http://unblockerscity.info
http://www.starter10.com
http://proxify.la
http://www.starthere2.com
http://kungfuwuxi.com
http://www.slaphappy.com
http://www.starterone.com
براي فيلتر شكن بيشتر به ادامه مطلب رجوع كنيد.
-------------------------------------------------------------------------------------
توجه:لطفا از اين فيلتر شكن ها فقط براي وب سايتهايي كه به اشتباه فيلتر شدند مثل بعضي از سايتهاي خبرگزاري استفاده كنيد.در غير اين صورت اين وبلاگ هيچ مسؤليتي را عهده دار نميباشد

۲. انسان در اسارت رسانه

۳.چقد زيادند گرگهاي گوسفندنما !

مدتی نتوانستم وبلاگ را بروز کنم و به این خاطر پوزش می خواهم.
اکنون نرم افزار دیوان شمس با قابلیت جستجو و چاپ متن اشعار و امکانات دیگر
را به شما دوستان تقدیم می کنم.

عنوان اثر : کلیات شمس تبریزی(دیوان کبیر)
موضوع : مجموعه اشعار شورانگیز عرفانی
سراینده : مولانا جلال الدین محمّد بن محمّد بلخی
فرمت : .EXE
حجم: 3.34 مگابایت
لینک دانلود از سایت
۳. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.
8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک كردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.
9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.
10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.
12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلی سریال ممنوع بود.
13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.
17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.
18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.
19. در 24 ایالت آمریکا صغف حنسی عامل اصلی طلاق است.
20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.
سیاوش قمیشی
تولد ۲۱ خرداد ۱۳۲۴ در دزفول [۱]
اصل/ملیت ایرانی
فرزند(ان) علیرضا قمیشی
سبکها پاپ
فعالیت(ها) آهنگساز، ترانهسرا، تنظیمکننده و خواننده
مدت فعالیت از ۱۳۵۳ تا کنون
وبگاه http://www.siavashghomayshi.com
سیاوش قمیشی، یک خوانندهٔ ایرانی است.
زندگی
سیاوش قمیشی متولد ۲۱ خرداد ماه ۱۳۲۴ هجری شمسی برابر با ۱۱ june سال ۱۹۴۵ میلادی صادره از اهواز به شمارهٔ شناسنامهٔ ۱۷۳ میباشد . پدرش مصطفی قمیشی در شهر دزفول و در روستایی به نام «قمیش» زندگی میکردهاست و اصلا متعلق به همانجا میباشد ؛ اکنون فوت شده و در آرامگاه شاه عبدالعظیم در شهر تهران آرمیدهاست . رود دز از میان شهرستان دزفول میگذرد . در قدیم برای آب رسانی در شهر دزفول در زیر زمین تونلهایی حفر میشد که آب را به تمام نقاط شهر میرساند . در محلهای مخصوصی زمین را حفر میکردند تا به این تونل برسند که به این محلها قمیش (قمش) میگفتند . این قمیشها تا دهه چهل خورشیدی مورد استفاده مردم برای نوشیدن ، شستشو و ... بودهاست و پس از آن به علت گسترش لوله کشی مسدود و در حال حاضر آبی در آنها جاری نمیباشد . اکنون نیز روستاهای زیادی با این نام موجود هستند که به عنوان مثال میتوان از «قمیش» ، «قمیشانه» ، «قمیش اصلان» و «قمیش حاجیان» و ... نام برد . سیاوش قمیشی کوچکترین فرزند خانوادهٔ خویش است و دارای دو برادر به نامهای سیامک و سیروس و یک خواهر به نام سیمین میباشد . او نزدیک به ۹ ماه بیشتر نداشت که خانواده اش تصمیم گرفتند راهی تهران شوند و به همراه این تغییر محل زندگی ، سیاوش قمیشی نیز توسط خانواده به تهران آورده شد . مادرش به آموختن موسیقی میپرداخت ، پیانو مینواخت و خانمی به نام اُلگا (که تباری روس داشت) به وی آموزش میداد . سیاوش که حدود ۶ سال بیشتر نداشت از شنیدن صدای نواختن آنها لذت بسیاری میبرد و در عین کودکی و با اینکه پایش به پدالهای پیانو نمیرسید به پشت ساز مادرش (پیانو) مینشست و در عالم بچگی با پدالهای آن بازی میکرد . در حین همین بازیها و به همراه صداهائی که از این ساز خارج میشد احساس خوبی به وی دست میداد و همانجا بود که سیاوش به موسیقی علاقهای ویژه پیدا کرد . خانوادهٔ سیاوش قمیشی که علاقهٔ او را به موسیقی درک کرده بودند خانمی را برای تعلیم به وی استخدام کردند و او چهار سال زیر نظر این معلم به آموختن زیر و بم موسیقی پرداخت . بعدها گیتاری برایش تهیه کردند و سیاوش از ده سالگی ، شخصا و بدون این که معلمی داشته باشد به نواختن گیتار مشغول شد و در مدت کوتاهی توانست به آن مسلط شود . آن چه از دوران کودکی به نیکی باقی در ذهن سیاوش مانده نوروز ، ماهی قرمز و شمردن پولهای عیدی است . کلاس هفتم و هشتم را در تهران و در مدرسهٔ البرز به درس خواندن مشغول شد و در همان دوران با کوروش یغمائی صمیمیت فراوانی پیدا کرد . این دو در خلوت دوستانهٔ شان به خواندن و نواختن میپرداختند و بعدها نیز همکاری بیشتری با هم پیدا کردند . سیاوش قمیشی در سن ۱۲سالگی به آن مرحله رسیده بود که میتوانست هنر موسیقی اش را در مقابل عموم به نمایش بگذارد . به همین جهت به همراه بندی اجرای موسیقی را شروع کرد . بعد از یک سال چنان پیشرفت خوبی حاصل کرد که از سیزده سالگی در مُتل قو با ارکستری که مخصوص به خودش بود آهنگهای خوانندههای معروف آن زمان (مانند بیتلز و ...) را میخواند و از این طریق کسب در آمد مینمود . آهنگ قایقران اولین تجریهٔ آهنگ سازی سیاوش قمیشی در سن (۱۴ سالگی) بود ، آهنگی که توسط خوانندهای به نام ضیا خوانده شد . پدر سیاوش قمیشی با گرایش او به سمت موزسیقی مخالف بود و از اینکه پسرش چنین راهی را انتخاب کرده راضی به نظر نمیرسید . به همین علت سیاوش مجبور شد راهش را به تنهایی ادامه دهد و مسیر زندگیش را خودش انتخاب نماید . زمانی که سیاوش در ایران به موسیقی میپرداخت ، برادر و خواهرش در انگلستان به تحصیل مشغول بودند . داستان از این قرار است که وقتی برادرش در فصل تابستان برای دیدار خانواده به تهران آمد به سیاوش قمیشی پیشنهاد داد که همراه او به انگلستان برود و هنرش را در آنجا دنبال نماید . سیاوش نیز پیشنهاد وی را پذیرفت . این چنین شد که سیاوش قمیشی در سال ۱۹۵۹در حالی که هنوز به سن چهارده سالگی نرسیده بود با خوشحالی و شادمانی به نزد برادر و خواهرش در لندن رفت و در انگلستان سکنی گزید . به مدت یک سال در کنار برادرش زندگی کرد اما طرز فکر آنها زیاد با هم متناسب نبود ؛ (سیاوش زیاد به کلاب میرفت و موزیک گوش میداد و این نوع زندگی مورد تائید برادر و خواهرش نبود) . به علت همین عدم تفاهم بعد از مدتی از برادرش جدا شد و شخصا به زندگی پرداخت . در سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۲ ، حضور او در انگلستان مصادف با زایش گروههای معروف و قدرتمند موزیک مانند بیتلز بود که مسلما تاثیر شگرفی در رشد و شکوفایی هنر وی داشتهاست . دیپلمش را از high school (دبیرستان) در لندن گرفت و بعد از آن به royal academy of arts رفت و تحصیلش را در رشتهٔ classical jaaz ادامه داد . composition خواند و مدرک arrangment از royal academy of arts اخذ نمود . او با با اعضاء گروههایی که کنسرت اجرا میکردند دوست بود و همین دوستی باعث شد که بعد از مدتی فعالیت خود را با یکی از همین گروهها آغاز کند . داستان از این قرار بود که سیاوش ساز مینواخت و اعضا ارکستری که با او دست بودند از این موضوع اطلاع داشتند و وقتی گیتاریست یکی از همین ارکسترها مریض شد و مدتها بود که کسی را به عنوان جانشین وی پیدا نمیکردند از سیاوش قمیشی درخواست نمودند تا جایگزین وی شود و این چنین رسما پیشنهاد همکاری به او دادند . این همکاری بسیار خوب شروع شد و پایه گذاری مناسبی بود . سیاوش همکاری خود را به مدت سه سال با این ارکستر (که insects نام داشـت) ادامه داد و بعد از آن به مدت چهار سـال با گروهی به نام wingers به ادامهٔ فعالیت پرداخـت و سرانجام خودش ارکستر مخصوص خودش را پایه گذاشت ؛ ارکستری که جز خودش باقی نوازندههای آن غیر ایرانی بودنـد . وظیفهٔ سیاوش قمیشی در این بند خوانندگی بود و در عین حال به نواختن گیتار هم میپرداخت . بعد از مدتی کیبوردیستشان به دلایلی ارکستر را ترک کرد و سیاوش از آن موقع مسئولیت نواختن کیبورد را نیز پذیرفت و جای خالی کیبوردیستِ رفته را پُر کرد . زندگی سیاوش به همین شکل میگذشت . تا اینکه در سال ۱۹۷۱ یعنی نزدیک به ۱۲ سال بعد و در سن بیست و پنج سالگی تصمیم گرفت محل زندگیش را به تهران تغییر دهد و عازم ایران شود . پس با این تصمیم راهی کشورش ایران شد . در این میان چندین بار به لندن رفت و برگشت . در همین حین همکاری بیشتری نیز با کوروش یغمائی پیدا کرد . بعد از ورود به ایران بندی به نام stars تشکیل داد و در آن گروه به بازخوانی آهنگهای خارجی پرداخت . بعدها در کنار شهرام شب پره ، کامبیز معینی و همایون جلالی ، در گروهی به نام rebels به همکاری پرداخت . مسئولیت سیاوش قمیشی در این بند خواندن آهنگهای slow بود و شهرام شب پره آهنگهای تند را اجرا مینمود . در همین اثنا سیاوش با شرکت رنگارنگ همکاری نزدیکی پیدا کرد و برای این شرکت آهنگ میساخت که «وارطان آوانسیان» آهنگهایش را برای اجرا در اختیار خوانندگان مختلفی قرار میداد و چون سیاوش قمیشی قبل از خواندن آهنگش توسط خوانندهها ، خودش نیز آنها را اجرا میکرد ، به شدت مورد توجه آوانسیان قرار گرفت و این گونه شد که آوانسیان بعد از انقلاب مجموعهٔ آثار سیاوش را به صورت مستقل منتشر کرد . سیاوش تا سن ۳۴ سالگی در ایران بود تا اینکه انقلاب صورت گرفت و او نیز شرایط را برای ماندن محیا ندید به همین علت در سال ۱۹۷۸ به آمریکا رفت و در شهر لس آنجلس مشغول به زندگی شد . او در ایران با شخصی به نام «جمال نادر» آشنا شده بود که هر دو مینواختند و میخواندند و وقتی به لس آنجلس رفتند تصمیم گرفتند با همکاری هم آلبومی منتشر کنند . پس با همکای یکدیگر کار روی آلبوم «فرنگیس» را شروع و برای آماده شدنش یک سال و نیم وقت صرف نمودند و در نهایت توانستند در سال ۱۹۸۱ آن را روانهٔ بازار نمایند . در آن دوران کمپانی خاصی برای پخش این آلبوم وجود نداشت به همین علت این آلبوم توسـط مردم کـپی و دسـت به دسـت میشد . اما بـعدها توسـط چهـار کـمپانی : «آرت کو» ، «آواز» ، «ترانه» و «پارس ویدئو» منتشر شـد که با فـروش بسـیار خوبی نیز روبرو گردیـد . سیاوش قمیشی تاکـید میکند که ارائهٔ آلبـوم «فرنگیس» تنها برای سرگرم شدن بوده و او قصد نداشتهاست تا با این آلبوم تبدیل به یک خواننده شود اما وقتی که در سال ۱۹۹۲ «مسعود فردمنش» به او پیشنهاد داد که کاری مشترک ارائه دهند و چندین شعر (که بارز ترین آنها به گفتهٔ سیاوش پرندههای قفسی بود) در اختیار سیاوش قرار داد انتشار آلبوم جدید را قبول کرد . به این ترتیب سیاوش قمیشی از سن ۴۹ سالگی رسما خوانندگی را آغار نمود و آلبوم «حکایت» را منتشر ساخت که مورد توجه بسیار زیادی قرار گرفت . درخواست مردم و کمپانیها بعد از آلبوم «حکایت» و استقبال پرشوری که از آن صورت گرفت ، باعث شد که او حرفهٔ خوانندگی را ادامه دهد و علاوه بر آلبوم فرنگیس ۱۳ آلبوم دیگر نیز روانهٔ بازار موسیقی نماید که این آلبومها شامل : «خواب بارون» ، «حکایت» ، «تاک» ، «قصه گل و تگرگ» ، «شهر خورشید» ، «قصه امیر» ، «هوای خونه» ، «قاب شیشهای» ، «شکوفههای کویری» ، «حادثه» ، «نقاب» ، «بی سرزمین تر از باد» ، «روزهای بی خاطره» هستند . سیاوش قمیشی خوانندگی را بسیار دیر شروع کرد و در یکی از مصاحبههایش در این مورد گفت که زیاد از شغل خوانندگی یا لااقل در حد میکروفون بدست گرفتن و زنده اجرا کردن خوشش نمیآید ولی به خاطر طرفدارانی که منتظر شنیدن صدای وی هستند به ارائهٔ کنسرت میپردازد . او زیاد به رفت و آمد با مردم لس آنجلس نمیپرداخت و در مورد این عدم رفت و آمد و دوری خویش از محیط لس آنجلس «گرفتاریها» و تنها دلیلش را برای ماندن در لس آنجلس «انجام کارهایش» عنوان میکرد . بعد از آلبوم «نقاب» همهٔ توجهها به طرز ویژهای به او معطوف شد ، به طور صعودی بر طرفدارانش افزوده گردید و کنسرتهایش رو به فزونی نهاد . سیاوش قمیشی ۵ بار ازدواج کردهاست و حاصل این ازدواجها تنها یک فرزند از اولین همسر اوست . نام پسرش علیرضاست که در شیراز زندگی میکند و ظاهرا به خوانندگی هم میپردازد او بیش از ۳۵ سال سن دارد . نام اولین همسر وی «وصال» میباشد . آخرین همسر سیاوش قمیشی «نازنین مرعشی» نام دارد که بیش از سی و پنج سال از وی کوچکتر است و حدودا بیست و پنج سال سن دارد . سیاوش قمیشی بعد از سالهای طولانی ماندن در لس آنجلس (در سال ۱۳۸۵) شمسی تصمیم گرفت آمریکا را به قصد اروپا ترک کند و راهی آلمان و (تحقیقا) در روستایی به نام akhen ساکن شود . او علت این تغییر مکان ناگهانی را دوری از محیط مسموم و ناجالب لس آنجلس و رسیدن به آرامش بیشتر عنوان کرد ! از گفتههای او به نظر میرسد آخرین همسرش همراه او عازم اورپا نشد . در حال حاضر یکی از بردانش در مونترال ، دیگری در تهران و خواهرش در لس آنجلس زندگی میکنند . در میان خانوادهٔ او سه نفر به هنر روی آوردهاند یکی بردار زاده اش «ژیان قمیشی» است . او در کانادا شو اجرا میکند . سیاوش موفق به دیدار وی نشدهاست و پدر او یعنی بردارش را نیز بسیار کم دیدهاست . دیگری پسرش علیرضاست که در ایران مشغول به خوانندگی است ولی به هیچ وجه مورد استقبال نیست و شخص دیگری به نام «برزا قمیشی» نیز وجود دارد که او هم بردار زاده اش است ، گیتار مینوازد ، راک ان رول میخواند و البته سیاوش قمیشی با او ملاقات داشتهاست . اصولا سیاوش قمیشی چندان ارتباط نزدیکی با خانوادهٔ خود ندارد . چندین سال پیش شایعه شده بود که او برای بازگشت به ایران به دولت جمهوری اسلامی نامهای نوشتهاست اما بعد از مصاحبهای این موضوع را تکذیب کرد و شرط خودش را برای بازگشت به ایران آزادی عمل برای انجام کارها و هم چنین کنسرتهایش عنوان نمود و بازگو کرد که از طرف دست اندرکاران پیشنهاداتی برای خواندن در جزیرهٔ کیش داشتهاست اما این پیشنهاد را رد کرده و از خواندن در آن جا صرف نظر کردهاست . وی در یکی از مصاحبههایش گفت که تا پنج سال آینده به خواندن ادامه خواهد داد و چون آهنگ ساز است باقی عمر خویش را از طریق آهنگ سازی امرار معاش خواهد نمود . سیاوش قمیشی علاقه دارد تا او را بیشتر به عنوان آهنگساز بشناسند تا خواننده . هر گاه شعر جدید ی به او میرسد و آهنگ زیبائی روی آن قرار میدهد بیشترین لذت را میبرد و دوست دارد اگر آهنگساز نبود شاعر یا نقاش میشد . روزی چند ساعت موزیک گوش میدهد ، پیانو میزند و کتاب میخواند . علاقهٔ زیادی به چائی بعد از ظهر ، نگهداری و پرورش گیاهان و همچنین گربهٔ سیاهش موسول دارد . هیچ شخصی بالاتر از موسیقی او وجود ندارد و میتواند با موزیکش بدون هر شخصی به زندگی بپردازد . به گفتهٔ خودش او به هیچ وجه اهل تجملات نیست و بسیار کم از کروات استفاده میکند . آرزوی او بازگشت به ایران و بازدید از وطن خویش است
آلبومهای سیاوش قمیشیفرنگیس ۱۳۵۳
حکایت ۱۳۷۱
خواب بارون ۱۳۷۲
تاک ۱۳۷۳
شهر زیبای خورشید ۱۳۷۴
هوای خونه ۱۳۷۵
قصه امیر ۱۳۷۶
قاب شیشهای ۱۳۷۷
قصهٔ گل و تگرگ ۱۳۷۸
شکوفههای کویری ۱۳۷۹
حادثه ۱۳۸۰
نقاب ۱۳۸۱
بی سرزمین تر از باد ۱۳۸۲
روزهای بی خاطره ۱۳۸۴
غروب تا طلوع (رمیکس) ۱۳۸۵
رگبار ۱۳۸۷
منبع: http://fa.wikipedia.org/wiki/صفحهٔ_اصلی
نظر فراموش نشه






اگه خیلی دلخراش بود ببخشید