تبليغاتX
جوک-عكس-ترفند-دانلود- آموزش-كاريكاتور ..
در این وبلاگ سرگرم کننده شما لذت استفاده از اینترنت را درک خواهید کرد.
1- يه نفر را كه اصلاً نمي شناسيد از توي تاكسي، خيابون و يا حتي دانشگاه نشون كنيد و به هر دليل مزخرفي هم كه شده عاشقش شويد.بعد هم بلافاصله بايد يك شكست عشقي بخوريد(جزئياتش با خودتان)

2- تا يك هفته نه حمام برويد، نه موهايتان را شانه بزنيد، نه غذا بخوريد و نه حتي مسواك بزنيد.از تلويزيون هم فقط شبكه چهار را تماشا كنيد.يكي دوتا غزل و شعر هم محض احتياط حفظ كنيد، بد نيست.

3- خانواده ي شما متوجه تغيير حالت شما مي شوند و كم كم شروع به معرفي انواع و اقسام دخترهاي دم بختي كه توي فاميل و در و همسايه مي شناسند به شما مي كنند.

4- نكته ي مهم در اينجا اين است كه علي رغم ميل باطنيتان !! شما فقط مجبور به ازدواج با يكي از اينهمه مورد خوب هستيد، پس سعي كنيد خوب انتخاب كنيد.

5- براي تشريفات هم كه شده يكي دوتا ملاك انتخاب همسر براي خودتان در نظر بگيريد. ازجمله:قد، وزن، وضع مالي خانواده و . . .

6- ملاك هاي اخلاقي را از بيخ بي خيال شويد. چون اگر طرف دختر خوبي باشد كه هيچي ديگه، خيلي خوبه. و اگر دختره، دختر بد و قالتاقي باشد، بخواهيد و نخواهيد يا كلاهتان را برمي دارد و يا نهايتاً يك كلاه گشاد سرتان مي گذارد. پس همان بهتر كه وقتتان را بيخود صرف اين مسائل نكنيد.

6- از همان ابتدا به فكر پايان كار و سهم الارث همسر آينده تان باشيد. خانواده هاي كم جمعيت را در اولويت قرار بدهيد. اگر كه خانواده همسر آينده تان، پسر نداشته باشد، مطمئن باشيد كه پس از 120 سال نونتان توي روغن است.

7- يك دست جوراب تميز، خوشبو و لزوماً بدون سوراخ براي روز خواستگاري كنار بگذاريد.

8-خريد گل و شيريني براي مجلس خواستگاري هيچ لزومي ندارد. اصلاً مگر پول علف خرس است؟ تازه هنوز كه هيچ چيز معلوم نيست. اگر قرار باشد هفته اي هفت روز و روزي دو سه جا خواستگاري برويد كه ديگه چيزي ته جيبتان باقي نمي ماند.

9- اصولاً خواستگاري درمان خوبي براي سوءتغذيه است. خجالت را كنار گذاشته و در مجلس خواستگاري تا مي توانيد دلي از عزا در بياوريد. اول از ميوه هاي كمياب و گران قيمت آغاز كنيد. مايعات و نوشيدني ها را در پايان مجلس بنوشيد تا دچار مشكل نشويد.

10- به بهانه دستشويي رفتن تمام خانه همسر آينده ي احتماليتان را بررسي و متر كنيد. اگر قرار است داماد سرخانه شويد، نوساز بودن خانه را از ياد نبريد.

11- اگر در همان نگاه اول از دختر مورد نظر خوشتان نيامد، همان لحظه ابراز نكنيد. بعد از رفع مشكل سوءتغذيه، موضوع را با مادرتان در ميان گذاشته و زحمت را كم كنيد.

12- مراقب آهنگ زنگ موبايلتان باشيد. ايني كه الان هست، مجاز نيست. عوضش كنيد.

13- از آنجايي كه مجبوريد كت و شلوار بپوشيد و مثل دوش حموم همينطور شُرشُر ازتون عرق بريزد، خواستگاري رفتن هاي مكرر و مداوم كمك شاياني به كاهش وزنتان مي كند.

14- در مجلس خواستگاري همه ي نگاه ها زوم شده روي شما، پس كاري با دماغتان نداشته باشيد.

15- صداقت و راستگويي كجا، مجلس خواستگاري كجا! تا مي توانيد دروغ بگوييد. بعد از ازدواج آنقدر فرصت هست كه با يك شاخه گل هزارتومني، همه چيز را از دل همسرتان در بياوريد.

16- اگر به دل هم نشستيد و از هم خوشتان آمد، و همه ي چيزها همانطوري بود كه شما مي خواستيد، خيلي معطلش نكنيد. هرچي مهريه خواستند بدهيد. اصلاً كي داده و كي گرفته؟ اگر هم يك روز تصميم به طلاق دادن گرفتيد، مي توانيد همسرتان را تا سر حد گفتن جمله ي زيباي " مهرم حلال، جونم آزاد " شكنجه روحي و رواني و جسمي بدهيد.

17- فعلاً خودم هم دارم مي روم خواستگاري. اگر رفتم و زنده برگشتم و به نتيجه اي رسيدم، نكات مفيد براي ادامه ي يك زندگي موفق را برايتان مي گويم.
.
.
.
پس اين جوراب هاي من كو ؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 15:5  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
سالگرد ازدواج

1)زن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.

2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

روز زن

1)زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه

2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)

روز مرد

1)زن :وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.

2) مرد:حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)

40 روز بعد از تولد بچه

1) زن:وای مامانی بازم گرسنه هستی , (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)

2)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است)

40 سال بعد

1)زن :عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم

2)مرد :یعنی دیگه کیک نخوریم

2 ثانیه قبل از مرگ

1) زن :عزیزم همیشه دوستت داشتم

2) مرد: گشنمه

وصیت نامه

1)زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!

2) مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید

اون دنیا

1)زن : خطاب به فرشته ی مسول :خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت )))

2)مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 15:4  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
 
 خانمها ، بانوان، سركاران عليه:
وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شماگريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد ريز توجه كنيد:

:: بقیه در ادامه مطلب ::


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 15:2  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
دو ماشين با هم تصادف بدي مي کنند، بطوريکه هردو ماشين بشدت آسيب ميبينند .ولي راننده ها بطرز معجزه آسايي جان سالم بدر مي برن
وقتي که هر دو از ماشين هايشان که حالا تبديل به آهن فراضه شده بيرون مي آيند ، خانم راننده ميگويد: چه جالب شما مرد هستيد،ببينيد چه بروز ماشين هايمان آمده ! همه چيز داغان شده ولي ما کاملا سالم هستيم
اين بايد نشانه اي از طرف خداوند باشد که ما اينچنين با هم ملاقات کنيم و شايد بتوانيم زندگي مشترکي را با صلح و صفا آغاز کنيم
مرد با هيجان پاسخ داد:بله ، کاملا" با شما موافقم اين بايد نشانه اي از طرف خدا باشد
سپس زن ادامه داد و گفت : ببينيد يک معجزه ديگر. ماشين من کاملا" داغان شده ولي اين شيشه مشروب سالم مانده است .مطمئنا" خدا خواسته که اين شيشه مشروب سالم بماند تا ما اين تصادف و آشنايي خوش يمن را جشن بگيريم
بعد زن بطري را به مرد داد
مرد سرش را به علامت تصديق تکان داد و در بطري را باز کرد و نصف شيشه مشروب را نوشيد
بعد بطري را به زن بر گرداند .زن بلافاصله بطري را به مرد برگرداند !!!
مرد گفت: مگر شما نمي نوشيد؟
زن در جواب گفت: نه . فکر مي کنم بايد منتظر پليس باشم!!!!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14:59  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
تابلوترين دروغ هاي يه دختر(براي يه پسر):

1.دوستت دارم.

2.عاشقتم.(نچ نچ نچ...ته خالي بند)

3.اولين باره با يه پسر دوست شدم.(كم ببند هميشه ببند)

4.قول مي دم هميشه با تو بمونم.

5.من از اخلاقت خوشم اومده.(خدايش خودتونم خندتون گرفت نه؟)

6.هر كاري بگي برات مي كنم.

7.من به غير تو به هيچ كس فكر نمي كنم.

8.خوشگلترين پسري كه تو عمرم ديدم تويي.

9.بهترين لحظه هاي عمرم وقتي كه با تو ميرم بيرون.(البته اين درسته...ما رو هم يكي مبرد بيرون نمي ذاشت دست دو جيبمون كنيم و هر چي مي خواستيم مي خريد خوب واسه ما هم بهترين لحظه مي شد)

حالا تابلوترين خالي بندي پسرا:

1.دوستت دارم.

2.عاشقتم.

3.اولين و اخرين دختري هستي كه با هاش دوست شدم.

4.الان فقط با تو دوستم.(البته 3-4 نفر چون نزديك صفر هستش،مي شه صفر در نظر گرفت...بابا برين يه كم رياضي و حد بخونين)

5.يه روز از همين روزا ميام به خاستگاريت.

6.يه حلقه طلايي اسمتو روش نوشتم(اخ ببخشيد اين مال اينجا نبود...تقصير منم نيست كه)-راستي بقيش جا موند:مي خوام بدم پاكش كنن بي تربيتي كردي تو سرنوشتم.(بچه مثبتيم ديگه)

7.بابا پسرا خالي بندي زياد دارن برين خودتون پيدا كنيد ديگه.به بن بست شلوغ چه؟!والا...مثلا باباي كارخونه دار،ماشين فلان مدل،خونه مستقل،دارايي،ويلاي شمال و.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14:57  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

طرز تهیه شوهر مرغوب


برای تهیه این عنصر ، در ابتدا ی کار باید سیلیکات جهیزیه را با نیترات

 ارث بابا مخلوط کرده ، پس از مدتی متصاعد می شود  برای مرغوبیت

 بیشتر این عنصر می توان از زبان چرب و نرم هم به عنوان کاتالیزور

 استفاده کرد .

روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14:54  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
جواد بودن یعنی چی ؟؟؟؟
 

‌!!! ....

 اگه از پيكان مدل پنجاه و چهارت شونصدتا سيدسى آويزون كردى و سيزده تاآينه هم به شيشه جلوت چسبوندى،خيلى جواتى.

اگه پشت آردي سبزت زدى۴۰۵و يه بوق بيابونى،يه بوق بنزى و يه بوق درى ورى گذاشتى روش،خيلى جواتى.

اگه تو مراسمgoodbye party يكى از بچه ها تيپ يه دست زرشكى زدى و تو همه عكسها هم هستى و تو همه عكسها براى ديگران شاخ گذاشتى خيلى جواتى.

اگه تازه نامزد کردی و عروس خانومو برداشتی و بردی بیرون و موقع برگشتن میبریش سیراب شیردون بخورین خیلی جواتی.

اگه جمعه ها کوه میری و یه ضبط ۱۰۰۰ وات انداختی تو کوله ات و نوار جواد یساری گذاشتی خیلی جواتی.

اگه دعوتت کردن فرانسه و قراره درباره دموکراسی صحبت کنی و میگی:تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر خیلی جواتی.

جوات یعنی کفش صندل با جوراب.

یعنی رنگ بنفش.

یعنی سگک کمربند.

یعنی کشیدن پاشنه کفش رو زمین.

یعنی آرایش قهوه ای.یعنی لاک قرمز.یعنی اپُل.یعنی پیکان اسپورت.یعنی کفش ورنی.یعنی پیلی.یعنی بلوز پیچ اسکن اُملتی.یعنی لباس شب پولکی.یعنی سیزده بدر پارک دانشجو.یعنی کاپشن چرم تنگ و کوتاه.یعنی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14:52  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
روشهای خود کشی در تابستان در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14:51  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
 
روش های مردم آزاری
 
اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرايشگرتان تعريف كنيد

صابون را كف وان حمام جا بگذاريد

كادوی عروسی دوستتون بهش تراول نيم ميليونی تقلبی
 
هديه بديد

در هنگام خروج از توالت، دمپايی‌ها رو خيس كنيد

همه شيرهای آبی كه در طول روز می‌بينيد تا حد امكان سفت كنيد. به كار بردن انبرقفلی نتايج بهتری به همراه دارد 

وقتی ميخواهيد به توالت برويد، با صدای بلند اعلام كنيد

وقتي كسی در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشويی حمله برده و با سرعت 1000 بار در دقيقه دستگيره درب رو تكان دهيد و پشت سر هم بگيد اين چرا باز نمی شه؟

پنج‌شنبه شب‌ها موقع خوبی برای تعريف داستانهای جن و پری
است

توی حموم عربده بكشيد

اگر كسی به حمام رفت. بلافاصله تمام شيرهای آب گرم و سرد خانه را باز كنيد

در صف پمپ بنزين، بوق ممتد بزنيد

سر پيچها و جاهايی كه سبقت ممنوع است، با سرعت بيست كيلومتر در ساعت حركت كنيد

عكسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا كنين
 
مرتب جلوی مهمونا از عموی پيرتون كه موهاش رو رنگ مشكی زده بپرسين كه چه رنگ مويی استفاده ميكنه

هنگام راه رفتن سعی كنيد پشت كفش مردم رو با نوک كفشتون بزنيد. هر چه بيشتر كفش مردم رو از پاشون در بياريد، امتياز بيشتری می گيريد

وقتی به يک مغازه
شيک شلوار فروشی رفتيد، برخلاف تاکيدهای فروشنده شلوار را آنقدر پايين بگيريد تا خاکی شود، بعد از آن هم بگوييد که آن را نپسنديدید

درست در مسير معلم و يا استادتون نخ نامرئی بکشيد

روی ديوار سفيد خانه همسايتان با حروف بزرگ بنويسيد: لطفا اينجا چيزی ننويسيد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14:45  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
چرا آقایون زود

چرا آقایون زودتر از خانم ها می میرند؟

این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم

اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید... شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید... شما یک مرد لوس و مامانی هستید

اگر به شدت کار کنید... برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید... مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید

اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد... شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید... بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید

اگر شما شغل بهتری گرفتید... پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد... به خاطر توانایی های بالایش بوده

اگر به او بگویید که چقدر زیباست... این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید... این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند

اگر گریه کنید... آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید... بی احساس و بی عاطفه هستید

اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید... شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد... یک خانم لیبرال و آزادمنش است

اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد... این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد... انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند

اگر از آنها بخواهید که هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید... شما اصلا رمانتیک نیستید

اگر به خودتان برسید... خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید... یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید

اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید... احساسات او را درک نمی کنید

اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید... انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید... اصلا بلندپرواز نیستید

اگر او سر درد داشته باشد... خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید... می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید

اگر او را زیاد بخواهید... شهوتران هستید
اگر نخواهید... پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است

در نهایت... مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند

تر از خانم ها می میرند؟
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14:40  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
 مجموعه ای از ۱۰۰۰ اس ام اس در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 14:37  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

 wallpaper داریوش در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 6:28  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد  حرکتی کرد که

 

 دورش کند اما کاغذی را  در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود"

 

 لطفا ۱۲ سوسیس و یك ران گوشت بدین " . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب

 

تعجب کرده بود  سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ

 

 گذاشت . سگ هم کیسه راگرفت و رفت .

 

قصاب که کنجکاوشده بودوازطرفی وقت بستن مغازه بودتعطیل کردوبدنبال سگ

 

 راه افتاد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ادامه داستان در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 0:36  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
چند فيلتر شكن پر سرعت

 

http://www.diamondcloak.info
http://www.miaoweb.net
http://www.d4x.org

http://www.millespot.com
http://www.aided.info
http://www.rcx1.com

--------------------------------------------------------------------------------------------------

توجه:لطفا از اين فيلتر شكن ها فقط براي وب سايتهايي كه به اشتباه فيلتر شدند مثل بعضي از سايتهاي خبرگزاري استفاده كنيد.در غير اين صورت اين وبلاگ هيچ مسؤليتي را عهده دار نميباشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 23:40  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
داریوش به چه دلایلی به زندان رفت؟درادامه مطالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 19:54  توسط   | 
بنابر درخواست بيشمار دوستان

كپي برداري آزاد شد!

بريد حال كنيد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 18:1  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
يه جند تا جك و اس ام اس  در ادامه مطلب

ببخشيد اگه بعضي هاش  تكراري بودند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 17:53  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
مشهورترين چهره هاي ايران سوار چه ماشيني مي شوند؟!

اگه دوست دارید بدونید معروفترین بازیگران - کارگردانان - فوتبالیستها  و خوانندگان

و چهره های مشهور ایرانی

سوار چه ماشینی میشوند ؟!!!

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 17:31  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
 

فقط همین امشب تصور کنیم که زن و شوهر هستیم

 

یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نخواهد شد.

ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتن بافتني  بود
.

شب
که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید !  میشه یه لطفی در حق من بفرمايید؟

-
خواهش ميكنم
!

-
من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟


-
من یه پیشنهاد دارم
!

-
چه پیشنهادی؟


-
فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم
.

زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت
:

-
چه اشکال داره ، موافقم
!

-
قبول؟

-
قبول
!

-
خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم میآد.

 دیگه هم مزاحم من نشو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 17:24  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
 
 داستان يه حالگيري خيلي شديد - توصيه ميشود دخترها حتما ببينند

 

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت


دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي
ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم،
لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان .....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 17:21  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
سه داستان:

۱)جريانات تخت خوابي

۲)بچه دار شدن يك آرايشگر

۳)چه كسي كر است؟

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 17:8  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
pooyan2.blogfa.com

عكسهاي بيشتر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 16:52  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 16:17  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

متن ترانه یاور هـمیـشه مومــن

تقدیم به طرفدارهای داریوش بزرگترین خواننده ایرانی

 

ای به داد من رسيده تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من
ای تبلور حقيقت توی لحظه های ترديد
تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشيد
اگه باشی يا نباشی برای من تکيه گاهی
ميون اين همه دشمن تو رفيقی جون پناهی

ياور هميشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوريت
برای من شده عادت

ناجی عاطفه من شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته
اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم
قدراون لحظه نداره که منو دادی نشونم

وقتی شب شب سفر بود توی کوچه های وحشت
وقتی همسايه کسی بود واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانيه شب طپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست بهترين لباس من بود
تو با دست مهربونیت به تنم مرحم کشيدی
برام از روشنی گفتی پرده شب و دريدی

ای طلوع اولين دوست ای رفيق آخر من
به سلامت سفرت خوش ای يگانه ياور من
مقصدت هر جا که باشه هر جای دنيا که باشي
اونور مرز شقايق پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود
تنها دست تو رفيقه دست بی ریای من بود

یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوریت
برای من شده عادت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 17:51  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 17:17  توسط   | 
آنلاين ماندن يک آيدي براي هميشه

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 17:10  توسط   | 
گه بگم خرابتم قول ميدي تعميرم كني.؟

 

 

 

مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اينه که مهم باشي! حتي براي يک نفر...

 

 

تق، تق، تق، کيه؟
...
من گداي دوره گردم... اومدم دورت بگردم.

 

 

.

شخصی گفت : من بیست سال دارم . بزرگی بر او خرده گرفت که نباید بگویی 20 سال دارم ، باید بگویی آن 20 سال را دیگر ندارم.

 

 

دکتر علي شريعتي : دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

 

 

تو پادگان چشمات راه میرفتم ... بی معرفت سهم من از عشقت كلاغ پر بود ؟


 

  تو كه می دونی من زیاد به خیابونا وارد نیستم

.

.

.

میشه بگی از كدوم طرف میشه قربونت برم ؟



احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد  بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:57  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

بر روی اذامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:55  توسط   | 

لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:43  توسط   | 
رایگان کردن اینترنت ایرانسل رو چند روز پیش در یکی از فرمها که کاربر زیادی هم داشت خوندم هر یک نظری داشت و نظرات متفاوتی هم در همین مورد داده شده بود اصولا کار جالبی بود و من هم از اون استقبال می کنم ولی بعضی از افراد قادر به استفاده بودند و بعضی از انها توانایی استفاده از اونو نداشتند که من در این پست می خام راهی رو که این دوستان نشان دادند در وبلاگ خودم کامل کنم تا تمامی ایرانسل داران بتوانند از این روش به صورت رایگان استفاده کنند و بهره ببرند

به ادامه مطلب مراجعه كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 15:1  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

نرم افزار تبدیل نام به خط میخی ایران باستان

امروز از طریق یکی از کامنت های وارده با سایتی آشنا شدم که برنامه تبدیل واژه   به خط میخی پارسی باستان  را آنلاین در اختیار کاربران قرار میدهد.

اين اسمه منه

شما هم امتحان کنید.

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 14:12  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
تفاسیری از اهنگای داریوش

 

 

 در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 13:43  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
ماجرای زنی که روی داریوش اسید پاشید در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 13:10  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
سوال با جایزه ی آهنگ درخواستی داریوش
 
-داریوش در کدام سال می خواست برای همیشه خوانندگی را کنار بگذارد؟

جواب را به آدرس زیر ارسال نمایید تا هر آهنگی از داریوش که می خواهیید برای شما فرستاده شود

manam_toy@yahoo.com

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 22:30  توسط   | 
يه كاريكاتور از  ۰۰۰ مختلف جهان در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 5:46  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
 
یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟


پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفَت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گ.ه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفَت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 5:31  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
عکسی از گلاب آدینه که لباس نداره!

در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 5:22  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
 شما چه قدر س.ك.س.ي  هستيد؟

روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 23:31  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 23:14  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
این هم قشنگترین شعر سهراب که آدم با خوندنش میره توی یه دنیای دیگه-حتما نظر بدین  ـ بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 15:30  توسط   | 
 
زمان مرگ خود را بدانید !!! 

با عرض سلام :

در این دوره زمونه هر اتفاقی ممكن بیوفته. این هم از اون اتفاقاته ...
در یك سایت خارجی این مطلب رو پیدا كردم. كار این سایت تحویل زمان تقریبی مرگ شماست. شما اطلاعات را وارد میكنید سپس زمان مرگ شما به صورت تقریبی اعلام میشه.

این سایت خیلی گل كرده. توی چندتا فروم تبدیل به داغ ترین تاپیك شده. همه ی اعضا زمان مرگ خودشون رو ارسال میكنند. من هم تصمیم گرفتم توی وب سایت خودم این كار رو انجام بدم.

برای دیدن زمان مرگتون روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 13:39  توسط   | 
فرق بین پسرها و دخترها در درس خوندن

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد


يه پسرخوب کمتربا اين جمله مواجه ميشود""مشتري گرامي دسترسي شمابه اين سايت مقدورنمي باشد""


يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره


يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش


يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون


يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته


يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه


يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده


يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:""ساعت چند"" ""کي مياي"" ""کجا"" ""دير نکني يا


يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه


يه پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند


يه پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد


يه پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد


يه پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد


يه پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند


يه پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود


يه پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند

 


يه پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يه پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند


يه پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند


يه پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد


يه پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند


يه پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد


يه پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند


يه پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد


يه پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد


يه پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد


يه پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند


يه پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد


يه پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند


يه پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد


يه پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد


يه پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند


يه پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد


يه پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد


يه پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند


يه پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد


يه پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند

یعنی پیدا میشه!!! 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:54  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

دخترها:

۱- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۲- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
۴- چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:

۱- توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲- توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
۴- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۵- توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷- چند تا فحش ميدن
۸- دنبال كبريت ميگردن
۹- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!)
۱۱- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
۱۲- تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴- ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶- روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
۱۷- تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
۱۸- دنبال نمكدون ميگردن
۱۹- نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
۲0- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۲1- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
۲2- صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲3- نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
۲4- بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
۲5- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
۲6- توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
۲7- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
29- سريع برميگردن توی آشپزخونه
30- تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
32- دنبال ظرفهای مسی ميگردن
33- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
38- روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:53  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
فرق دخترا و پسرا در پول گرفتن از عابر بانک :

پسرها

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:52  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

                  سن دخترها از ۱۴تا ۲۸ و خصوصيات اخلاقی آنها

       

سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشو   می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبمسن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و...)سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارنسن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث)سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کننسن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناستسن 20 سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونمسن 21 سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقطسن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه)سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کننسن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونهسن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشهسن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــلهسن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــشسن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی
 
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:52  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
کاریکاتور 
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:52  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 
 

چنین گفت رستم به اسفندیار که خواهم ز تو ماهی خاویار

------------------------------------------------------------------------------------------

تو کز محنت دیگران بی غمی به جون ننت کمتر از شلغمی

------------------------------------------------------------------------------------------

به دست آهن تفته کردن خمیر ز نزدم برو می دهی بوی سیر

------------------------------------------------------------------------------------------

کبوتر با کبوتر باز با باز گرفت مادرزن بیچاره را گاز

------------------------------------------------------------------------------------------

نیش عقرب نه از ره کین است بلکه مادرزنش در راه چین است

------------------------------------------------------------------------------------------

یکی از بزرگان اهل خرد برای خرش ساندویچ می خرد

------------------------------------------------------------------------------------------

آب زنید خاک را چون که نگار می رسد تعطیل کنید کار را وقت نهار می رسد

------------------------------------------------------------------------------------------

شنیدم که دارای فرخ تبار دو تا گورخر خورد وقت ناهار

------------------------------------------------------------------------------------------

عشق بازی چیست ، سر در پای جانان باختن جنس قلابی به مردم روز و شب انداختن

------------------------------------------------------------------------------------------

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند جای شام و سحری یک کاسه آبم دادند

------------------------------------------------------------------------------------------

میازار موری که دانه کش است که مادرزنش در تگزاس هفتیرکش است

------------------------------------------------------------------------------------------

باز باران قطره قطره می چکد از سقف خانه

سقف ما سوراخ دارد اوخ دارد ، آب دارد

کله بزغاله ما شاخ دارد در عوض همسایه دست یمینی کاخ دارد

شعر خود را پس پری شب برده بودم پیش عمه

عمه ام شعر مرا خواند بر ملاج بنده کوباند

بعد مثل مرغ جنگی گفت غران چون پلنگی

یخ کنی یخچال فرنگی

------------------------------------------------------------------------------------------

اگر داری تو عقل و دانش و هوش برای همسرت کادو ببر موش

------------------------------------------------------------------------------------------

با بدان بد باش و با نیکان نکو فصل گرما یخ بخور سرما لبو

------------------------------------------------------------------------------------------

به رستم چنین گفت گودرز پیر که نانوا به من داد نان خمیر

------------------------------------------------------------------------------------------

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید دیپلم خود بدهید آب هویج نوش کنید

------------------------------------------------------------------------------------------

یکی روبهی دید بی دست و پای پس از صرف مرغش کمی خورد چای

------------------------------------------------------------------------------------------

مکن غیبت مده بیهوده دشنام زنت آخر تو را اندازد از بام

------------------------------------------------------------------------------------------

کبوتر با کبوتر باز با باز خورم امشب چلو با یک عدد غاز

------------------------------------------------------------------------------------------

یکی از بزرگان اهل تمیز سوار بر خرش شد به بالای میز

------------------------------------------------------------------------------------------

چنین گفت رستم به اسفندیار که من گشنمه نون سنگک بیار

------------------------------------------------------------------------------------------

الا ای طوطی گویای اسرار به پای بینوایان نیست شلوار

------------------------------------------------------------------------------------------

تو کز محنت دیگران بی غمی چرا لنگه کفش بر سرم می زنی

------------------------------------------------------------------------------------------

یکی روبهی دید بی دست و پای تعجب نمود و پریدش ز جای

که ای کلمن ، ای روبه پا ندار تو را دست و پا بوده روزی چهار

کجا کرده ای دست و پاهای خویش فروختی نمودیش خرج حشیش

چنین گفت روبه به درویش پیر شکم چون نداری تو ، خرده مگیر

بها کرده ام دست و پا بهر نان مرا کلیه مانده از من ستان

یکی کلیه پنداری آب زلال چرا که هنوزش نبردم موال

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:51  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

تور بزرگ گردشگری

 

سه شب بهشت، دو شب جهنم، دو شب برزخ- بازديد از مهم ترين مراکز فرهنگی، هنری، تفريحی ملکوت- بازديد از پل زيبای صراط- بازديد از معروف ترين مار دنيا؛ غاشيه- تجربه ی سفری زيبا بر روی شير عسل های رودخانه های بهشت- بازديد از بارگاه الهی و خانه ی جبرائيل- بازديد از اژدهای دو سر


هزينه های تور شامل

- هزينه ی جابه جايی و اقامت همراه با صبحانه- هزينه ی ويزای بهشت- هزينه ی جا به جايی با قاليچه ی پرنده- هزينه ی خدمات جانبی( حوری و

علاقه مندان می توانند برای شرکت در تور و کسب اطلاعات بيشتر هر چه سريع تر با عزرائيل تماس بگيرند!

کنسرت بزرگ هايده و ويگن( برای حال دادن به زلزله زدگان بم که تازه اومدن اين جا)

با حضور افتخاری ايرج بسطامیمکان: آمفی تئاتر اصلی بهشت، آسمان هفتم!زمان: جمعه ی ديگه

علاقه مندان برای تهيه ی بليط و در صورتی که احساس می کنند به بهشت می روند، می توانند تا آخر وقت اداری چهارشنبه فوت شوند
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:50  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

نوار مغزی نرمال :

ـــــ|/ـــــ|/ـــــ|/ـــــ

اصفهانی :

__$__$__$__$

قزوینی :

ــ(|)ــــ(|)ــــ(|)ــــ

ترکه :

ــــ؟! ــــ؟! ــــ؟!!!!ــــــ

لره :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:49  توسط ‹‹ مجتبی ››  | 

الا کنکور!!!

 

الا کنکور !  مرگت زودتر باد 

که از تو چشم و جانم گشته نا شاد 

ربودی خواب را هر شب ز چشمم      

ز تو خشکد به هر لب ، خنده شاد      

نباشد خاطرم فارغ ز یادت 

خدایا کی شود تا گردم آزاد 

همانانی که کنکور آفریدند   

خدایا شامشان گردان تو سالاد! 

رسد هر دم به این گوش این بانگ جان سوز

که کنکورم رسید، ای داد و بی داد

الا ای کنکوریان رنج دیده

یکی کنکوری چنین فریاد سر داد

الهی، خود ستان حقم ز کنکور

دگر کافی است دیدم هر چه داد و بی داد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9:48  توسط ‹‹ مجتبی ››  |