:: بقیه در ادامه مطلب ::
1.دوستت دارم.
2.عاشقتم.(نچ نچ نچ...ته خالي بند)
3.اولين باره با يه پسر دوست شدم.(كم ببند هميشه ببند)
4.قول مي دم هميشه با تو بمونم.
5.من از اخلاقت خوشم اومده.(خدايش خودتونم خندتون گرفت نه؟)
6.هر كاري بگي برات مي كنم.
7.من به غير تو به هيچ كس فكر نمي كنم.
8.خوشگلترين پسري كه تو عمرم ديدم تويي.
9.بهترين لحظه هاي عمرم وقتي كه با تو ميرم بيرون.(البته اين درسته...ما رو هم يكي مبرد بيرون نمي ذاشت دست دو جيبمون كنيم و هر چي مي خواستيم مي خريد خوب واسه ما هم بهترين لحظه مي شد)
حالا تابلوترين خالي بندي پسرا:
1.دوستت دارم.
2.عاشقتم.
3.اولين و اخرين دختري هستي كه با هاش دوست شدم.
4.الان فقط با تو دوستم.(البته 3-4 نفر چون نزديك صفر هستش،مي شه صفر در نظر گرفت...بابا برين يه كم رياضي و حد بخونين)
5.يه روز از همين روزا ميام به خاستگاريت.
6.يه حلقه طلايي اسمتو روش نوشتم(اخ ببخشيد اين مال اينجا نبود...تقصير منم نيست كه)-راستي بقيش جا موند:مي خوام بدم پاكش كنن بي تربيتي كردي تو سرنوشتم.(بچه مثبتيم ديگه)
7.بابا پسرا خالي بندي زياد دارن برين خودتون پيدا كنيد ديگه.به بن بست شلوغ چه؟!والا...مثلا باباي كارخونه دار،ماشين فلان مدل،خونه مستقل،دارايي،ويلاي شمال و.....
|
طرز تهیه شوهر مرغوب |
|
برای تهیه این عنصر ، در ابتدا ی کار باید سیلیکات جهیزیه را با نیترات ارث بابا مخلوط کرده ، پس از مدتی متصاعد می شود برای مرغوبیت بیشتر این عنصر می توان از زبان چرب و نرم هم به عنوان کاتالیزور استفاده کرد . |
روی ادامه مطلب کلیک کنید
!!! .... اگه از پيكان مدل پنجاه و چهارت شونصدتا سيدسى آويزون كردى و سيزده تاآينه هم به شيشه جلوت چسبوندى،خيلى جواتى. اگه پشت آردي سبزت زدى۴۰۵و يه بوق بيابونى،يه بوق بنزى و يه بوق درى ورى گذاشتى روش،خيلى جواتى. اگه تو مراسمgoodbye party يكى از بچه ها تيپ يه دست زرشكى زدى و تو همه عكسها هم هستى و تو همه عكسها براى ديگران شاخ گذاشتى خيلى جواتى. اگه تازه نامزد کردی و عروس خانومو برداشتی و بردی بیرون و موقع برگشتن میبریش سیراب شیردون بخورین خیلی جواتی. اگه جمعه ها کوه میری و یه ضبط ۱۰۰۰ وات انداختی تو کوله ات و نوار جواد یساری گذاشتی خیلی جواتی. اگه دعوتت کردن فرانسه و قراره درباره دموکراسی صحبت کنی و میگی:تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر خیلی جواتی. جوات یعنی کفش صندل با جوراب. یعنی رنگ بنفش. یعنی سگک کمربند. یعنی کشیدن پاشنه کفش رو زمین. یعنی آرایش قهوه ای.یعنی لاک قرمز.یعنی اپُل.یعنی پیکان اسپورت.یعنی کفش ورنی.یعنی پیلی.یعنی بلوز پیچ اسکن اُملتی.یعنی لباس شب پولکی.یعنی سیزده بدر پارک دانشجو.یعنی کاپشن چرم تنگ و کوتاه.یعنی
چرا آقایون زودتر از خانم ها می میرند؟
این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم
اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید... شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید... شما یک مرد لوس و مامانی هستید
اگر به شدت کار کنید... برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید... مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید
اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد... شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید... بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید
اگر شما شغل بهتری گرفتید... پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد... به خاطر توانایی های بالایش بوده
اگر به او بگویید که چقدر زیباست... این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید... این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند
اگر گریه کنید... آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید... بی احساس و بی عاطفه هستید
اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید... شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد... یک خانم لیبرال و آزادمنش است
اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد... این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد... انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند
اگر از آنها بخواهید که هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید... شما اصلا رمانتیک نیستید
اگر به خودتان برسید... خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید... یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید
اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید... احساسات او را درک نمی کنید
اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید... انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید... اصلا بلندپرواز نیستید
اگر او سر درد داشته باشد... خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید... می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید
اگر او را زیاد بخواهید... شهوتران هستید
اگر نخواهید... پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است
در نهایت... مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که
دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود"
لطفا ۱۲ سوسیس و یك ران گوشت بدین " . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب
تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ
گذاشت . سگ هم کیسه راگرفت و رفت .
قصاب که کنجکاوشده بودوازطرفی وقت بستن مغازه بودتعطیل کردوبدنبال سگ
راه افتاد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه داستان در ادامه مطلب
http://www.diamondcloak.info
http://www.miaoweb.net
http://www.d4x.org
http://www.millespot.com
http://www.aided.info
http://www.rcx1.com
--------------------------------------------------------------------------------------------------
توجه:لطفا از اين فيلتر شكن ها فقط براي وب سايتهايي كه به اشتباه فيلتر شدند مثل بعضي از سايتهاي خبرگزاري استفاده كنيد.در غير اين صورت اين وبلاگ هيچ مسؤليتي را عهده دار نميباشد
كپي برداري آزاد شد!
بريد حال كنيد!
ببخشيد اگه بعضي هاش تكراري بودند![]()
اگه دوست دارید بدونید معروفترین بازیگران - کارگردانان - فوتبالیستها و خوانندگان
و چهره های مشهور ایرانی
سوار چه ماشینی میشوند ؟!!!
روی ادامه مطلب کلیک کنید
فقط همین امشب تصور کنیم که زن و شوهر هستیم
یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نخواهد شد.
ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتن بافتني بود.
شب که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید ! میشه یه لطفی در حق من بفرمايید؟
- خواهش ميكنم!
- من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟
- من یه پیشنهاد دارم!
- چه پیشنهادی؟
- فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم.
زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت:
- چه اشکال داره ، موافقم!
- قبول؟
- قبول!
- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم میآد.
دیگه هم مزاحم من نشو
دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان .....

متن ترانه یاور هـمیـشه مومــن
تقدیم به طرفدارهای داریوش بزرگترین خواننده ایرانی
ای به داد من رسيده تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من
ای تبلور حقيقت توی لحظه های ترديد
تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشيد
اگه باشی يا نباشی برای من تکيه گاهی
ميون اين همه دشمن تو رفيقی جون پناهی
ياور هميشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوريت
برای من شده عادت
ناجی عاطفه من شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته
اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم
قدراون لحظه نداره که منو دادی نشونم
وقتی شب شب سفر بود توی کوچه های وحشت
وقتی همسايه کسی بود واسه بردنم به ظلمت
وقتی هر ثانيه شب طپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست بهترين لباس من بود
تو با دست مهربونیت به تنم مرحم کشيدی
برام از روشنی گفتی پرده شب و دريدی
ای طلوع اولين دوست ای رفيق آخر من
به سلامت سفرت خوش ای يگانه ياور من
مقصدت هر جا که باشه هر جای دنيا که باشي
اونور مرز شقايق پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود
تنها دست تو رفيقه دست بی ریای من بود
یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوریت
برای من شده عادت
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
مهم اين نيست که قشنگ باشي ، قشنگ اينه که مهم باشي! حتي براي يک نفر...
تق، تق، تق، کيه؟
...
من گداي دوره گردم... اومدم دورت بگردم.
.
شخصی گفت : من بیست سال دارم . بزرگی بر او خرده گرفت که نباید بگویی 20 سال دارم ، باید بگویی آن 20 سال را دیگر ندارم.
دکتر علي شريعتي : دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است
تو پادگان چشمات راه میرفتم ... بی معرفت سهم من از عشقت كلاغ پر بود ؟
تو كه می دونی من زیاد به خیابونا وارد نیستم
.
.
.
میشه بگی از كدوم طرف میشه قربونت برم ؟
احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز
به ادامه مطلب مراجعه كنيد
نرم افزار تبدیل نام به خط میخی ایران باستان
امروز از طریق یکی از کامنت های وارده با سایتی آشنا شدم که برنامه تبدیل واژه به خط میخی پارسی باستان را آنلاین در اختیار کاربران قرار میدهد.
اين اسمه منه







شما هم امتحان کنید.
در ادامه مطلب
جواب را به آدرس زیر ارسال نمایید تا هر آهنگی از داریوش که می خواهیید برای شما فرستاده شود![]()

در ادامه مطلب
روي ادامه مطلب كليك كنيد
يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يه پسرخوب کمتربا اين جمله مواجه ميشود""مشتري گرامي دسترسي شمابه اين سايت مقدورنمي باشد""
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:""ساعت چند"" ""کي مياي"" ""کجا"" ""دير نکني يا
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يه پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يه پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يه پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يه پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يه پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يه پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يه پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يه پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يه پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يه پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يه پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يه پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يه پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
يه پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
يه پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يه پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
يه پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يه پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يه پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يه پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يه پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد
يه پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد
يه پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند
يه پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد
يه پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يه پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يه پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
يه پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند
یعنی پیدا میشه!!! ![]()
دخترها:
۱- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۲- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
۴- چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها:
۱- توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲- توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
۴- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۵- توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷- چند تا فحش ميدن
۸- دنبال كبريت ميگردن
۹- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!)
۱۱- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
۱۲- تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴- ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶- روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
۱۷- تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
۱۸- دنبال نمكدون ميگردن
۱۹- نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
۲0- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۲1- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
۲2- صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲3- نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
۲4- بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
۲5- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
۲6- توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
۲7- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
29- سريع برميگردن توی آشپزخونه
30- تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
32- دنبال ظرفهای مسی ميگردن
33- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
38- روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
پسرها
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
دخترها
با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمیذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
چنین گفت رستم به اسفندیار که خواهم ز تو ماهی خاویار
------------------------------------------------------------------------------------------
تو کز محنت دیگران بی غمی به جون ننت کمتر از شلغمی
------------------------------------------------------------------------------------------
به دست آهن تفته کردن خمیر ز نزدم برو می دهی بوی سیر
------------------------------------------------------------------------------------------
کبوتر با کبوتر باز با باز گرفت مادرزن بیچاره را گاز
------------------------------------------------------------------------------------------
نیش عقرب نه از ره کین است بلکه مادرزنش در راه چین است
------------------------------------------------------------------------------------------
یکی از بزرگان اهل خرد برای خرش ساندویچ می خرد
------------------------------------------------------------------------------------------
آب زنید خاک را چون که نگار می رسد تعطیل کنید کار را وقت نهار می رسد
------------------------------------------------------------------------------------------
شنیدم که دارای فرخ تبار دو تا گورخر خورد وقت ناهار
------------------------------------------------------------------------------------------
عشق بازی چیست ، سر در پای جانان باختن جنس قلابی به مردم روز و شب انداختن
------------------------------------------------------------------------------------------
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند جای شام و سحری یک کاسه آبم دادند
------------------------------------------------------------------------------------------
میازار موری که دانه کش است که مادرزنش در تگزاس هفتیرکش است
------------------------------------------------------------------------------------------
باز باران قطره قطره می چکد از سقف خانه
سقف ما سوراخ دارد اوخ دارد ، آب دارد
کله بزغاله ما شاخ دارد در عوض همسایه دست یمینی کاخ دارد
شعر خود را پس پری شب برده بودم پیش عمه
عمه ام شعر مرا خواند بر ملاج بنده کوباند
بعد مثل مرغ جنگی گفت غران چون پلنگی
یخ کنی یخچال فرنگی
------------------------------------------------------------------------------------------
اگر داری تو عقل و دانش و هوش برای همسرت کادو ببر موش
------------------------------------------------------------------------------------------
با بدان بد باش و با نیکان نکو فصل گرما یخ بخور سرما لبو
------------------------------------------------------------------------------------------
به رستم چنین گفت گودرز پیر که نانوا به من داد نان خمیر
------------------------------------------------------------------------------------------
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید دیپلم خود بدهید آب هویج نوش کنید
------------------------------------------------------------------------------------------
یکی روبهی دید بی دست و پای پس از صرف مرغش کمی خورد چای
------------------------------------------------------------------------------------------
مکن غیبت مده بیهوده دشنام زنت آخر تو را اندازد از بام
------------------------------------------------------------------------------------------
کبوتر با کبوتر باز با باز خورم امشب چلو با یک عدد غاز
------------------------------------------------------------------------------------------
یکی از بزرگان اهل تمیز سوار بر خرش شد به بالای میز
------------------------------------------------------------------------------------------
چنین گفت رستم به اسفندیار که من گشنمه نون سنگک بیار
------------------------------------------------------------------------------------------
الا ای طوطی گویای اسرار به پای بینوایان نیست شلوار
------------------------------------------------------------------------------------------
تو کز محنت دیگران بی غمی چرا لنگه کفش بر سرم می زنی
------------------------------------------------------------------------------------------
یکی روبهی دید بی دست و پای تعجب نمود و پریدش ز جای
که ای کلمن ، ای روبه پا ندار تو را دست و پا بوده روزی چهار
کجا کرده ای دست و پاهای خویش فروختی نمودیش خرج حشیش
چنین گفت روبه به درویش پیر شکم چون نداری تو ، خرده مگیر
بها کرده ام دست و پا بهر نان مرا کلیه مانده از من ستان
یکی کلیه پنداری آب زلال چرا که هنوزش نبردم موال
تور بزرگ گردشگری
نوار مغزی نرمال :
ـــــ|/ـــــ|/ـــــ|/ـــــ
اصفهانی :
__$__$__$__$
قزوینی :
ــ(|)ــــ(|)ــــ(|)ــــ
ترکه :
ــــ؟! ــــ؟! ــــ؟!!!!ــــــ
لره :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
![]()
الا کنکور!!!
الا کنکور ! مرگت زودتر باد ![]()
که از تو چشم و جانم گشته نا شاد ![]()
ربودی خواب را هر شب ز چشمم ![]()
ز تو خشکد به هر لب ، خنده شاد ![]()
نباشد خاطرم فارغ ز یادت ![]()
خدایا کی شود تا گردم آزاد ![]()
همانانی که کنکور آفریدند ![]()
خدایا شامشان گردان تو سالاد! ![]()
رسد هر دم به این گوش این بانگ جان سوز ![]()
که کنکورم رسید، ای داد و بی داد ![]()
الا ای کنکوریان رنج دیده ![]()
یکی کنکوری چنین فریاد سر داد ![]()
الهی، خود ستان حقم ز کنکور ![]()
دگر کافی است دیدم هر چه داد و بی داد![]()
![]()
![]()