: چي شد؟ دختر گفت: هيچي، يه كادو برام خريده بود. باز كردم و ديدم يه ساعت به من داده، من هم نيم ساعت بهش دادم!

    تركه با دوست‌دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتها ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم

    يه روز يه تركه روي ديوار مي‌نويسه: «زنده باد كير»! ميگن: آقا اين چرت و پرت‌ها چيه رو ديوار نوشتي، بده، زشته؟ مي‌گه: به سه دليل. اول اينكه «سرش را در راه اسلام داده». دوم اينكه «انسان سازه» و سوم اينكه «در مقابل بي‌حجابي قد علم مي‌كنه»!

    قزوينيه واسه جانمازش آينه بغل مي‌گذاره

    قزوينيه دم مرگ وصيت مي‌كنه كه توي يه پارك، زير سرسره دفنش كنن!

    رشتي‌ها به روز پدر ميگن يوم الشك

    تركه اسمش مراد بوده، ازش مي پرسند چرا اسمتو گذاشتن مراد؟ ميگه آخه من آب نطلبيده بودم
    يه مار بوآ ميره تو شرت عربه، موقع وارد شدن ميگه: رخصت پهلوون!

    يه يارو ميره قزوين، مي‌بينه يه بچه آويزون كردن ورودي شهر. ميره ميدون مركزي شهر، مي‌بينه سه تا بچه هم اونجا آويزون كردن، از يكي مي‌پرسه جريان اين بچه‌ها چيه؟ قزوينيه مي‌گه: ببم جان، اينا جوايز بانك صادراته!


    رشيه زن ميگيره، فرداي روز ازدواجش رفقاش ميان پيشش ميگن: خوب تعريف كن ببينيم، چطور بود؟ رشتيه ميگه: والله جاي همتون خيلي خالي بود!

    تو قزوين دلار دو جور قيمت داره: يكي دلار 800 توماني است كه دست مردمه و ديگري دلار 7 توماني كه افتاده روي زمين!

    رشتيه ميره پيش رفيقش ميگه: يه زن گرفتم حال كنيم

    از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!

    چند تا زنِ رشتي داشتن باهم اختلاط ميكردن، يكيشون ميگه: شنيدين تو تهران يك خفاش شب پيدا شده، زناي مردم رو ميدزده ميبره ترتيبشون رو ميده؟ يكي ديگه ميگه: اَووو! هرچي امكاناته مالِ شهراي بزرگه!

    از طرف اداره آمار رفته بودن خونه رشتيه، رشتيه درو باز ميكنه، يارو ميپرسه: شما چند نفرين؟ رشتيه ميگه: شما چند نفرين؟!

    سه نفر را به جرم خالکوبي بازداشت ميکنند. روي معامله اولي خالکوبي شده بوده: مرگ بر اسرائيل. چون مسئله استکبار جهاني بوده آزادش ميکنند بره. روي معامله دومي نوشته شده بوده: جکوزي! ميگن اين چيه؟ ميگه: وقتي که بلند شه نوشته: جنگ جنگ تا پيروزي و آزادش ميکنند. روي معامله سومي نوشته شده بوده: اردک! ميگن اين چيه؟ ميگه: وقتي که بلند شه نوشته: امام را دعا کنيد!


    بچه تخسه ميره پيش معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟! معلمه ميگه: برو بشين سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال نداره، جلوگيري ميكنيم

    رشتيه مياد خونه ميبينه زنش لخت خوابيده رو تخت، خلاصه طبق معمولِ جكهاي رشتي(!) داد و بيداد ميكنه كه خانوم چرا لختي و اين چه وضعيه و الخ خانومش هم طبق معمول(!!) ميگه آخه هوا گرم بود! رشتيه هم قانع ميشه، ميگه:باشه خانم حالا حداقل برو يك ليوان آب واسه من بيار، اينقدر داد زدم گلوم گرفت. زنه ميره ليوان آب رو مياره، رشتيه آب رو ميخوره، ميگه: سلام بر حسين. يك نفر از زير تخت ميگه: سلام از ماست اصغر آقا!

    رشتيه بچه دار نميشده، در خونشون يك تابلو ميزنه كه: هم اكنون به ياري سبزتان نيازمنديم

    به قزوينيه ميگن: يك خاطره خوب تعريف كن، ميگه: بالام جان، بچه بود.. سفيد بود..! ميگن حالا يك خاطره بد تعريف كن، ميگه: آي بالام جان، بچه بوديم... سفيد بوديم..!


    يه بار يك كشيشه داشته دارت بازي ميكرده، مادر مقدس هم كنارش واستاده بوده. يارو هر چي ميزده به هدف نمي‌خورده، اونم هربار ميگفته: كيرم توش، خورد پهلوش! مادر مسيحي بهش ميگه: پدر مقدس از شما بعيده، آخه اين چه حرفيه؟ خلاصه چند بار اين قضيه تكرار ميشه تا اينكه مادر مقدس خيلي ناراحت ميشه، ميگه اگه يك بار ديگه اينو بگي نفرينت ميكنم. كشيشه دوباره ميزنه نميخوره. باز ميگه: كيرم توش خورد پهلوش! مادرمسيحي هم نفرينش ميكنه. يه دفعه از آسمون يك صاعقه ميزنه مادر مقدس دود ميشه. از آسمون يه صدا مياد كه مي‌گه: كيرم توش، خورد پهلوش

    رشتيه ميره خونه ميبينه زنش با يك نره خري مشغولند. يارو تا رشتيه رو مي‌بينه مي‌زنه به چاك و با آخرين سرعتش مي‌دوه در مي‌ره. رشتيه هم تا اون ور مازندران فحش ميده و دنبالش ميكنه. آخر يارو مي‌رسه لب يك پرتگاه، ديگه هيچ راه فراري نداشته، ‌رشتيه هم همين جور عصباني داشته دنبالش ميومده. مرده ميگه: غلط كردم! توروخدا منو نكش! رشتيه ميگه: هيس! اول اون دمپايي‌هاي منو بده!
    رشتيه ميره خونه ميبينه رو قالي جاي كفش هست. جاي پاها رو دنبال ميكنه مي‌رسه به اتاق خواب، ميبينه يكي سخت با زنش مشغوله. داد ميزنه: مرتيكه بي ناموس! در بيار! در بيار! يارو جفت مي‌كنه، ميكشه بيرون. رشتيه شاكي ميشه ميگه: بابا اون صاحب مرده رو نگفتم كه، كفشاتو گفتم!

    رشتيه وسط روز ميره خونه از پشت شيشه ميبنه يه نفر رو زنش سخت مشغوله. زنه هم هي ميگفته: بازم بكن! بازم بكن! يارو هم ميگه بابا ديگه چقدر بكنم؟! تا خايه‌هام رفته تو! زنه ميگه اون قاشق رو بردار تخماتم بكن تو. يارو قاشق ور ميداره كه يهو رشتيه ميپره تو داد ميزنه: اَه اَه! خانم من نامردم اگه ديگه با اون قاشق غذا بخورم

    رفيق رشتيه مياد خونش مهموني. وارد اتاق كه ميشه، ميبينه يه تفنگ به ديوار آويزونه. مي‌پرسه: اين واسه چيه؟ رشتيه ميگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه يارو حساب كار خودشو مي‌كنه. شب رديف تو اتاق خوابيده بودند، زنه ميگه: {با خروپف}تفنگ خرابه! دخترش ميگه: {خروپف} فشنگ نداره! رشتيه ميگه: منم كه خوابم!


    رشتيه زنش حامله نميشده، ميندازدش بيرون ميگه: برو بيرون تا حامله نشدي برنگرد خونه!

    تركه ميره داروخونه ميگه: ببخشيد كاندوم دارين؟ ياروميگه: بله، چه نوعش رو ميخوايد؟ تركه ميگه: يعني چي؟ يارو ميگه: ببين قربان، كاندوم چندين نوع داره: مثلا خاردار، روغني، رنگي، ليموئي... تركه گيج ميشه، ميگه: ببين برادر من اين چيزا رو نمي‌فهمم، خودت يه چيز خوب بده؛ فرض كن خواهرمادر خودته!


    يارو با زنش ميره سينما فيلم سوپر ميبينه. وقتي ميان بيرون مرده بدجوري حشري شده بوده، ‌همون نزديك سينما واميسته كنار خيابون دستشو تكيه ميده به ديواربه زنش ميگه: يالا ساك بزن! زنه ميگه: بابا زشته تو خيابون كه نميشه! يارو همينجور به خودش مي‌پيچيده، ميگه: نه بايد ساك بزني! باز زنه ميگه: نه بابا نميشه. خلاصه همينجور مرده مي‌گفته بايد ساك بزني و زنه هم مي‌گفته نميشه كه يهو يه بچه مياد جلو به مرده ميگه: آقا بابام گفت: من خودم ساك ميزنم، زنم ساك ميزنه، بچه‌هام ساك ميزنند، سر جدت دستت رو از روي اون زنگ ما بردار!

    زن رشتيه ميره بالاي پشت بوم لباسا رو پهن كنه، همسايشون بهش ميگه: ميدي؟! زنه ميگه: خفه شو مرتيكه بي ناموس! دوباره فرداش رفته بوده بالاي پشتبون، ‌همسايهه مگيه: ميدي؟! باز زنه مي‌گه: گمشو مرتيكه نكبت! خلاصه چند باراين ماجرا تكرار ميشه، تا اينكه زنه ميره قضيه روبه شوهرش ميگه. شوهرش بهش ميگه اگه دوباره اينو گفت، بگو: آره ميدم! روز بعد زنه ميره بالا پشتبوم، دوباره همسايهه بهش ميگه: ميدي؟! زنه هم ميگه: آره! ميدم، خوبم ميدم! يارو ميگه: برو به اون شوهر قرمساقت بده كه انقدر زن ما رو نكنه!!


    قزوينيه خيلي بچه باز بوده، فك و فاميل ميگن زنش بديم بلكن درست شه. خلاصه براش يك زنه خوشگل مي‌گيرند. شب اول كه ميره با خانوم تو حجله، وقتي لباساشون رو در ميارند، ‌يهو قزوينيه همين جور خشكش مي‌زنه. زنه مي‌پرسه: چي شده؟ حالت خوبه؟ قزوينيه سرشو تكون ميده، ميگه: بالام جان! اين كوني كه تو داري، داداشت ديگه چه كوني بايد داشته باشه!

    تركه و رفيقش جنده آورده بودن خونه. قبل ازينكه مشغول شند، زنه برمي‌گرده بهشون ميگه: آقايون، براي شما مهمه من حامله بشم؟ تركه ميگه: بله خوب نبايد حامله بشين. زنه بهشون يكي يك كاندوم ميده، ميگه: پس لطفا اينارو استفاده كنين....بعد از يه ماه تركه به رفيقش ميگه: يادته اون روز جنده آورده بوديم خونه؟ رفيقش ميگه: آره يادمه، چه حالي داد! تركه ميگه: يادته گفت براي شما مهمه من حامله بشم، ماهم گفتيم آره؟ رفيقش ميگه: آره يادمه، مگه چي شده؟ تركه ميگه: من فكرشو كردم ديدم اونقدرها هم مهم نيست، بيا اين صاب مرده رو درآريم، بريم بشاشيم

    رشتيه ميره قزوين، قزوينيا دنبالش ميكنن كه ترتيبشو بدن. رشتيه از اين كوچه به اون كوچه فرار ميكنه تا ميرسه به يه بن بست. با خودش ميگه حالا چه گهي بخورم؟! كه يه دفعه ياد سريال امام علي ميفته، ميگه:‌ها! منم مثل عمر و عاص لخت ميشم و نجات پيدا ميكنم. سريع لخت ميشه و قزوينيا هم كه همينو ميخواستن ميگيرن تا دسته ميكننش! رشتيه با بدبختي بلند ميشه با آه و ناله ميگه: آي! پدر سوخته اين صدا و سيما اونقدر سانسور مي‌كنه كه آدم نمي‌فهمه آخر فيلم چي ميشه!

    تركه و دوست دخترش نشسته بودند تو پارك. تركه به دختره ميگه: عزيزم تو تو چه فكري هستي؟ دختره مياد خيلي با احساس بازي در بياره، ميگه: تو همون فكري كه توهستي، عزيزم! تركه ميگه:ااه..! نكنه تو هم ميخواي منو بكني؟

    به رشتيه ميگن روي هم رفته چند تا بچه داري؟ ميگه: والله ما روي هم نرفته چهار تا!

    رشتيه واسه رفيقش تعريف ميكرده كه: -آره رفتم خونه ديدم دو تا كفش دم دره، منم رفتم تو گفتم ديگه كارش تمومه. رفيقش ميگه خوب چي كار كردي؟ ميگه رفتم تو اتاق ديدم كه مرتيكه رو خانمه! رفيقش: خوب، حتما كشتيش؟ رشتيه ميگه: نه بابا يارو تا منو ديد، كشيد بيرون، دويد تو دستشويي. رفيقش ميگه: خوب حتما اونجا ديگه خفش كردي؟ رشتيه ميگه نه بابا صبركن، اون رفت تو دستشويي منم رفتم دنبالش، اونم فرار كرد رفت تو آشپزخونه. رفيقش ميگه: خوب اونجا ديگه حتما با چاقو كشتيش؟ رشتيه ميگه: نه جانم صبر كن، اون رفت تو آشپزخونه منم رفتم دنبالش، اون فراركرد رفت تو حموم. رفيقش ميگه خوب اونجا ديگه حتما كارو تموم كردي؟ رشتيه ميگه: نه بابا! اون رفت تو حموم، منم رفتم تو حموم، خانم هم اومد تو حموم. يهو يارو پاش رفت رو صابون خورد زمين، آي خنديديم!

    تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر من و خانومم بلد نيستيم با هم ازون روابط برقراركنيم! دكتره ميگه: جانم اين كه كاري نداره، (همون موقع دو تا گربه رو ميبينه كه تو خيابون سخت مشغولند) ميگه: مثلا اون دو تا گربه رو تو خيابون نگاه كن، ببين نره واستاده پشت، مادهه واستاده جلو و... خلاصه اساس كار رو توضيح ميده. بعد از يك مدت، دكتره تركه رو تو خيابون ميبينه، ازش مي‌پرسه: خوب معاشقه خوب پبش ميره؟ تركه ميگه: خيلي عاليه آقاي دكتر. فقط من نمي‌دونم چرا هروقت ما ميايم يك كاري بكنيم، مردم جمع مي‌شند، دست مي‌زنند، صوت مي‌كشند

    تركه نشسته بوده تو تاكسي، همينجوري كه داشتن ميرفتن يه دفعه يك بادي از جهت نامساعد از يكي از خانماي مسافر در ميره. راننده تاكسي هم از اون تهرونياي با مرام بوده، ‌زود ميگه: خانمها، آقايون! مي‌بخشيد، من امروز غذاي باد دار خوردم، دست خودم نبود. تركه قضيه رو ميفهمه، خيلي خوشش مياد. با خودش ميگه: ‌عجب آدم با مراميه، دمش گرم! خلاصه يكم ميگذره، خانم دوباره تلنگشون در ميره. رانندهه باز زود ميگه: خانمها، آقايون شرمنده، ‌دست خودم نبود. تركه با خودش فكر ميكنه: اينجوري نميشه، من جوان آذربايجانم، بايد غيرت خودمو نشون بدم. ايندفعه كه اين خانم بگوزه، من گردن مي‌گيرم. هرچي منتظر ميشه ديگه بادي از خانم در نميره، تا اينكه ميرسه به مقصد و بايد پياده ميشده. همينطور كه داشته پياده ميشده، ميگه: خانمها، آقايون! من از شما معذرت مي‌خوام، از اين به بعد هروقت اين خانم گوزيد، بدونيد من بودم

    تركه تو يه مسابقه نقاشي شركت ميكنه تو جهان اول ميشه، ميان يه هيئت از ايران ميفرستن ببينن چي كشيده. ميبينن يه مرد لخت كشيده كه يه ماسك رو دهنشه، يه شاخه گل دستشه و يه كاندوم هم رو كيرشه! ميرن از كارشناساي خارجي ميپرسن: بابا اين چه افتضاحيه؟ آخه شما چطور اينو برنده اعلام كردين؟! ميگن: اين پيام داره: اون ماسك يعني خودشو از آلودگي‌ها دور كرده، اون گل نشانه طبيعته، اون كاندوم هم نشانه مبارزه با بيماريهاي جنسيه. بعد ميرن پيش تركه ميگن: منظور شما از اين نقاشي چي بود؟ ميگه: والله ما فقط مي‌خواستيم بگيم كه كس كردن با كاندوم مثل بو كردن گل با ماسكه

    قزوينيه تو صف نون بوده، يه پسر خوشگل هم جلوش واستاده بوده. يه دفعه شاطره مياد بيرون، ميگه: نون تموم شد! ملت هم ميرن دنبال كار و زندگيشون و صف به هم ميخوره. قزوينيه شاكي ميشه، داد مي‌زنه: نون تموم شد كه شد! صف رو چرا بهم ميزنيد

    يه زن مسيحي ميره پيش يه آخونده ميگه من ميخوام مسلمون شم. آخونده بهش ميگه: شما الان تشريف ببريد‌، بعد از اذان مغرب برگرديد، ‌مراسم مسلمون شدن اون موقع انجام ميشه. خلاصه زنه ميره و شب برمي‌گرده. آخونده ميبردش تو اتاق پشتي، بهش ميگه: شما بفرماييد لباساتونو در بياريد،‌ تا مراسم رو اجرا كنيم. زنه ميگه: فكر مي‌كنم اشتباه متوجه شديد، من ميخوام مسلمون بشم چرا بايد لخت شم؟ ميگه: خواهر اشتباهي نشده. هركاري مراسم ويژه خودش رو داره! خلاصه زنه با شك و ترديد لخت ميشه. بعد آخونده ميگه: حالا بياين در آغوش اسلام!

    تو سبزه‌وار يك آخوند خالي بندي بوده كه تعصب خاصي هم به حضرت عباس داشته. اين بابا ‌هرسال سر ماه محرم بالاي منبر يك دروغ شاخدار مي‌گفته و آبروي مسجد رو مي‌برده. يك بار قرار بوده واسه محرم بره بالاي منبر، شب قبلش ريش سفيداي مسجد جمع ميشن، ميگن چي كار كنيم؟ اين باز ميره سرمنبر خالي ميبنده، آبروي ما رو مي‌بره. آخرش قرار مي‌شه كه يه نخ ببندن به خايه‌هاي طرف، هر وقت خيلي ضايع كرد، نخه رو بكشند تا حواسشو جمع كنه و حرفشو درست كنه. خلاصه فردا شب ميره سرمنبر و شروع ميكنه به خطابه. يخورده كه مي‌گذره دور برش ميداره و ميگه:...آره حضرت عباس شمشيرش رو كشيد ده ميليون آدم رو كشت! ملت پشت صحنه زود نخه رو ميكشن، ميگه يه ميليون نفر، باز ميكشن، ميگه صدهزار نفر، دوباره ميكشن. آخونده شاكي ميشه ميگه: به حضرت عباس اگه خايه‌هام رو هم بكنيد از صد هزار پايين تر نميام!


    تركه ميره داروخونه، ميگه: آقا يه كاندوم لارج بدين. يارو يكي براش مياره. تركه ميره بيرون بعد از يك مدت برمي‌گرده، ميگه: ببخشيد، بزرگترش رو ندارين؟ داروخونه چيه ميره يك سايز بزرگترش رو مياره. باز تركه ميره، بعد از ده دقيقه مياد، ميگه: ببخشيد ازين بزرگترش رو نداريد؟! باز يارو يكي بزرگترش رو بهش ميده. خلاصه چند بار اين قضيه تكرار ميشه و هي تركه بر مي‌گرده مي‌گه: ‌بزرگترش رو نداريد؟! تا يارو داروخونه چيه شاكي ميشه، دنبال تركه ميره بيرون ببينه اين چيكار مي‌كنه. مي‌بينه داره كاندومه رو مي‌كشه سرش! با تعجب ميگه: بابا چرا اينو مي‌كشي سرت؟! تركه ميگه: آخه قراره من تو تئاتر نقش كير رستم رو بازي كنم!

    تركه ميخواسته دور كمرشو اندازه بگيره، ‌يه خطكش ميكنه تو كونش ضربدر 3.14 ميكنه!

    رشتيه داشته واسه رفيقش تعريف ميكرده كه: آره ديروز رفتم خونه ديدم يه جفت كفش دم دره، شك كردم. رفتم جلوتر ديدم يه لباس مردونه هم افتاده رو زمين، بيشتر شك كردم. رفيقش مي‌پرسه: خوب بعد چي شد؟ ميگه:هيچي ‌رفتم جلوتر، ديدم يكي از لباساي خانم هم افتاده رو زمين، بدجوري شك كردم. رفيقش ميگه: خوب؟! ميگه: رفتم در اتاق خواب رو باز كردم... رفيقش ميگه: خوب؟! رشتيه ميگه: هيچي شكم برطرف شد!

    رشتيا خودكفا ميشن، ديگه خودشون بچه دار ميشن!

    تركه كتاب فروشي باز مي‌كنه، بعد از يك هفته ميان درشو تخته مي‌كنند. رفقاش ازش ميپرسن چرا در مغازت رو بستن؟ ميگه: والله هيچي، ما فقط زده بوديم جلد دوم قرآن رسيد!

    قزوينيه بدجوري حشري شده بوده، ميره واميسته سر كوچشون،‌ اولين بچه اي كه داشته رد ميشده رو ميكشه كنار، ‌شروع ميكنه به كار خير. بچه هم شروع مي‌كنه به گريه و جيغ و داد. قزوينيه با خودش ميگه: بگذار يكم باهاش حرف بزنيم،‌ سرش گرم شه، ‌صداش بخوابه. بر مي‌گرده به بچهه ميگه: بالام جان شما تو كدوم كوچه مي‌شينيد؟ بچه همينجور كه داشته گريه مي‌كرده،‌ ميگه:...اهه! تو همين كوچه...اهه!.. قزوينيه ميگه: بالام جان،‌ پلاك خونتون چنده؟ ميگه: اهه..اهه..پونزده.. قزوينيه ميگه: ا؟ بالام جان، كدوم طبقه؟ بچهه ميگه:..اهه.. طبقه سوم. قزوينيه با تعجب ميگه: اصغر؟ بابا تويي؟!! چرا مدرسه نرفتي؟!

    تركا ميان يه شعر بسازن كه فارسا رو مسخره كنن، ميگن: تركا گل پسرن فارسا ترك خرن!

    پسر تركه ميره پيش يك افسره پليس، ازش مي‌پرسه: ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده دقيقه به ده. ميگه: ساعت ده بيا بكنمت! بعد هم مي‌زنه به چاك، افسره هم ميفته دنبالش. پسره مي‌دوه تو خونشون، درو پشت سرش مي‌بنده. پليسه در خونه رو ميزنه، تركه مياد دم در، ‌مي‌گه: ‌بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه: آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بيا بكنمت!! تركه هم ميگه: خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج دقيقه مونده!

    تركه زنگ ميزنه به دوست دخترش ميگه: شهناز فردا بيا، خونمون خاليه. فردا دختره مياد، هر چي در ميزنه هيچكي در رو باز نميكنه!

    تركه جنده آورده بوده خونه، جندهه همينجوري كه داشته ساك ميزده، كير تركه رو مثل ميكروفن ميگيره، ميگه: خدايا! تو شاهدي كه اين ظالم منو مجبور كرده اين كار رو بكنم، خودت منو ببخش! تركه هم سريع كير خودشو ميگيره، ميگه: خدايا دروغ ميگه! تازه ده هزار تومن هم گرفته!

    عربه ميره شورت بخره،‌ يارو بهش يه شورت زنونه ميده. عربه بهش بر مي‌خوره، ميگه: ولك، اينكه زنونست! يارو ميگه: خوب آقا شرت شرته، چه فرقي داره؟! عربه شاكي ميشه ميگه: ميخواي ‌فرقشو بكنم تو كونت تا بفهمي؟!


    زن رشتيه بچه دومشو ميزاد،‌ بچه بزرگتره حسوديش ميشه،‌ رو پستون مامانش سم مي‌ريزه كه بچه كوچيكه بميره،‌ دو تا همسايه‌هاشون مي‌ميرند!


    رشتيه و زنش تو خيابون راه ميرفتن يه دفعه يه موتور سواره از كنارشون ميگذره. رشتيه ميگه: كاشكي منم يه موتور داشتم! موتور سواره ميشنوه، ميگه: دادش اگه ميخواي بيا يه دور بزن. رشتيه خيلي حال مي‌كنه، موتور يارو رو مي‌گيره يك دور ميزنه، بعد مياد مي‌بينه مرده داره با زنش صحبت ميكنه، ‌با خودش ميگه: ‌خوبه تا اينا دارن با هم لاس ميزنن من يه دور ديگه بزنم

    رشتيه ميره خونه ميبينه يه يارو سبيل كلفته رو زنشه، ميگه: ببخشيد ‌آقا، شما؟‌ يارو ميگه: اكبر آقا سبيل كلفت، كاري داشتي؟! رشتيه ميگه: نه قربون، من غلط بكنم! روز بعد مياد ميبينه اين بار يك بچه سوسوله رو زنشه. ميگه: جناب شما؟ ميگه: من كاميم، كاري داشتين؟ رشتيه ميگه: والله من نه، ولي اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت ميشند

    رشتيه تركه رو ميبينه، بهش ميگه: بيچاره آبروت رفت! تركه ميگه:‌چرا،‌ مگه چي‌ شده؟ رشتيه ميگه: خانم ديشب تو جنده خونه ديده بودت!

    تركه ميخواسته خبر شهادت يكي رو به پسرش بده، ميگه: پسرم پدرت كجاست؟ پسره ميگه: بابام جبهس. تركه ميگه:ااه... بيلاخ! مُرده

    يارو رشتيه بچه نداشته، ميره مسافرت، مياد ميبينه سه تا بچه داره. ازش مي‌پرسند: ‌چي شد، تو كه بچه نداشتي؟ ميگه: والله همسايه‌ها شرمنده كردن!

    تركه ميره ميوه فروشي ميگه: ‌آقا بي زحمت يه كيلو انگور بده. ‌فروشنده هم ازون آدمهاي مذهبي بوده، ميگه: نگو انگور، بگو ميوه بهشتي! بعد تركه ميگه: ‌آقا دو كيلو هم سيب بدين. يارو ميگه: نگو سيب، بگو جمال محمد! بعد تركه بادمجون ميخواسته، ميگه: بي زحمت ‌يه كيلو هم كير بلال حبشي بدين

    يارو ميره قزوين و بر ميگرده. ازش مي‌پرسند: چي شد، بلايي سرت نيومد؟ كاريت نكردن؟ ميگه: نه بابا خيلي هم خوب بود. ما رو بردن خونشون، بهمون غذا دادن، شب هم با هم نشستيم عرق خورديم و خلاصه خيلي هم حال داد. بهش ميگن: بابا خوب فكر كن ببين كاري باهات نكردن؟ يارو دوباره ميگه: نه والله، هيچي نشد، من كه چيزي يادم نمياد... آهان! فقط يك چيزيو من آخر نفهميدم، من هميشه وقتي عرق ميخوردم فردا صبحش سرم درد مي‌گرفت، اين دفعه نميدونم چرا فرداش كونم درد مي‌كرد؟


    يك زنه از طبقه دوازدهم ميفته، طبقه نهم يكي ميگيردش، ميگه يه لب بده تا نجاتت بدم. زنه ميگه: نه! نمي‌خوام، ترجيح ميدم بميرم! يارو هم ولش ميكنه. بعد ميرسه طبقه هفتم، يكي ديگه ميگيردش، ميگه: يه دور بده تا نجاتت بدم. زنه دوباره ميگه: نه، ولم كن مگه من جندم؟! يارو هم ولش ميكنه. به طبقه پنجم كه مي‌رسه، يكي ديگه ميگيردش، بهش ميگه اگه ساك بزني نجاتت ميدم. بازم زنه ميگه نه، يارو هم ولش ميكنه. مي‌رسه طبقه سوم، يك تركه ميگيردش، زنه با خودش ميگه اين دفعه اگه ولم كنه ديگه كارم تمومه. ميگه: هر چي بخواي بهت ميدم، لب ميدم، كون ميدم، ساك ميزنم! تو رو خدا منو نجات بده. تركه هم هولش ميده ميگه: گمشو! زنيكه جــنــده!


    تركه جنده بلند كرده بوده داشته تو ماشين ميبرده، نيرو انتظامي جلو شو ميگيره. سربازه به زنه ميگه: خواهر پياده شو. تركه برميگرده ميگه: خواهرته؟! بدبخت جـــنـــده ‌ست!

    رشتيه ميخواسته خونشو بفروشه، داشته خونشو به يكي نشون مي‌داده،ميگه: اين اتاق دخترمه، دراتاق رو باز ميكنه ميگه: اين دخترمه، ميبينه يكي هم رو دخترشه، ميگه اينم دامادمه! بعد ميگه: اونم اتاق خواب خودمونه، در و باز ميكنه، ميگه: اين خانممه،... اوني هم كه روخانومه خودمم

    قزوينيه مياد خونه، ميگه: خانم يه خبر خوب دارم يه خبر بد، كدومشو اول بگم؟ خانمش ميگه: اول خبر بد رو بگو. قزوينيه ميگه: بچمون كوني شده! زنه ناراحت ميشه ميزنه تو سرش و گريه ميكنه. بعد از يك مدت گريه زاري، ميگه: خوب حالا خبر خوبت رو بگو. قزوينيه ميگه: ولي نميدوني چه كـونـي شده!

    تركه سر مرز يه عراقيه رو اسير ميگيره. همينجور كه داشته ميبردتش، يه دفعه يه خمپاره ميخوره بغلشون دست عراقيه كنده ميشه. عراقيه ميگه: بگذار من اين دستمو بندازم تو كشور خودم. تركه دلش مي‌سوزه، ميگه باشه. يكم ديگه ميرن، دوباره يه خمپاره ميخوره اون يكي دست عراقيه هم كنده ميشه. باز عراقيه ميگه بگذار من اين دستم رو هم بندازم تو وطن خودم، تركه هم ميگه باشه. بعد يه تركش ديگه ميخوره پاي عراقيه هم كنده ميشه، ورش ميداره ميندازه اونور مرز. يه دفعه تركه تفنگ رو ميذاره روشقيقه يارو ميگه: هوي! فكر نكن من تركم نميفهمم، كم‌كم داري فرار ميكني‌ها!

    تركه داروخونه ميزنه،‌ رو درش مي‌نويسه: فروش نوار بهداشتي با نصب در محل!


    عربه و مسيحيه ميخواستن همديگه رو بكنن. اول مسيحيه مياد بكنه، عربه ميگه: يا عيسي مسيح! مسيحيه هم وقتي اينو مي‌شنوه به احترام مسيح،‌آروم ميكنه. بعد نوبت عربه ميشه، مسيحيه مياد همون كلكو به عربه بزنه، ميگه:يا علي! عربه هم ميگه: علي يارت! تا دسته يارو رو ميكنه!

    تركه تو جبهه تركش ميخوره جفت تخماش كنده ميشن. ميره دكتر، يارو براش يه تخم از چوب ميگذاره يكي از آهن. چند سال ميگذره، تركه ازدواج ميكنه و بچه دار ميشه. يه روز تو خيابون دكتره رو ميبينه، دكتره بهش ميگه: خـوب، چطوري؟ بچه‌ها چطورن؟ تركه ميگه: آقاي دكتر! پينوكيو خوبه ولي اون ترميناتوره خيلي اذيت ميكنه!

    رشتيه تو جنگ تير ميخوره كيرش كنده ميشه، براش يه كير چوبي ميگذارن. شب عروسيش همين كه مياد با عروس خانوم مشغول كار خير شه، يهو كيره ميشكنه. زنه بهش ميگه: كيرش چوبي بود؟! رشتيه ميگه: ‌نه چوبش كيري بود!

    تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گيرش نمياد كمپوت مي‌بره

    تركه ميره به يكي خبر مرگ مادرش رو بده، بهش ميگه: يه شتري بود كه در خونه همه ميخوابيد!؟ يارو ميگه: خوب؟ ميگه: اين دفعه رو ننه تو خوابيد!


    دختره قزوينيه ميره پيش باباش، ميگه: بابا ميخوام برم بيرون. قزوينيه ميگه: نميشه، ‌نصفه‌شبي چه معني داره دختر بره تو خيابون؟! دختره ميگه: ‌بابا بذار برم ديگه. قزوينيه ميگه: نه،‌ نميشه. خلاصه دختره اونقدر اصرار مي‌كنه، ‌آخرش قزوينيه ميگه: بيا ساك بزن، ‌بگذارم بري! دختره هم ميگه باشه. مياد ساك بزنه، ميگه: ‌بابا سر كيرت كه گهيه! قزوينيه ميگه: آخه نيم ساعت پيش داداشت اومده بود ميخواست بره عرق بخوره!


    قزوينيه يه خيابون خلوت پيدا ميكنه، خودشو انگشت ميكنه در ميره!

    تركه مادر پدرشو ميكشه، ازش مي‌پرسن: چرا اين بدبختا رو كشتي؟ ميگه: بعد از چهل سال به رابطه كثيفشون پي بردم!

    رفيق تركه خيلي خانوم باز بوده، تركه ازش ميپرسه: آخه تو چي كار ميكني كه هي چپ و راست خانوم بلند ميكني؟ به ما هم ياد بده. رفيقش ميگه: بابا كاري نداره كه، بيا بريم تا بهت ياد بدم. سوار ماشين ميشن ميرن جلو پاي يه زنه آخر تيكه ترمز ميكنن، رفيقش به زنه ميگه: معين جديد رو شنيدي؟ زنه ميگه: نه. ميگه: بيا من برات بگذارم. خلاصه زنه رو سوار ميكنه و ميبره خونه تا دسته ميكنه، تركه هم خيلي تحت تاثير قرار ميگيره. چند روز بعد با ماشين ميره جلوي يه خانومه نگه ميداره، ميگه: معين جديدي رو شنيدي؟! زنه ميگه: نه. تركه ميگه: نشنوي‌ها! مـي‌كُـننت!

    دختره با دوست پسرش توپارك بوده، يه دفعه باباي دختره مياد، دختره هول ميكنه. پسره بهش ميگه: بابا چرا نگراني؟ بابات كه منو نميشناسه، بگو داداشمه!

    رشتيه شب عروسيش بوده، رفيقش ميبينه داره دم حجله قدم ميزه. بهش ميگه: بابا برو تو عروس خانم منتظره، چرا اينجا واستادي؟! رشتيه ميگه: والله ما يه بفرما به باجناق زديم، رفته تو هنوز درنيومده!

    رشتيه مياد خونه ميبينه يه يارو رو زنشه، چتر يارو هم اون بغل تخته. ور ميداره چتر يارو رو ميشكنه، ميگه: ايشالله وقتي ميخواي بري بارون بياد!

    تركه تو يك دهي دكتر بوده، ميخواسته به يك زنه آمپول بزنه. زنه ازين شليته‌هاي لايه لايه پاش بوده، هرچي تركه دامناش رو بالا ميزده، تموم نميشده. آخر تركه شاكي‌ميشه به زنه ميگه: ببخشيد خانم، كون شما صفحه چنده؟!

    تركه رشتيه رو تو خيابون مي‌بينه، بهش ميگه: سلاااام اكبر آقاي گل! رشتيه ميگه: ديگه سلام بي سلام، خانم مُرد!

    رشتيه رفيقش رو تو خيابون ميبينه، ميگه: هي ميگن ‌تركا خرن، تركا خرن، ‌به خدا راست مي‌گن! رفيقش ميگه: چطور مگه؟ ميگه: مثلاً اين اصغر آقا، مرتيكه ترك خر! خودش زن داره‌‌ها، ولي مياد زن منو ميگاد!

    يه روز يه رشتيه با زنش ميره سينما، فيلم سوپر ببينند. وسطاي فيلم زنه حشري ميشه و دست ميكنه تو شلوار مرده. مرده ميگه: گرمه؟! زنه ميگه:‌آره. مرده ميگه: نرمه؟! زنه حشري ميگه: آااره. ميگه: كلفته؟! ميگه:آااي...آره! رشتيه ميگه: ‌اون انمه
    رشتيه دخترشو ميبينه داره به يه پسره لب ميده، خيلي ناراحت ميشه، ‌به خودش ميگه: اين امروز لب ميده،‌ لابد فردا هم ميره سينما، ‌پس فردا هم لابد ميخواد سيگار بكشه!

    فرق كير و دوچرخه چيه؟ سوار دوچرخه كه ميشي پا ميزني، ولي سوار كير كه ميشي دست و پا ميزني!

    تركه با پسرش رفته بوده دزدي، پاسبونه مي‌بينتشون. دوتايي ميزنند به چاك، پاسبونه هم مي‌گذاره دنبالشون و داد ميزنه: كره خر! واستا!! پسر تركه واميسته ميگه: بابا منو شناسايي كردن، تو برو

    زن رشتيه نصفه شب داشته ميرفته بيرون، رشتيه از خواب پا ميشه، ميپرسه: خانم جان! كجا ميري؟ زنه ميگه: دارم ميرم كُس بدم! رشتيه ميگه: جاي ديگه نري!

    يكي ازين لات و لوتاي هيكلي تهروني ميره تو يك عرق فروشي تو رشت. خلاصه يك گيلاس عرق سفارش ميده، ميره وسط سالن واميسته، يك ضرب گيلاسشو ميره بالا و ‌ميگه: اونايي كه طرف چپم نشستن، همشون مادر به خطان! كسي مشكلي داره؟! ملت همه جفت مي‌كنند، هيچكي صداش در نمياد. بعد يك گيلاس عرق ديگه ميگيره،‌ يكجا ميره بالا،‌ ميگه: اونايي كه طرف راستم نشستن، ‌همشون زن قحبن! كسي مشكلي داره؟! باز كسي خايه نمي‌كنه چيزي بگه. يهو يك رشتيه هيكلي از طرف راست بلند ميشه، آروم-آروم مياد طرف يارو. يارو ميگه: عمو! شوما مشكلي داري؟! رشتيه ميگه: نه قربون! من فقط طرف اشتباه نشستم!

    يك بابايي رو تو قزوين ميندازن زندان، روز اول هم سلوليش ازش ميپرسه: بالام جان، ‌بچه كردي افتادي اين تو؟! يارو ميگه: نه آقا اين حرفا چيه؟ من هيچ وقت همچي كاري نميكنم! قزوينيه ميگه: خوب پس حتما اوا كردي؟! باز يارو ميگه: نه برادر، چي ميگي؟! قزوينيه ميگه: نكنه پيرمرد كردي؟! يارو ميگه: آقاي عزيز عفت كلام داشته باش، اين حرفا يعني چي، من جرمم سياسيه! قزوينيه ميگه: آهــان! بالام جان فهميدم، رئيس‌جمهور كردي!

    تركه و اصفهانيه و تهرانيه داشتن با هم ميرفتن يه دفعه يه غوله در مياد، بهشون ميگه: يه آرزو بكنين اگه من تونستم بر آوردش كنم ميكشمتون، اگه نتونستم كاري باهاتون ندارم. اول تهرانيه آرزو ميكنه كه يه كشتي پر از طلا براش بياره، غوله مياره و ميكشتش. بعد نوبت اصفهانيه ميشه، اونم ميگه: يه كاخ با طلا بساز غوله آرزو اين رو هم بر
    آورده ميكنه و ميكشتش. بعد نوبت تركه ميشه، يه كم فكر ميكنه، يه دفعه ميگوزه، ميگه: اگه ميتوني رنگش كن، غوله هم ولش ميكنه ميره پي كارش!

    يارو تيمساره از تهران ميره اردبيل سركشي، مي‌بينه همه جاي شهر مامورين نيروي انتظامي شلوارا رو كشيدن پايين و قنبل كردن! يارو خيلي عصباني مي‌شه، ميره پيش رئيس اون حوزه ميگه: خاك بر سرتون! اين چه افتضاحيه؟! چرا همه سربازا تو شهر كون برهنه قنبل كردن؟! يارو ميگه: يواش قربان! يك قزوينيه از زندان فرار كرده،‌ ما براش تله گذاشتيم

    يه روز قهرمان آكروبات بازي دنيا ميره اصفهان، داشته تو بازار مسگرا راه ميرفته يه دفعه ميبينه يكي از مسگرا پريد تو هوا پنج تا پشتك زد اومد پايين. يارو كف ميكنه، به خودش ميگه: من كه مثلا قهرمان جهانم نميتونم همچي كاري بكنم، ميره پيش مسگره ميگه: آقا بيا من بهت پنج هزار دلار ميدم اين كارو به من ياد بده. يارو شاكي ميگه: برو بابا دلت خوشه! اگه پنجاه هزار دلار هم بدي، ديگه چكش رو نمي‌زنم رو تخمم!

    قزوينيه ميره مغازه روبات فروشي، فروشندهه شروع ميكنه به تعريف از روباتا و ميگه: آقا اين روباته آخر كاره، بهترين روباتيه كه تا حالا ساخته شده، ببين اگه اين دكمه روي شكمش رو فشار بدي جاروبرقي ميشه، اگه دستش رو بكشي ماشين لباسشويي ميشه و خلاصه از هر پيچش هزار هنر ميريزه! قزوينيه حسابي حال ميكنه ميگه: بالام جان من همينو ميخوام! خلاصه پولشو ميده و ور ميداره ميبردش خونه. فرداش قروينيه شاكي با كير پانسمان شده برميگرده ميگه: مادرقحبه! چرا نگفتي اين سوراخ كونش چرخ گوشته؟!

    تركه توي پارك يه دختره رو ميبينه و خيلي باهاش حال مي‌كنه. ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد از تركه ميپرسه: اسم شما چيه؟ تركه يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر!

    دو تا تهرانيه ميخواستن دو تا اصفهانيه رو سر كار بگذارن، بهشون ميگن: شما بلدين عكس كس بكشين؟! اصفهانيا هم ميگن: آره خوب، اينكه كاري نداره و دوتايي يك عكس ترتميز و حسابي ميكشن از عضو مذبور مي‌كشن! تهرانيا ميزنن زير خنده و مي‌گن: شنيده بوديم شما اصفهانيا كس‌كشين، ولي خودمون نديده بوديم! اصفهانيا هم ميگن: ماهم شنيده بوديم شما تهرانيا به كس‌ننتون ميخندين، ولي خودمون نديده بوديم!

    قزوينيه جلو آينه لخت ميشه كون خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم!

    تركه رو مي‌برن سربازي، تمرين چتربازي. موقع پريدن كه ميشه، همه مي‌پرن به جز تركه. يارو گروهبانه ميگه: سرباز بپر! تركه ميگه: من نمي‌پرم! يارو ميگه: يعني چي؟ گفتم بپر! باز تركه ميگه: جناب سروان من نمي‌پرم! گروهبانه ميگه: آخه چرا نمي‌پري؟ تركه ميگه: جناب سروان مادرم ديشب خواب ديده كه چتر من باز نميشه و من ميفتم ميميرم! گروهبانه شاكي ميشه، ميگه: مرتيكه چرا مزخرف ميگي؟! خواب ننه تو چيكار داره به چتر بازي؟! يالله بپر! تركه ميگه: نه جناب سروان، مادر من هرچي خواب ببينه درست درمياد، من نمي‌پرم! آخر گروهبانه شاكي ميشه، ‌ميگه: ‌بابا اصلاً تو بيا چتر منو بگير، من چتر تورو مي‌گيرم. تركه ميگه: خيلي خوب جناب سروان، ولي شما نپري‌ها! خلاصه تركه چتر گروهبانه رو برمي‌داره و مي‌پره و از قضا چترش هم باز ميشه. همين جور كه داشته واسه خودش خوش و خرم مي‌رفته پايين، يهو مي‌بينه يك چيزي از بغلش مثل گلوله رد شد به طرف پايين و گفت: ما د ر تو گاييدم!

    282- يه يارو داشته از تو قزوين رد ميشده ميبينه، ملت همه وسط خيابون جمع شدن معاملشون رو هوا كردن! از يكي ميپرسه چرا اينجوري كردين؟! ميگه: بالام‌جان راديو گفته بارون مياد، ما گفتيم شايد اين سري با كون بياد

    رشتيه ميره خونه، زنش با چشم گريون بهش ميگه: خاك بر سر بي غيرتت كنن! يه يارو منو وسط خيابون كرد! رشتيه خيلي شاكي ميشه و به غيرتش بر مي‌خوره،‌ ميگه: بيا نشونم بده ببينم كدوم بي‌ناموسي بوده تا خواهر مادرشو يكي كنم! زنه مي‌بردش جلوي يك قهوه خونه،‌ يك يارو سبيل كلفته رو نشون ميده، ‌ميگه اون يارو بود. رشتيه ميگه: اونو ميگي؟ بابا ولش كن، اين بابا ديوونست! خود منم تا حالا بيست بار وسط خيابون كرده!

    287- نيروي انتظامي به يك رشتيه گير ميده كه تو مي‌خواستي اين بچه رو بكني. رشتيه ميگه: قربان اين حرفا چيه؟! من خودم بچه كونيم!

    قزوينيه ميره توالت، تا ميكشه پايين شق ميكنه،‌ به كيرش ميگه: بخواب، بخواب، خوديه!

    رشتيه مي‌خواسته با دوتا از رفيقاش گلف بازي كنه. يكي از رفيقاش ميگه: من توپشو ميارم. اون يكي ميگه: من چوبشو ميارم. رشتيه ميگه: اهه؟! يعني باز سوراخش افتاد گردن من؟!!

    رشتيه زن گرفته بوده، ازش ميپرسن زنت چطوره؟ ميگه: والله بد نيست، هركي كرده راضيه!

    قزوينيه داشته تو يك خرابه يه پسره رو ميكرده، يهو ماشين كميته سرمي‌رسه. افسره بهش ميگه: پدرسوخته! داري چه غلطي با بچه مردم مي‌كني؟! قزوينيه شاكي ميشه، ميگه: به تو چه، داداشمه!

    تركه ميخواسته بچش دو قلو در بياد، رو كيرش تشديد ميذاره!
    قزوينيه تو بستر مرگ افتاده بوده، همه خانواده و دوست و آشنا دورش جمع مي‌شن، ميگن: حاج آقا، وصيتي نداري؟ قزوينيه با حال زار ميگه: بالام‌جان..اوهو...‍وصيت مي‌زنم...اوهو..اوهو... بعد ازمرگم...اوهو...جسدم رو بسوزونيد...ازش پودر بچه درست كنيد!

    روي دروازه قزوين نوشتن: پشت‌گرمي شما مايه دلگرمي ماست
    به تركه ميگن: خسته نباشيد. شاكي ميشه،‌ ميگه: حالا اگه خسته باشم ميخواي چي كار كني؟ ساك ميزني؟!

    تركه دو تا جنده ميكنه، پولشونو نميده، آبشو قطع مي‌كنن!

    تركه و رشتيه ميرن جنده‌خونه. اول رشتيه ميره تو، وقتي مياد بيرون ميگه: نه بابا، زن خودمون بهتره! بعد تركه ميره تو، وقتي مياد بيرون ميگه: آره بابا! زن تو خيلي بهتره

    تركه تو مسابقه دو دوپينگ ميكنه،‌ ازقضا آخر ميشه! رفقاش ميپرسن: بابا چرا آخر شدي؟‌ميگه: آخه نميخواستم بهم مشكوك شن!

    تركه تو پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: اينجا سيگار نكش. ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم!


    تهرانيه به تركه ميگه: ‌بگو بلوط،‌ تركه ميگه: بلوط. تهرانيه ميگه: كيرم تو گلوت! تركه حسابي بهش بر ميخوره،‌ با خودش ميگه من بايد حال اينو بگيرم. ميره يه هفته فكر ميكنه،‌ هفته بعد مياد به تهرانيه ميگه: بگو شلغم. تهرانيه ميگه: شلغم. تركه ميگه: كيرت تو حلقم!

    تركه دو تا گوشش سوخته بوده، ميره دكتر. دكتره ميپرسه: چرا اينجوري شدي؟ تركه ميگه: آقاي دكتر داشتم اتو ميكردم خانم تلفن زد، من به جاي اينكه گوشي رو بذارم رو گوشم اتو رو گذاشتم! دكتره ميگه: خوب اون گوشت ديگه چرا سوخته؟! ميگه: آخه خانم دوباره زنگ زد!

     

    __________________


    عربه ميخواسته جلق بزنه به كيرش آب صابون ميماله باهاش زمينو تي ميكشه!

    222- تركه ميره عربستان، يه روز براش يه كار خير پيش مياد(!) ميخواد يه كاندوم بخره، ولي يك كلوم هم عربي بلد نبوده. خلاصه ميره داروخونه، كيرش رو در مياره ميگذاره رو ميز، پولم در مياره ميذاره كنارش. عربه هم فكر ميكنه شرط بنديه، كيرش رو ميندازه رو ميز و پولا رو برميداره!

    223- رشتيه عروسي مي‌كنه، شب اول با خانوم ميرن تو حجله. فردا رفقا ازش مي‌پرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! ميگه: اَووو! نخير، كار يه شب و دو شب و يه نفر دو نفر نيست!

    224- قزوينيه داشته تو حموم بچشو ميكرده، بچهه هي داد و بيداد ميكرده: آااي بابايي نكن! درد ميكنه!... آخ..آاااي جر خوردم! قزوينيه شاكي ميشه، ميگه: چه خبرته كره خر؟! مگه ما خودمون بچه نبوديم؟!

    225- يه روز سه نفر داشتن از كون گشاد بازيا شون حرف مي زدن، اولي ميگه: من يه بار رفتم دستشويي ديدم خيلي طول كشيد همون جا خوابيدم تا صبح! دومي ميگه: من يه بار تو خيابون خوابم گرفت همون جا اون قدر خوابيدم تا بچه‌هام اومدن بردنم خونه! سومي ميگه: اينا كه چيزي نيست، من يه بار رفتم سينما فيلم كمدي ولي همش گريه كردم. دوستاش ميپرسن: چرا؟ ميگه: چون همون اول كه نشستم خايه‌هام رفت زير كونم تا آخر حوصله نكردم از روشون پاشم!

    226- خبر نگاره نظر تركه رو درباره سيگار ميپرسه، تركه ميگه: به نظر من سيگار پدر سلامتيه! خبرنگاره ميگه: چطور آقا؟ دليل شما چيه؟! تركه ميگه: آخه مادر سلامتي رو ميگاد!

    227- تركه ميره ماهيگيري به جاي طعمه كير ميبنده به قلابش، پري دريايي شكار ميكنه!

    228- جاهله ميره دستشويي وقتي مياد بيرون رفيقاش ميبينن در كونش خونيه، ميگن: چي شده؟! ميگه: جاكش صداشو براي من بلند ميكنه!

    229- تركه و رشتيه و عربه نشسته بودن تو قايق و كيراشون رو انداخته بودن تو آب، رشتيه ميگه: عجب آب سرديه! تركه ميگه: عمقش هم زياده!! عربه ميگه: ولك زمينش هم نفت داره!

    230- سركلاس روانشناسي، استاد داشته ميگفته كه دخترا از بچگي وقتي مي‌بينن كه يه چيزي از پسرا كمتر دارن احساس كمبود ميكنن و اين مسئله باعث افسردگي در اونها ميشه! يكي از پسرا پاميشه ميگه: استاد، ايني كه ما داريم هم آخرش مال اوناست، فقط خرحماليش افتاده گردن ما!

    231- زن تركه داشته تو خيابون ميرفته، دكمه روپوشش باز بوده، يك پستونش هم مثل آفتاب درخشان بيرون! يارو حزبله مياد بهش ميگه: زنيكه جنده! درست كن لباستو! زنه نگاه ميكنه به روپوشش، ميز‌نه تو سرش ميگه: اوا خدا مرگم بده! باز بچه رو تو اتوبوس جا گذاشتم!

    232- آخونده و عربه و رشتيه سوار هواپيماي لوفتانزا بودن، موقع نهاركه ميشه، يه مهماندار خوشگل براشون غذا مياره. دختره وقتي ميخواسته غذا رو بذاره جلوي آخونده، سينه‌هاش معلوم ميشه، آخونده ميگه: خدايا به راه راست هدايتش كن! نوبت كشيدن غذاي عربه ميشه، عربه هم پستوناشو ميبينه، ميگه: خدايا راست شده تو هدايتش كن!! نوبت رشتيه كه ميشه،‌ باز سينه‌هاي خانم پيدا ميشه، ميگه: خدايا تو راستش كن من هدايتش ميكنم!

    233- يه كرمه ميره بدنسازي كير ميشه! (آخه بدن سازي بسته بوده)!

    234- يه بابايي ميميره ميره اون دنيا. اونجا هر چي حساب كتاب ميكنن، ميبينن اين يارو كاراي خوب و بدش ميزون ميزونه و نه ميشه فرستادش جهنم،‌ نه ميشه فرستادش بهشت. ميرن پيش خدا،‌ ميگن چيكار كنيم؟‌خدا بهشون ميگه: ‌اشتباه ميكنين، من بنده خودم رو ميشناسم، يه بار ديگه حساب كنين. خلاصه اونقدر ميگردن،‌ تا بالاخره گوشه پروندش يه پنجاه تومني پيدا ميكنن، كه يارو يك بار داده بوده به گدا، سرهمون ميفرستنش بهشت. يارو ميره بهشت، روز اول ميگه: كجاست اون ميوه‌هاي بهشتي؟! درجا يك فرشته ظاهر ميشه، مي‌بردش دم ميوه‌ها، ياروكلي حال ميكنه. روز دوم ميگه: كجاست اون نهرهاي شراب؟! باز يك فرشته ظاهر ميشه ميبردش دم نهرهاي شراب، خلاصه يارو يك روز هم اينجوري حال ميكنه،‌ روز سوم ميگه: خوب راستي اين حوري‌هاي بهشتي كجان ما يه حالي بكنيم؟! يه دفعه يه صدايي مياد: مرتيكه! پنجاه تومن دادي ميخواي كس هم بكني؟!

    235- تركه داشته زنش رو به زور ميكرده تو يخچال، ازش ميپرسن داري چي كار ميكني؟ ميگه: ميخوام فاسد نشه!

    236- تركه ميره داروخونه ميگه: آقا كاندوم سياه دارين؟! يارو ميگه: چرا سياه؟! ميگه: دوستم مرده ميخوام به زنش تسليت بگم!

    237- بچه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسر ترك جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره جفت مي‌كنه، ميگه: حالا چه گهي بخورم؟! الان دهنمو ميگاد. ور ميداره يه هزاري ميذاره كف دست يارو. تركه تو تاريكي نگاه ميكنه به هزاري، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد آقاي خميني، تو تاريكي نشناختمتون!

    238- يك مرغ آمريكايي و يك مرغ ايراني داشتن واسه هم رجز مي‌خوندن، مرغ ايرانيه ميگه: من هر تخمم 30 تومن قيمتشه! مرغ آمريكاييه ميگه: چاييدي! من هر تخمم 40 تومن قيمتشه! ايرانيه ميگه: برو خواهر! ما واسه 10 تومن كون خودمون رو پاره نمي‌كنيم!

    239- رفيق رشتيه داشته نصيحتش مي‌كرده كه: بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خونتون ملت بيست متر صف كشيدن برن اينو بكنن! بابا ديگه بايد طلاقش بدي. رشتيه ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف؟!

    240- معلمه داشته پاي تخته مسئله حل مي‌كرده، ‌يهو يكي از ته كلاس ميگه: ميكنمت! يارو به روي خودش نمياره، يكم ميگذره دوباره يكي از ته كلاس ميگه: ميكنمت بچه كوني! باز معلمه به روي خودش نمياره، بار سوم دوباره يكي از ته كلاس همينو ميگه، معلمه تيز بازي درمياره،‌گيرش مياره. شاكي از كلاس، ميرن بيرون، ميره پيش مدير دبيرستان ميگه: بابا اين چه افتضاحي؟! اين چه مدرسه گنديه؟! من دارم سر كلاس رياضي درس ميدم، يك پسره هي ميگه: ميكنمت! مديره مي‌پرسه: يارو لباس سورمه‌اي تنش نبود؟ معلمه ميگه: چرا. مديره ميگه: شلوارش هم سياه بود؟! معلمه ميگه: آره خودشه! مديره ميگه: ببين اين راست ميگه، جداً ميكنه!

     

    قزوينيه داشته از ميدون انقلاب رد ميشده، مي‌بينه از پنجره طبقه سوم يه خونه يه كون سفيد و تپلي زده بيرون! خلاصه ميره زنگ ميزنه ميگه: بالام جان، ماهم همشهري هستيم، هوام گرمه، اين درو بزن بيايم بالا بالاخره صواب داره! يارو ميگه: برو بالام جان خدا روزيتو جاي ديگه بده! ما خودمان اينجا 5 نفريم، كان بچه داغ كردست گذاشتيم خونك شود!

    202- يارو زنه زبونش مي‌گرفته، ميره سبزي‌فروشي مي‌خواسته نارنگي بخره،‌ ميگه: بي‌دحمت ليم كيلو لالنگي بدين! يارو هم شاگردش رو صدا مي‌كنه، ميگه: اوهوي حسني! نيم كيلو خيار بده خانم!جاهله بعد از چهل سال مي‌خواسته زن بگيره،‌ ميره پيشه مادرش ميگه: ننه ميري برام خواستگاري؟! مادرش كلي خوشحال ميشه كه پسرش ديگه مي‌خواد دست از الواتي برداره و بره سر خونه زندگي، ميگه: بعله كه ميرم عزيزم! خودت‌ كسي رو سراغ داري؟ جاهله ميگه: كس خاصي رو كه نه، ولي من مي‌خوام عيالم عينهو ماه باشه! مادرش ميگه: خودم برات آستين مي‌زنم بالا،‌يك زن مي‌گيرم به خوشگلي ماه! جاهله ميگه: ‌نگرفتي ننه! من مي خوام عيالم عينهو ماه، شب بياد خونه من صبح بره خونه ننش!

    203- تركه ميشينه سر كوچه، كوچه ميره تو كونش!

    204- قزوينيه زن ميگيره، شب عروسي برادره زنه بهش ميگن: ببين آبجي! اگه اين يه شب به تو گفت برگرد، بيا به داشت بگو تا دهنش رو سرويس كنم! زنه هم ميگه باشه و ميره سر خونه زندگيش. بعد از سه سال، يك روز زنه شاكي مياد پيش برادراش ميگه: آقا داداش،‌ اين بي‌غيرت ديشب به من گفت برگردم! يارو برادره خيلي شاكي ميشه، قمه به دست مياد سراغ قزوينيه، ميگه: مرتيكه بي ناموس! حالا به آبجي ما ميگي برگرده؟! قزوينيه ميگه: بالام‌جان يعني ما بعد از سه سال حق نداريم بچه دار شيم؟!

    205- چرا مهمانداران هواپيما رو از زنهاي خوشگل انتخاب ميكنن؟! كه هواپيما زودتر بلند شه!

    206- معلمه ميره سر كلاس ميگه بچه‌ها يه مسئله ميدم حل كنيد: پرتقال فروشي 10 كيلو پرتقال خريد به قيمت هركيلو 250 تومان، بعد از 5 روز، 3 كيلو از پرتقالها پوسيدند، 2 كيلو را دزد برد و 5 كيلوي باقي مانده را هم به عبارت هركيلو 100 تومان بفروش رساند، خوب حالا من چند سالمه؟!! يكي از بچه‌ها سريع پاميشه ميگه: آقا چهل سال! معلمه پشماش ميريزه، ميگه: تخم سگ از كجا فهميدي؟! بچهه ميگه: آخه آقا ما يه نوكر داريم، نيمه كس خله، اون بيست سالشه. شما هم كه كاملاً كس خلين، پس چهل سالتونه!

    207- قزوينيه حوصلش سرميره، ‌زنگ مي‌زنه كون‌كلوپ(!) يك كون سفارش ميده!! بعد از بيست دقيقه در خونش رو مي‌زنن، ميره از چشمي نگاه مي‌كنه مي‌بينه يك يارو غول بيابوني با تريپ خلافي پشت در واستاده! قزوينيه مي‌پرسه: ‌بالام جان با كي كار داري؟ يارو با صداي كلف ميگه: مارو از كون‌كلوپ فرستادن!! قزونيه زود درو قفل مي‌كنه،‌ زنگ مي‌زنه كون‌كلوپ ميگه: بالام جان اين كوني كه فرستاديد، توجيح شده كه اومده كون بده يا كون بكونه؟!

    208- تركه رفته بوده تهران دنبال نوه‌اش كه واسه تعطيلات ببردش تبريز. تو راه پسره اشاره ميكنه به چندتا گوسفند، ميگه: ببعي! ببعي! تركه برمي‌گرده بهش ميگه: ببين اصغرجان! ما داريم ميريم تبريز، اونجا همه مردن! تو هم ديگه بزرگ شدي، بايد مثل مرداي گنده حرف بزني! اينا گوسفندند، گوسفند. يكم مي‌گذره،‌ پسره اشاره مي‌كنه به يك قطار ميگه: دودوچي‌چي! تركه باز ميگه:‌اصغرجان! تو ديگه بزرگ شدي بابا! بايد مثل آدم بزرگا حرف بزني، اين اسمش قطاره. بالاخره ميرسن تبريز، سرشام تركه از نوه‌اش مي‌پرسه: اصغرجان، ديروز تو مهدكودك چي‌كار كرديد؟ اصغر ميگه: قصه گوش كرديم. تركه مي‌پرسه: قصه چي؟ اصغر ياد نصيحت تركه ميافته ميگه: قصه روباه جا‌كش و كلاغ كس‌خل!

    209- قزوينيه رو با كير له‌ولورده و درب و داغون مي‌برن اورژانس. دكتر شيفت ازش مي‌پرسه: بابا چه بلايي سر خودت آوردي؟! قزوينيه با حال زار ميگه: بالام جان، مگه من اون مادر قحبه‌اي كه رو ديوار عكس كان كشيده بود پيدا نكنم!

    210- از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره!

    211- رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي!

    212- معلمه سر كلاس ميپرسه: كي ميدونه قرص وياگرا چيه؟! پسر رشتيه ميگه: قرص ضد اسحاله! معلمه ميگه: چه ربطي داره؟! بچه ميگه: آخه هر شب مامانم به بابام ميگه: بخور اينو بلكه اون گهت سفت شه!

    213- تركه ميميره، اون دنيا هر چي حساب ميكنن، مي‌بينن كاراي خوب و بدش برابره. از خدا ميپرسن چي كار كنيم؟ ميگه: ببرين بهشت و جهنم رو بهش نشون بدين، خودش هر كدوم رو خواست انتخاب كنه. تركه ميره ميبينه تو بهشت يه چند تا آخوند نشستن دارن تسبيح ميندازن و صلوات ميفرستن. بعد ميره جهنم ميبينه، همه جا تاريكه، تو آسمون يك عالمه ستاره دارن حركت مي‌كنن. ميگه: ما اون دنيا كه همش پيش آخوندا بوديم، ديگه اين دنيا حوصلشون رو نداريم! همين جهنم بهتره!! خلاصه ميره جهنم. همين كه اساسش وتحويل ميگيره و وارد جهنم ميشه،‌ يه دفعه يه اژدها مياد تخماشو مي‌خوره، يكي مياد چوب تو كونش ميكنه و... خلاصه دهنش رو ميگان. تركه شاكي ميشه ميگه: خدايا اون وقت كه من جهنم رو ديدم اينجوري نبود! اين چه وضعشه؟! خدا ميگه: بنده نادان! اون وقت كه تو اومدي،‌ مدتي بود با بهشت و جهنم كار نكرده بوديم، رفته بود رو
    screen saver!

    214- تركه ميره داروخونه مي‌خواسته كاندوم بخره، روش نميشده. آخر كيرش رو درمياره مي‌گذاره رو پيشخون، ميگه: خانوم قربون محبتت! ‌اينو واسه ما جلدش كن!

    215- زن قزوينيه ميره دادگاه ميگه: آقاي قاضي ديگه خسته شدم. ميخوام طلاق بگيرم. اين هر شب منو از كون ميكنه! قاضي ميگه: خواهر اين كه خيلي مهم نيست، شما بيخودي زندگيت رو سر هيچ و پوچ نابود نكن! زنه ميگه: آخه آقاي قاضي، روزي كه من اومدم خونه اين، سوراخم اندازه يه دو ريالي بود حالا اندازه يه دو تومني شده! قاضيه ميگه: اي بابا، آدم كه واسه هيجده ريال زندگيش رو به هم نميزنه!

    216- قزوينيه مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، مي‌پرسه: گرده؟ يارو ميگه: آره. قزوينيه ميگه: كونه؟! يارو ميگه: ‌نه آقا، اين حرفها چيه. ميپرسه: سفيده؟ يارو ميگه: بله. ميگه: ‌بالام‌جان كونه؟! يارو ميگه: نه جانم، كون نيست! قزوينيه مي‌پرسه: وسطش چاك داره؟! يارو ميگه: آره. ميگه:‌آها! فهميديم..بالام جان كونه؟! يارو ميگه: باباجان من كه گفتم نه! كون نيست! قزوينيه ميگه: سوراخ داره؟! يارو ميگه: ‌نه. قزوينيه ميگه:اَاا... بالام جان اين چه كونيه كه سوراخ نداره؟!

    217- تركه ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه: اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاهب به كيف پولش مي‌كنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده‌ و بسم‌الله شروع مي‌كنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده،‌ رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه: بابا خوارش گاييده شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: ‌اينجا كرج بود؟ راننده ميگه: آره. تركه ميگه: خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم!

    218- يك بابايي چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد، از قضا اين يكي غولش ترك بوده. غوله ميگه: يه آرزو بكن. يارو ميگه: يه كاري كن كه كيرم اونقدر درازشه كه وقتي راه ميرم رو زمين كشيده شه! غوله هم ميزنه جفت پاهاشو قطع ميكنه!

    219- عربه سه تا خايه داشته، ميره پيش لره، ميخواسته يكم پز بده، ميگه: ما دو تا روي هم پنج تا خايه داريم! لره ميگه:اَ... ‌يعني تو يه خايه داري؟!

    220- دو تا هزارپا عروسي مي كنند، آخرشب عروس و داماد رو مي‌فرستند تو حجله. يك سه چهارساعتي مي‌گذره، ملت مي‌بينند خبري نشد. مادر عروس ميره از پشت در مي‌پرسه، بابا داريد چي‌كار مي‌كنيد؟! چقدر طولش مي‌ديد؟! داماده با صداي خسته و كوفته ميگه: خانوم اين دختر شما پدر منو درآورده! مادردختره مي‌پرسه: يعني چي؟! مگه چي‌كار كرده؟ داماده ميگه: بابا هرچي ازش مي‌پرسم نميگه كسش لاي كدوم پاشه!

     

    عربه ميره آزمايش خون بده، پرستاره هرچي مي‌خواسته با سرنگ خون بكشه، نمي‌تونسته. بالاخره مجبور ميشه انگشت سبابه يارو رو سوراخ كنه تا خون بياد، ولي باز خوني در نمياد. بالاخره مجبور ميشه با دهن يك مك بزنه تا يكم خون بريزه رولام. عربه خيلي خوشش مياد، ميگه: ببخشيد خانم فردا دوباره شما ازمايش ميگيريد؟ پرستار ميگه: چطور مگه؟ عربه ميگه: آخه فردا من آزمايش ادرار دارم!

    182- تركه تو مدرسه 20 ميگره، تو كونش عروسي ميشه، تو عروسي دعوا ميشه، چاقو و چاقو كشي ميشه، كون تركه پاره ميشه!

    183- تركه ميره تو يك قهوه خونه تو تهران، ‌مي‌بينه يك بدبختي افتاده رو زمين، 6 تا قمه هم تو شيكمشه! از يكي مي‌پرسه: ببخشيد، اين چيكار كرده بوده؟ يارو ميگه: گنده گوزي كرده بود! بعد از دو هفته ‌تركه ميزنه شيكم يك بدبختي رو تو تبريز سفره مي‌كنه! بازپرسه ازش مي‌پرسه: ‌بابا مگه اين بدبخت چيكارت كرده بود؟ تركه ميگه: جناب سروان،‌گوز گنده داده بود!

    184- تركه داشته نوار بهداشتي مي‌گذاشته تو ضبط، رفيقش مي‌پرسه: ‌داري چيكار مي‌كني؟ تركه ميگه: مي‌خوام كس‌شعر گوش بدم!

    185- اواهه داشته رد مي‌شده،‌ مي‌بينه كنار خيابون نوشتن: واكس 50 تومن. با خودش ميگه: وا؟! كس 50 تومن؟!

    186- تهرانيه و تركه و عربه شرط بندي مي‌كنن كه آب كي بيشتره! اول تهرانيه مي‌زنه، آبش ميشه يك ته استكان. بعد تركه مي‌زنه: آبش ميشه يك نصفه استكان. نوبت عربه ميشه، يك مك مي‌زنه به كيرش، ميگه: ولك اون چهارليتري رو بيار!

    187- از لره مي‌پرسن: ببخشيد لهجه شما چجوريه؟ ميگه: ببين عين لهجه فارسي مي‌مونه، ‌فقط بايد بريني توش!

    188- قزوينيه داشته بچهه رو ميكرده،‌ وسط كار يهو منكرات ميريزه،‌ اينم براي اينكه‌ صحنه سازي كنه،‌ به بچهه ميگه بيا حالا تو منو بكن. بچهه هي داشته سعي ميكرده، نميتونسته، در همين حين افسره ميرسه، زيپ شلوارشو مي‌كشه پايين، ميگه: بالام‌جان بيا كنار، اين كارا بچه بازي نيست!

    189- يارو ميخواست زنش رو بكنه بچه اش مزاحم بود به بچه ميگه برو جلوي پنجره وايستا هر زن چادر مشكي رد شد پنج تومان بهت ميدم چند دقيقه بعد بچه ميگه باباپنج تومان بنويس به حساب يك زن چادري رد شد، يك خورده بعد دوباره ميگه 20 تومان بنويس به حساب 4 تا زن چادري رد شدن. چند دقيقه بعد بچه ميگه: بابا اگه خانوم آورده ‌بودي مقرون به صرفه‌تر بود! دهنت سرويس شد چون خونه بغلي ختم بود تموم شد!

    190- خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك تركه رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟ تركه ميگه: زرشك پاك ميكنيم! خبرنگار مي‌پرسه: پس تو كار آشپزخونه‌ايد؟ تركه ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايي زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت مي‌نويسن زرشك! ما اونها رو پاك ميكنيم!! خبرنگار ميگه:كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبي هم دارين؟! تركه ميگه: بله، هر از چند وقتي يك توپي، خمپاره‌اي مياد ميافته توي سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن! خبرنگار داد مي‌زنه: كــــــــــــات! بابا اين چه وضعشه! درست جواب بده. تركه ميگه: آخه شما ميپرسي، من هم جواب ميدم ديگه! يارو ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟ تركه ميگه: والله عيسي رو نه ولي يه موسي داريم همه ميكنن!

    191- بابا بزرگه داشته به بچش نخودچي كشمش ميداده،‌ بهش ميگه: بابا جون بخور كه دودولت بزرگ شه! مادر بزرگه از اون اتاق ميشنوه ميگه: حاج آقا قربونت، يكم هم خودت بخور!

    192- يارو كيرش خيلي كوچيك بوده ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر دستم به دامنت، چند روز ديگه عروسي منه يك كاري بكن اين كير ما يه خورده گنده بشه شرمنده زنمون نشيم! دكتره دارو مينويسه ميده دست يارو. تو همين لحظه يكي ديگه مياد تو ميگه: آقاي دكتر اين كير ما خيلي گنده‌اس، پدر مارو درآورده! يه دارويي بده يه خورده كوچيكتر بشه! دكتره نسخه اينيكي رو هم مي‌نويسه. از قضا تو داروخانه داروهاي اين دو تا اشتباه ميشه! فرداش اون باباي كه كيرش كوچيك بود مياد پيش دكتره و داد مي‌زنه: مرتيكه عوضي! يه ذره كير داشتيم اونهم از دست رفت! دكتره ميپرسه: اي بابا! حالا اون يكي مريضه كجاست؟ يارو ميگه: پايين داره عقب جلو ميكنه بياد مادرتو بگاد!

    193- قزوينيه يه بچه خوشگل مهمونش بوده، هي ميخواسته بكندش ولي نميدونسته چطور حاليش كنه. تو همين احوال، يكي در مي‌زنه. قزوينيه ميره دم در بعد از يه مدتي شاكي بر ميگرده،‌ پسره ميگه: چي شده؟! قزوينيه ميگه: هيچي اين پسر همسايه بود،‌ ميگفت: بابام گفته يه كاسه تف بدين،‌ مهمون داريم ميخوايم بكنيمش! مي‌بيني بالام جان چه مردم بي ملاحظه‌اين؟! نميگن ما خودمون هم مهمون داريم!

    194- قزوينيه مي‌ميره، پسرش مي‌بينه وصيت كرده قبرشو شيب دار بسازن! چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش، پسره مي‌پرسه: بابا جريان اين قبر شيب دار چيه؟ قزوينيه ميگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بيان روش سر بخورن!

    195- رشتيه وسط خيابون گوش پسرش رو گرفته بوده، داشته دخترش رو بدجوري مي‌كرده! ملت جمع ميشن ميگن: بابا چي كار ميكني؟! زشته، واسه چي داري دخترت رو ميكني؟! يارو ميگه: پسري كه درس نخونه بايد خوارشو گاييد!

    196- از يه تركه ميپرسن نظرت در باره جلق زدن چيه؟! ميگه: خوبه، فقط اگر ميشه مسوولين يكم زمانش رو بيشتر كنن!

    197- تركه با هواپيما داشته ميرفته مسكو، نزديك فرودگاه خلبان ميگه‌: مسافرين عزيز، اينجا فرودگاه مسكوس. تركه با خودش ميگه: جل‌الخالق! كُس‌مُس شنيده بوديم، ولي مُس‌كُس ديگه نشنيده بوديم!

    198- سه نفر مي‌خواستن حكم بازي كنن، يك پا كم داشتن. يكيشون ميگه: اصغرجون قربون دستت،‌ ببين كسي رو سر كوچه گير مياري؟ اصغر از پنجره يك نگاه ميندازه تو كوچه،‌ مي‌بينه يك بابايي واستاده سر چهار راه، دستش رو هم كرده تو جيب شلوارش، داره واسه خودش سوت مي‌زنه. اصغر از همون بالا داد مي‌زنه: آقا! بازي ميكني؟!! يارو هول ميشه،‌ ميگه: نه به خدا،‌ دارم تنمو مي‌خارونم!

    199- زن تركه حامله ميشه، ميرن دكتر. دكتر معاينه مي‌كنه به تركه ميگه: خانم شما حامله نيستن،‌ اين فقط باد شكمه. تركه هم دست خانوم رو مي‌گيره و برمي‌گردن خونه. بعد از يك ماه شيكم زنه كلي مياد بالاتر، دوباره پاميشن ميرن دكتر، دكتره بعد از معاينه ميگه: عرض كردم كه، خانم شما حامله نيستن، اين فقط باد شكمه! خلاصه چهار پنج ماه،‌ هي شكم زنه ميومده بالا و بالاتر و هي دكتر مي‌گفته اين فقط باد شكمه. آخر تركه شاكي ميشه،‌كيرش رو در مياره مي‌گذاره رو ميز دكتره، ميگه: ‌ببخشيد آقاي دكتر، اگه ميشه اينو يك معاينه كنيد، ببينيد كيره يا تلمبه‌ست؟!

    200- يه بابايي نقص فني داشته با زنش ميره دكتر، دكتره مي‌بينه اين وضعش خيلي خرابه، برميداره يه گوني وياگرا براش مينويسه كه به اين زوديا بر نگرده! يارو شب اول يه دونه ميخوره، تا صبح حال ميكنه، شب دوم دو تا ميخوره ديگه مثل خر حال مي‌كنه! روز سوم تموم گوني رو خالي ميكنه تو آبگوشت تا ته ميخوره، بعد از يه ساعت ميافته ميميره! روز اول زنش ميره سر قبرش، ميبينه كيرش يه وجب از خاك زده بيرون، فوري با چاقو مي‌برتش كه آبروريزي نشه. شب هفتش ميبينه معامله آقا قدر يه چنار زده بيرون! خلاصه آخر نبش قبر ميكنن،‌طرف رو سر و ته ميزارن كه خيالشون راحت بشه! بعد از يك سال راديو آمريكا اعلام ميكنه: ايران به آمريكا كير زد!

     

    عربه و تركه ميخواستن كون همديگه بگذارن، قرار ميگذارن هر كسي آخ بگه بايد دربياره دوباره بگذاره. اول عربه مي‌گذاره، تركه خوارش گاييده ميشه، ولي از ترس هيچي نميگه و شروع مي‌كنه سوت زدن. عربه كيرش رو درمياره ميگه: ولك بايد دوباره بگذارم! تركه ميگه: بابا من كه آخ نگفتم! عرب ميگه: سوت كه زدي! تركه شاكي ميشه، ميگه: مادر قحبه 50 گرم گوشت رو ميگذاري توي زودپز، ده دقيقه بعد صداش درمياد، دو كيلو كيرو فرو كردي سوت هم نميتونيم بزنيم؟!

    162- يك بابايي زنگ مي‌زنه سر كار به رئيسش ميگه: آقارضا، من امروز اصلاً‌ ناي تكون خوردن ندارم،‌ از سر تا نوك پام درد مي‌كنه! شرمندتم، امروز نميتونم بيام دفتر. رئيسش ميگه: بابا ما امروز جلسه داريم، نمي‌توني كه نياي. ببين من يك راه حلي بلدم سه سوت رو به راه ميشي: من هروقت صبح پا ميشم مي‌بينم حالم خرابه،‌ به زنم ميگم يك ساك اساسي بزنه، به جون تو يهو آدم جون مي‌گيره! يارو هم ميگه: باشه، حالا يك امتحان مي‌كنم، بعد بهت زنگ مي‌زنم. يك ساعت بعد،‌ دوباره زنگ مي‌زنه به رئيسش ميگه: آقا رضا قربون پيشنهادت! به جان تو ميزون ميزون شدم، الانم پا ميشم ميام دفتر، فقط خودمونيم آقارضا، اين خانومت عجب ساكي مي‌زنه!

    163- پينوكيو جلق ميزنه آتيش ميگيره!

    164- پسر رشتيه با پسر قزوينيه رفيق بوده و هر روز كار اينا اين بوده كه قزوينيه به رشتيه يك پولي ميداده و مشغول ميشده! يه روز پسر رشتيه با باباش تو يك مغازه واستاده بوده كه يه دفعه سر و كله قزوينيه پيدا ميشه و به پسره ميگه: بيا بريم! رشتيه ميگه: بابا مگه نميبيني بابام اينجاس؟! ضايع بازي در نيار! قزوينيه گير ميده كه همين الان بايد بياي، بهت 300 تومن ميدم! رشتيه ميگه: ‌بابا چرا حاليت نميشه؟! ميگم نميشه، جلو بابام ضايع نكن! خلاصه از قزوينيه اصرار واز رشتيه انكار،‌ تا اينكه باباهه بر ميگرده و ميگه: پسرجان،‌ يك دقيقه بيا اينجا كارت دارم! پسر رشتيه ميرينه به خودش، با ترس لرز ميره پيش باباش ميگه: بله بابا؟! رشتيه ميگه: بابا‌جان ميري يا خودم برم؟!

    165- يك زن و شوهري هركار ميكردن بچه دار نمي‌شدن (البته درواقع واسه بچه دار شدن فقط ميشه يك كار كرد! و اونها همون يك كار رو هرچي مي‌كردن افاقه نمي‌كرد!) چند دفعه خانم به اشتباه فكر كرده بود كه حامله شده ولي بعد متوجه شدن كه اشتباه كرده. يك روز زنه مياد پيشه مرده و ميگه: من چند روزه عقب انداختم، فكر كنم به اميد خدا، ايندفعه ديگه حامله هستم. مرده ميگه: حالا فعلاً به كسي چيزي نگو تا مطمئن شيم. خلاصه يارو ميره سر كار، چند ساعت بعد مامور برق مياد كه كنتور رو چك كنه، بعد كه كارش تموم ميشه به زنه ميگه: خانم‌ شما عقب‌انداختين! (البته منظورش اين بود كه پرداخت قبض برق رو عقب انداختين) زنه سرخ ميشه، ميگه: اوا خاك به سرم! شما از كجا فهميدين؟! يارو اشاره مي‌كنه به كنتور برق ميگه: از اينجا! زنه با تعجب ميگه: يعني اونجا هم نشون ميده؟! يارو ميگه: بعله خانم، اصلاً‌ اين رو واسه همين كار ساختن! زنه ميگه: پس تورو خدا به كسي نگيد! يارو ميگه: ‌باشه،‌ ولي شوهرتون فردا بايد بياد اداره برق. شب مرده مياد خونه، ‌زنه بهش ميگه: برو بابا تو هم دلت خوشه،‌ميگي به هيچ كي نگو، تو كنتور برق همه چيز رو نشون ميده! فردا هم بايد بري اداره برق. فردا مرده ميره اداره برق، ‌با خجالت از دربون مي‌پرسه: ببخشيد منزل ما عقب انداخته، به ما گفتن بيايم اينجا. دربونه هم بهش ميگه: برو طبقه سوم، قسمت عقب افتادگي‌ها! خلاصه يارو ميره طبقه سوم، بعد از سه ساعت تو صف واستادن، كارمند اونجا بهش ميگه: بعله آقا، منزل شما عقب افتادگي داره، حتماً‌بايد همين امروز بريد‌ جريمشو بپردازيد! يارو شاكي ميشه ميگه:‌يعني چي اقا؟ مگه من چه كار خطايي كردم كه بايد جريمه بدم؟! كارمنده ميگه: به من ربطي نداره، ولي اگه جريمشو ندي قطع مي‌كنيم!! يارو مي‌ترسه ميگه: اي بابا، اگه قطع كنيد اونوقت منزل ما چيكار كنه؟! كارمنده ميگه: من چه مي‌دونم برادر،‌ شمع مصرف كنيد! شمع!

    166- تركه چراغ جادو پيدا ميكنه،‌ غوله از توش در مياد ميگه: يه آرزو بكن. تركه ميگه: ميخوام از كيرم به جاي شاش شامپاين بياد! غوله هم ميگه: باشه. خلاصه تركه شب ميره خونه ماجرا رو واسه خانوم تعريف ميكنه، بعد ميگه: برو يه ليوان بيار يه حالي بكنيم! زنه ميگه: چرا فقط يه ليوان؟! تركه ميگه: خوب تو از شيشه بخور!

    167- اوا خواهره ميره پيش دكتر ميگه: آقاي دكتر يه كير مصنوعي تو كونم گير كرده! دكتره ميگه: اصلا ناراحت نباش! الان برات درش ميارم. اواهه ميگه: اوا آقاي دكتر! نميخوام درش بيارين كه! ميخواستم اگه ميشه باطريشو عوض كنيد!

    168- قزوينيه ميره پرورشگاه يك بچه رو به فرزندي قبول كنه، مسؤول اونجا ازش ميپرسه: بالام‌جان، مي‌كني يا مي‌بري؟!

    169- رشتيه ميره پيش رفيقش ميگه: يه زن گرفتم حال كنيم!

    170- تركه ساعت دو نصف شب زنگ ميزنه به يك دام‌پزشكه، ميگه: آقاي دكتر، تورو خدا سريع بياين، سگم يك كاپوت قورت داده! دام‌پزشكه ميگه: خوب اگه تو گلوش گير نكرده، مشكلي نيست، خودش دفع ميشه. تركه با حالت عصبي ميگه: نه آقاي دكتر، سگم يك كاپوت قورت داده، تورو خدا زودي خودتونو برسونيد، الان خانم داره گريه مي‌كنه! دام‌پزشكه ميگه باشه، آدرس تركه رو ميگيره و قطع مي‌كنه. هنوز لباسشو كامل نپوشيده‌ بوده كه تركه دوباره زنگ مي‌زنه، ميگه: آقاي دكتر، مشكل برطرف شد. يك كاپوت ديگه تو كشو پيدا كرديم!

    171- رشتيه و قزيونيه رو نصفه شب مست و خراب ميگيرن ميبرن منكرات. از قزوينيه ميپرسن: پدرسگ تو چي‌كاره‌اي؟! ميگه: من شاه قزوينم خوار همه تون رو هم ميگام! از رشتي ميپرسن تو چي‌كاره‌اي؟! ميگه: منم پادشاه رشتم، خوار همه تون رو هم ميگام! افسره مي‌بينه اين دوتا حالشون خيلي خرابه، اصلاً حاليشون نيست كجان، مي‌گه جفتشون رو بندازن تو يك سلول تا فردا خوارشونو بگان! صبح كه ميشه مستي از سر جفتشون پريده بوده، اول قزوينيه رو ميارن واسه بازجويي، افسره همون اول يكي مي‌خوابونه زير گوشش بهش مي‌توپه: پدرسوخته! ديشب كه پادشاه بودي، حالا كي‌ هستي؟! قزوينيه ميزنه زير گريه، ميگه: بالام جان من كارگرم، بدبختم، حالا ديشب يه غلطي كرديم شما ببخش مارو. بعد نوبت رشتيه ميشه، افسره بهش مي‌توپه: ‌خوب تو چي‌كاره‌اي؟! رشتيه ميزنه زيرگريه، ميگه: والله ما تا ديشب پادشاه رشت بوديم، ولي از ديشب تا حالا ملكه قزوينيم!

    172- آمريكاييه و انگليسه و تركه باهم كل گذاشته بودن،‌ آمريكاييه ميگه: ما يك شاتل ساختيم، در عرض يك هفته 100000 پا ميره بالا! انگليسه ميگه: بابا اينكه چيزي نيست، ما يك شاتل ساختيم، در عرض سه روز 1000000 پا ميره بالا! تركه به خودش ميگه زشته جلو اين دو تا كم بياريم، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست، ما يك شب جمعه داريم، در عرض يك شب بيست ميليون جفت پا ميره بالا!

    173- تركه ميره پيش رفيقش ميگه: بابا تو چي كار ميكني اينقدر وضعه كاسبيت خوبه؟! ما خيلي كاسبيمون كساده، سرجدت به ما هم يكم ياد بده. رفيقش ميگه: بيا دو دقيقه بشين اينجا بين من چيكار ميكنم. تركه ميشينه تو دكون يارو، يه مشتري مياد ميگه: آقا تخم چمن دارين؟! يارو ميگه: بله كه داريم، بفرماييد اين تخم چمن اينم به ماشين چمن زني! يارو ميگه: ‌اين براي چيه؟! ميگه: ‌خوب عزيزم تو وقتي چمن كاشتي يه ماه ديگه چمنات بلند ميشن، اون وقت بايد كوتاهشون كني،‌ حالا تا اون وقت هم معلوم نيست من چمن زن داشته باشم، تازه ممكنه گرون شه... خلاصه يك ربع روضه مي‌خونه، مخ يارو رو مي‌زنه. يارو هم ميگه باشه، چمن‌زن رو هم ميبرم. تركه اينو ميبينه خيلي حال ميكنه ميگه: ‌بابا ايول، كارت خيلي درسته! منم ديگه ياد گرفتم! ميره مغازه خودش،‌ يه يارو مياد ميگه: آقا نوار بهداشتي دارين؟‌ تركه ميگه: ‌بله كه داريم، بفرمايين اين نوار بهداشتي، اينم يه چمن زن! يارو ميگه: بابا اين ديگه براي چيه؟! تركه ميگه: بابا جان تو كه شب جمعت ريده شده! بيا حداقل چمناي خونت رو بزن!

    174- زنه ميره پارچه فروشي خريد ميكنه،‌ بعد به فروشنده ميگه: چقدر ميشه؟! يارو ميگه:‌خانم شما نميخواد پول بدين، بجاش يه دور از جلو به من بدين! زنه ميگه: حاج‌آقا اينجوري كه خيلي گرون ميشه! اگه ميخواين من يه دور از عقب بهتون ميدم! يارو ميگه: ‌نه خانم اين كه خيلي كمه! به جون بچه‌هام ايني كه شما ميگيد قيمت خريدشه!

    175- يارو داشته ميرفته مسافرت، همچين كه از در خونه ميره بيرون، زنش ميره يه اصفهانيه و يك تهرانيه و يك تركه رو مياره خونه، حال و هول! از قضا يارو ميره ترمينال ميبينه بليطش واسه فرداس، برميگرده خونه ميبينه زنش لخته، ميگه: خانم چرا لختي؟! زنش ميگه: آخه هوا گرمه! يارو شك ميكنه، شروع ميكنه به گشتن،‌ اصفهانيه رو تو كمد پيدا ميكنه، ‌بهش ميتوپه: مرتيكه ‌مادرقحبه، تو اينجا چه غلطي مي‌كني؟! اصفهانيه ميگه: بابا چرا داد مي‌زني؟! دارم كمد رو تعمير ميكنم! يارو ميگه: ميگه پس چرا لختي؟! ميگه: ‌خوب هوا گرم بود لخت شدم! حالا بايد هزار تومن هم بدي. ياروهم ميگه: ‌ببخشيد، من اشتباه گرفتم. هزار تومن يارو رو هم ميده و ميره. بعد تهرونيه رو زير تخت پيدا ميكنه، اونم ميگه: داشتم تخت رو تعمير ميكردم و هزار تومن بابت تعميربايد بدي. تا مياد هزار تومن رو بده، ميبينه تركه از تو بالكن ميزنه به شيشه ميگه: منم كردم...منم كردم!

    176- شيره و خره قرار ميگذارن همديگه رو بكنن، اول شيره ميكنه، وسط كار به خره ميگه: برگرد يه لب بده بينم. خره برمي گرده يه لب ميده. بعد نوبت خره ميشه، شروع ميكنه به كردن وسط كار ميگه: هوي شيره برگرد يه لب بده بينم. شيره هم با ناله ميگه: آاي كس‌عمت! اگه بتونم برگردم كه خوارتو ميگام!

    177- تركه كيرش مي خوابه، تخماش رو ميدزدن!

    178- به يه بچه كونيه ميگن ميخواي چي كاره بشي؟! ميگه: ميخوام فوتباليست شم. ميپرسن چرا؟ ميگه: مي‌خوام توپ رو بر دارم همه رو دريبل كنم بزنم تو گل خودمون! ميگن: آخه واسه چي؟! ميگه: نميدوني چه حالي ميده يه استاديوم بگن: كير تو كونت!

    179- به عربه ميگن با آب جمله بساز، ميگه: كير تو كس ننت! ميگن: پس آبش كو؟! عربه ميگه: برو از ننت بپرس!

    180- قزوينيه كنار دريا واستاده بوده، ‌مي‌بينه يك بچه داره پشتشو مي‌خارونه. ميگه: ‌بالام‌جان، خورده‌كاري هم قبول مي‌كنيم‌ها!

     

    دختره از معلم زيست‌شناسيش مي‌پرسه: چرا چشماي گاو هميشه خماره؟ معلمه يك نگاهي بهش مي‌كنه،‌ ميگه: عزيزم اگه پستوناي تو رو هم روزي سه ساعت بمالند ولي نكننت، چشات به همون خماري ميشه!

    142- يارو مياد خونه، همچين كه از در وارد ميشه، زنش مياد ميگه: ‌سلام عزيزم! يك لب اساسي بهش ميده، بعد كتشو ازش ميگيره ميبره آويزون مي‌كنه، بعدم دستشو ميگيره ميبردش تو اتاق خواب، شروع مي‌كنه ساك زدن، اونم چه ساك زدني!! مرده يكم زنشو نگاه مي‌كنه، ميگه: راستشو بگو خانوم،‌ اين دفعه ديگه چه بلايي سر ماشين آوردي؟!

    143- زنه سوزش ادرار داشته، ميره دكتر. دكتر بهش ميگه بايد يك لگن آب كني بعد يك قاشق سركه بريزي بعدم يك ساعت بشيني توش. فرداش زنه با حال زار ميره پيش دكتره، ميگه: آقاي دكتر پدرم درومد، ‌هزار بار سوزشش بيشتر شد! دكتره مي‏پرسه: هر كاري گفته بودم كردي؟ زنه ميگ آره بابا، يك لگن سركه ريختم، بعد يك قاشق آب ريختم بعدم يك ساعت نشستم توش! دكتره ميگه: من گفتم يك لگن آب كن يك قاشق سركه بريز توش، نگفتم كه ترشي كس درست كن!

    144- از زن ‌تهرونيه ميپرسن: ‌نظر شما راجع به شوهرتون چيه؟ ميگه: والله اين شوهر من مثل موبايل ميمونه! ميپرسن: آخه چه ربطي داره؟! زنه ميگه: والله صبح تا شب كه در دسترس نيست، شبم كه آنتن نميده!

    145- دختر رشتيه ميره پيش مامانش ميگه: مامان‌جون چه گردنبند خوشگلي داري، اينو بابام برات خريده؟! زنه ميگه: من اگه به اميد بابات بودم، الان تو رو هم نداشتم!

    146- تركه زن مي‌گيره، آخر شب وقتي ميرن تو حجله،‌ زنه ميبينه تركه رو كيرش يك ضربدر كشيده! ازش ميپرسه: اين يعني چي؟ تركه ميگه: ساك يادت نره!

    147- رشتيه ميره خونه، ميبينه زنش يه ساعت طلا دستشه،‌ ميگه:‌خانم جان، اينو از كجا اوردي؟! زنه ميگه: يه ساعت دادم يه ساعت گرفتم!

    148- تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: كس‌خل تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!

    149- سه نفر كل گذاشته بودن سر اندازه پستوناي زناشون‌! اولي ميگه: پستوناي زن من اندازه خربزه است! دومي ميگه: پستوناي زن من اندازه هندونست! سومي ميگه: ‌بابا اينا كه چيزي نيست، من وقتي كرست زنم رو ميبرم خشك شويي يارو ميگه: چتر نجات قبول نمي كنيم!

    150- به رشتيه ميگن بچه داري؟! ميگه: والله من نه، ولي خانم داره!

    151- يه مدت مردم به روحانيت پشت ميكنن،‌ قزوينيا همه ميرن روحاني ميشن!

    152- زنه ميره دكتر،‌ ميگه: اقاي دكتر كمكم كنيد، من هركار مي‌كنم نمي‌تونم جلوي خودم رو بگيرم، همش مي‌خوام بدم! دكتره ميگه: خوب خانم تو سن شما اين طبيعيه! شما بايد ازدواج كنيد. زنه ميگه: آقاي دكتر الان چهارساله ازدواج كردم، ولي كمكي نمي‌كنه، هنوز همش مي‌خوام بدم! دكتره ميگه: خوب بعضي موارد پيش ميد كه هورمون‌هاي جنسي زياد فعاليت مي‌كنند، شما سعي كنيد يك دوست پسر پيدا كنيد تا ارضاتون كنه. زنه ميگه: والله آقاي دكتر، 15 تا دوست پسر دارم، ولي كافي نيست، باز هميشه مي‌خوام بدم! دكتره كف مي‌كنه، ميگه: خوب در موارد خيلي نادر، عواطف فاميلي باعث ميشه فرد به ارضاي جنسي نرسه. شما سعي كنيد با يكي دو تا از اهالي فاميل رابطه صميمي‌تر برقرار كنيد. زنه ميگه: والله آقاي دكتر، با همه مرداي فاميل رابطه دارم، ولي بازم كافي نيست، همش دلم مي‌خواد بدم! دكتره شاكي ميشه، داد ميزنه: خانم شما مريضيد!! زنه ميگه: قربون دهنت آقاي دكتر! اينو به شوهرم بگيد كه صبح تا شب ميگه من جندم!

    153- قزوينيه ميميره، اون دنيا به علت 70 سال بچه‌بازي مستمر ميندازنش قعر دوزخ، پيش اژدهاي دو سر! يك مدت ميگذره طبقه‌هاي ديگه جهنم هي صداي آه و اوه و داد و بيداد مي‌شنيدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها ميرن پيش رئيس جهنم ميگن: اين بيچاره گناه داره، بگذار از پيش اين اژدها بياريمش بيرون. اونم ميگه باشه. همچين كه در سلول قزوينيه رو باز مي‌كنن، اژدهاي مي‌زنه بيرون، حالا ندو كي بدو! فرشته‌ها بهش ميگن: ‌بابا خجالت بكش! آخه چرا داري در ميري؟ اژدهاي ميگه: بابا اين دهن منو سروريس كرده! الان دو ماهه گير داده كه: بالام‌ جان تو كه دو تا سر داري، پس اونيكي كانت كجاست؟!

    154- تركه مي‌خواسته بره شكار گوريل، با خودش يك تفنگ و يك سگ و يك گوني برمي‌داره. رفيقش مي‌پرسه: بابا تو مگه چجوري گوريل شكار مي‌كني كه اين همه چيز بي‌ربط لازم داري؟ تركه ميگه: ببين، من ميرم بالاي درخت گوريله رو قلقلك ميدم، گوريله ميافته پايين، سگم ميره تخماشو گاز مي‌گيره، منم مي‌ندازمش تو گوني! رفيقش مي‌پرسه: خوب پس تفنگ رو واسه چي ميبري؟ تركه ميگه: خوب آخه ممكنه گوريله منو پرت كنه پايين!

    155- يك بابايي ميميره، ميره جهنم. اونجا ميبرنش تو يك اتاقي، ‌ميبينه مدونا لخت خوابيده رو تخت! بهش ميگن: خوب حالا تا جون داري بايد بكني! يارو خوشحال ميشه، مي‌پره رو بدبخت مدونا،‌ سه ساعت تا دسته مي‌كنه! بعد كه خوب از نفس ميافته، بلند ميشه، ميبينه يك عربه اومده تو اتاق. بهش ميگه: اين عذاب جهنم كه مي‌گفتن اونقدر‌ها هم بد نيست‌ها! عربه ميگه: ولك تازه واردي؟! يارو ميگه: آره، چطور مگه؟ عربه ميگه: تا اينجاش عذاب مدونا بود، حالا ولك بخواب نوبت توست!

    156- تركه ميره خواستگاري، پدر عروس مي‌پرسه: شما خونه داريد؟ تركه ميگه: والله خونه كه نه، ‌ولي بروبچه‌ها مكان زياد دارن!

    157- تركه رو برق مي‌گيره...ميكنه!

    158- تركه خانوم آورده بوده، بعد ازينكه كارشون تموم ميشه،‌ زنه پا ميشه بره يك دوش بگيره. همون موقع موبايل زنه زنگ مي‌زنه، تركه يه مدت به روي خودش نمياره، اما موبايله همين جوري زنگ مي‌زده. آخر تركه هول ميشه، گوشي رو برمي‌داره ميگه: جنده مورد نظر در دسترس نمي باشد...!

    159- تو جبهه با رشتيه مصاحبه مي كنن،‌ ازش مي پرسن: شما اينجا تا حالا شاهد امداد غيبي هم بوديد؟‌ رشتيه ميگه: اووو...فراوون! من براي خودم پيش اومده! مصاحبه‌گره خوشحال ميشه، ميگه: ميشه براي بينندگان تعريف كنيد؟ رشتيه ميگه: والله من نمي دونم چه حكمتيه، من اينجا جلق مي زنم،‌ خانم تو رشت حامله ميشه!

    160- قزوينيه داشته واسه رفيقش تعريف مي‌كرده كه: بالام جان ديشب رفته بوديم عروسي، جات خالي مختلط مختلط، مرد و پسر قاطي!

    + نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 17:54  توسط ‹‹ مجتبی ››  |